مامان با خواهرم صمیمی تره بینمون فرق میزاره یچیزایی رو به اون میگه و به من نمیگه
الان فهمیدم پنهانی به یکی زنگ میزنن احتمال میدم دعانویسس چیزی باشه
نمیدونم چرااز من پنهان میکنن من باخواهرم خیلی خوبم اما در اتاقو قفل کرده بود که نرم داخل هرچیم میگفتم بازکن جوابم رو نمیداد بعدم گفت بتوچه و این حرفا و مامانمم تاییدش کرد غرورم خورد شد همیشه کارشون همینه همه چیزو ازمن پنهان میکنن نمیدونم چرااینجورن؟من چیکارکنم ببینم به روی خودم نیارم؟خودمو خواهرم متاهلیم