خانما چند سال پیش برادر شوهرم ازبرادرم قرض داشت برادرم واقعا نداشت ازسر لجبازی برادرمو بازداشت کرد و شبش شوهرم گفت به ماربط نداره ومن خیلی دلگیر شدم حالا بعداز چند سال برادرشوهرم قرض بالا اورده وبازداشت شده وشوهرم دنباله کاراشه صبحی زنگ زدم وبهش چندسال پیشو یاداوری کردم با گریه گفت ببخش من اشتباه کردم خدا اجرتورو میده فقط بهش گفتم زمین وحشتناک گرده ولی شما منو سراون مساله خیلی اذیت کردین الان ناراحتم چرا به روش اوردم