2777
2789
عنوان

مستاجری😥😥😥😥

1218 بازدید | 86 پست

سلام داستان به اونجا بر میگرده که ما پارسال بعد از کلی گشتن برای خونه تو منطقه ی خیلی ضعیفتر از منطقه خودمون خونه گیر آوردیم با 50 پول پیش 2 میلیون اجاره آقایی که صاحبخونه بود با این جمله که چند سال بشینید انشالله تا بخرید به ما اطمینان داد که اینجا هستیم‌ برای همین شوهرم کلی خرج خونه کرد کاغذ دیواری کشید گاز رو میزی خریدو اینجور چیزا ما چندسالی بود بچه دار نمی‌شدیم حالا امسال خدا خواستو بعد سه سال ناباروری خدا به ما بچه داده ولی من استراحت مطلقم حالا چند روز مونده به موعد مون زنگ زده میگه پاشید پسره خودم میخواد بیاد اینجا تا فهمید من باردارمو استراحت سریع گفت عروس منم استراحت مطلقه َسریع پاشید بعد رفته به اون‌یکی مستاجرشم همینو گفته دوتا خونشو برای پسرش میخواد آیا؟؟؟ چرا آدما خیلی‌هاشون رحمو انصاف ندارن؟؟؟؟ چرا انسانیت رفته حالا من چه غلطی کنم افسردگی گرفته دائم میزنم زیر گریه نمیدونم چه غلطی بکنم

زندگی کوتاهتر از اونیه که بخوام با افکار منفی خرابش کنم پس تا وقتی به خدا ایمان دارم همه چی برام مثبته

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خب 3ساله چ نشستی سریال ک بلندترین نکرده حتمامیخوادگرون دربده

سه ساله باردار نشدم وگرنه خونرو پارسال اومدم

زندگی کوتاهتر از اونیه که بخوام با افکار منفی خرابش کنم پس تا وقتی به خدا ایمان دارم همه چی برام مثبته

منظورش اینه کرایه روبیشتر کنید

برا خواهرشوهرمنم اینطوری بود تا راضی شدن کرایه رو اضافه کنن

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"

الهی قدم بچه ات سبک باشه صاحب خونه شی ما هیچ سرمایه نداشتیم اما دختر م که دنیا آمد پا قدمش خدا خواست ماهم صاحبخانه شدیم

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی    که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

والا شما بیخیالید از یکی دوماه قبلتر باید ی زنگی ب صاحب خونه میزدید ک تکلیفتون مشخص بشه

 بعضیا مثل سگ هار پاچه میگیرن                          منت بر سر بنده حقیر گذاشته و لایک نفرمایید.                                                                     با تشکر
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش