ببین عزیزم
من از سوم راهنمایی چادر سرم کردم همینطوری البته خانواده مذهبی هستیم میدونستم امسال بهم نگن حتما سال بغد میگن دیگه من مادربزرگم چادرازمکه آوردن ومن هم پوشیدم
البته چادررا خیلی دوست داشتم و دارم
تاپارسال که دومین دخترم بدنیااومد
قبلش هم گاهی سر دختر اولیم اذیت میشدم
ولی نه به شدت این دخترم ماشین هم نداریم خودم باید دخترم میبرد ومیاوردم آخه گفتن چشاش مشکل داره من همش تو راه دکتر اینقد اذیت میشدم کیف بجه چادر😥😥😥
خیلی افتضاح بودم شلخته نامرتب
تازه من افسردگی بغد زایمان هم دارمم همینطوریشم بدون اعتماد به نفس دبگه بدترشدم
اومدم به شوهرم گفتم دیگه چادرنمیپوشم اونم گفت منکه ازاول بهت گفتم نپوش خیلی بهم میگفت ولی من گوش نمیکردم و مپوشیدم
دیگه تا مدتها حالم خوب نبود اینقد که آدرس خونمونو گم کردم یه بار
مامانم خیلی بهم بی محلی میکردو تحت فشاربود
اصلا احازه نمیدم حتی یه تارموهم بیرون باشه
دیگه همش تو تردید ودودلی بودم ولی کم کم دیدم چقدر بی چادر آزادم چقدرسبکم
دیگه این همه هم اذیت شدم خب دیگه هم نمپوشم
مگه فقط حجاب به جادرهستش
میشه بی چادر هم محجبه بود و مرتب
(من غیر چادر ساده هیچی چادر دیگه ای سرم نمیکنم ابدا)