بعد زایمان بخاطر کارهایی که مامانم تو بیمارستان و بعدش کرد افسردگی گرفتم(تو تاپیکهام هست) بهتر شده بودم ولی حس میکنم باز اونده سراغم...همش هم بخاطر مامانمه...اصلا به فکرم نیست دوستم نداره...خیلی ناراحتم خیلی واحساس تنهایی میکنم ..بقیه رو میبینم ماماناشون چقدر هواشونو دارن حسودیم میشه..مامانم همش با زبون تند و تیزش ازارم میده هر سری میرم خونش ناراحتم میکنه همونجا به خودم قول میدم نرم دیگه ولی من کسی رو ندارم باز میرم اونجا و باز ناراحتم میکنه...فردا داییم مهمونی داره هنه رو دعوت کرده مامانم و خالم عید مفصل دعواشون شد و حالا فردا خالمم میاد ولی من خجالت میکشم برم خاله مو ببینم...رفتار مامانم میدونم زشت و زننده بوده..میترسم باز اونحا دعواشون بشه...