همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
خدایا تا تو کنارمی نمیترسه دلم...بمون پیشم مثل هر ثانیه از زندگیم ک بودنت رو واضحتر از هر بودنی حس کردم...مرسی ک بهم فرصت زندگی کردن،عاشق شدن،بچگی کردن و بزرگ شدن دادی...خدایا بابت همه نعمتهایی ک دادی و ندادی شکرت😍
خوشگلم واسم صلوات میفرستی؟ کاش راه دوری بین ما بود🚶کاش سرنوشت ما جدا بود↕از تو فکر من رها بوده🙍گر ندیده بودمت ای یار🙌عشق دیدی خانه ات خراب است💒عشق هر چه گفته ای سراب است💖ای چه حق انتخاب است ❓که ندارم خبر از دلدار❕تو همانی که رگ خواب مرا میدانی😴تو همانی که به درد دل من درمانی💊باورت کردمو گفتی تا ابد میمانی👫دیدی آخر که تو رفتی و من اینجا ماندم💔دیدی اخر که ز پرواز دلت جا ماندم🚁تنها یار بی کسی ها دیدی تنها ماندم😢دل💖توبه کردی و شکستی دل💔با چه رویی عاشق هستی😍تو امید به هر که بستی💑رفتو آخرش شدی تنها👤من یک غم ادامه دارم😖من بغض آخرین قرارم😧که هنوز در انتظارم😧برسی به داد این شبهام🌃تو همانی که رگ خواب مرا میدانی😴تو همانی که به درد دل من درمانی 💊باورت کردمو گفتی تا ابد میمانی😍
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی