سلام بچه ها تاپیک قبلیم یادتونه ک گفتم رفتم خونه جاریم رفت تو اتاق و درد قفل کرد....دیروز رفته بودیم جشن عقد یکی ازفامیلا من کنار خاهرشوهرمنشسته بودم جاریم و مادرشوهرم اینا دیر تر اومدن کنارهمنشستن بعدش جاریم اومد پیش ما به خاهرشوهرم سلام و کردو دست داد بعدم دستشو از جلو من رد کرد به دختر خاهر شوهرم دست داد☹☹☹☹البته منم اصلاااا سرمو بلند نکردم ک نگاش کنم یا سلام کنم اونم یکم واستاد و رفت من خیلی تاراحت شدم بع خاهرشوهرم گفتم فلانی اومد باهم دست داد جز من مگه ارث بابای پدر سوختشو ازممیخاد اونم هیچ نگف.....مامانم میگ نباید ب خاهرشوهرت میگفتی حالل بهش میگ اونم میگ حتما معطل بوده ک من بهش دست بدم
دوست عزیز برای حاجتم صلوات میفرستی😍پسر یکی یدونه ی من حضرت زینب نگهدارت👪بعد از دوسال کاربریم برگشت 😍😍😍😍الان دیگه دوتا پسر خوشگل وشیطون دارم ..خدای مهربونم خودت مواظب بچه هام و همسرم باش🙏🙏🙏هرکی امضامومیخونه اگه دلش خواست برام دعا کنه گرفتاریام حل بشه لایککنه منم صلوات میفرستم براش🍀
نبابا اون ادبو این چیزا حالیشون نیس والا راستم گفتم مگه ارث باباشو میخاد ازم
پستای منو دوتا جدیده رو بخون من جاریم از جاری تو بدتره، رفتم خونش براش کادو خریدم اصلا محل نذاشت.... کلا باهم کارد و پنیریم اماااااا تو عمرم من عروس کوچیکم یکبار ب روی خودم نیاوردم ک انقد از رفتارش میسوزم،،،، یعنی با رفتارم بلایی سرش آوردم ک منو میبینه لال میشه یکبار تا حالا محلش ندادم انگار غریبست برام انگار نمیبینمش انگار اصلا آدم نیست اونم رفتار متقابل داره مث خودم صعف نشون نمیدم بهش...اما تا الان یبارم گله شو. یش کسی نکردم پیش هممممممه اقوام شوهر ازش خوب میگم تا اگه اون رفت پشت من بد گفت دیگران قضاوت کنن ک کرم از اونه ک با وجودی ک من خوبیشو میگم اون بد میگه.... این یعنی با پنبه سر بریدن
ازحرکتاش بدم میاد میسوزم آتیش میگیرم یه دوست صمیمی دارم سنگ صبورمه آب رو آتیشه فقط پیش اون گله میکنم و درد دل ک هیچکسی ب باطن من پی نبره ،،، بعد درد دل سبک میشم... باورت میشه تا الان نه داخل آشپزخونش رو دیدم نه اتاقاش رو؟؟؟ فقط میرم خونش میشینم جلو تلویزیون و با برادر شوهرم میگم و میخندم و بهترین لباسا و کل طلاهامو میپوشم چای میاره بر نمیدارم، میوه میاره کم بر میدارم نصفشون میکنم نمیخورم..چشم تو چشم اکیدا نگاهش نمیکنم،، البته اون هشت ساله ازدواج کرده بچه دار نمیشه اما من سه ساله ازدواج کردم بچه دارم.. خدا ب اونم بچه بده ....بعد میرم خونه مادرشوهر خوبی جاریمو میگم ...