2777
2789
عنوان

درد دل

144 بازدید | 8 پست

سلام 

من باردارم حدودا نه ماهم و استراحت مطلقم الان حدودپنج ماهه به جز دكتر و درمانگاه از خونه بيرون نرفتم از خانواده م دورم و از صبح تاغروب تنهام تا همسرم بياد

بماند كه وقتي هم از سركار مياد تو حال نشسته و تو تلگرامه و من روي تخت،

امروز جمعه خواهرش جاري منو و فاميلشو دعوت كرده و به همسر منم زنگ زده كه بيا از ساعت دوازده رفته حدودا پنج و نيم عصر اومده با يكم غذا كه خواهرش داده اومده به من مي گه ناهار نخوردي بيا ناهار اوردم گفتم نميخوام شروع كرده به غر زدن كه مگه من عشق و حال رفتم و از اين حرفا،

واقعا چرا اينقدر مردها بدن،انگار من اين بچه از خونه بابام اوردم😔😔😔😔

يعني ازش تو اين لحظه متنفرم 

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ب جای متنفر شدن 

شرایط تونو  و خواسته هاتونو   براشون توضیح بدید 

یا  دوتایی برید دکتر  و از دکترتون بخواید ک این چیزها  رو براشون توضیح بدن  تا موثر واقع شه 

ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود                                                       گویی مهمان ویژه ای  در راه است ....

ینی ناهار نداشتی امروز؟این که شوهرت دیر از مهمونی اومده یکم جای حرف داره که البته باید بپرسی ازش. باهاش صحبت کن و دقیقا بگو که چرا ناراحتی.

شوهر منم یه دورانی که شرایط سختی واسه دوتامون بود ترجیح میداد بخوابه یا تو اینستا بچرخه و اغلب تنهام میذاشت و همراه خوبی نبود خداروشکر تموم شد اون دوران.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108