سلام ....
مارسیم جون خدا رو شکر که به خیر گذشته ...ایشالا بلا دور باشه ولی این خطرا همیشه واسه بچه ها هست...
هماجون پستت رو خوندم خیلی متأسف شدم ایشالا زود زود خوب بشی...
وای مهناز جون منم همش دارم به این چیزها فکر می کنم ولی راستش خودمم هنوز احساس خاصی نسبت بهش ندارم ... فقط دلم براش می سوزه
منم سونو رفتم قلبش هم تشکیل شده بود فقط یک کم لکه بینی داشتم که دکتر شیاف پروژسترون داد و گفت استراحت کن که همتون می دونید یه امر محاله...
آرشا توی هفته ی پیش 24 ساعت تب کرد بعد از دو روز هم افتاده به سرفه امروز دکتر بردمش البته عفونت نبود خدا رو شکر...
دیروز عقدکنون خواهرم بود... بعد از 4 ماه نامزدی ... ایشالا که خوشبخت بشه خواهر گلم که همیشه پشت من بوده...
منم اگه خودم می خواستم تصمیم بگیرم با یه بچه موافق بودم البته بخاطر رفاه خودم...
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche