2777
2789
راستی یادم رفت بگم:

بارون میاد جر جر......
پشت خونه هاجر......
هاجر عروسی داره.....
دمب خروسی داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امروز خیییییییییییییییییییییییییییلی حال کردم............... بعد از مدت ها چه بارونیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اصلا دلم نمی خواست بیام توی شرکت.......... دلم می خواست همینجور توی بارون را ه برم.......... کلا هوا دونفره است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! منم که تنها............ راستی همسر گرامیم رفته شیراز ماموریت.... البته فردا برمی گرده.
سلامممممممممممممم صبح به خیر ...صبح زیبای بارونی تون بخیرررررر ......


وایییییییییییییی مهناز مبارک مبارک خیلی خیلی مبارک چه خبر داغی اول صبحی ..... روحیه ام شاد شد ........دعا می کنم حاملگی بی خطر و راحتی داشته باشی و بچه سالم و مثل هستی خوشگل


سمیه جون بابا کجایی ؟ خبری ازت نیست .. وای چه عکس قشنگی چه پسر خوش ژستی چه مامان باسلیقه ای

فرانک بهتری؟؟؟؟

فیروزه جونم یه دکترم من می شناسم ..نجفیان قبلا سهروردی بود الان رفته پاسدارن خواستی بگو شمارشو بدم

مریم جون منم بی بچه موافقم ....این پنجشنبه خوبه ؟؟؟؟ کافی شاپ دوران حاملگی ...روبه روی پارک ملت ساعت 11 صبح؟؟؟ کیا موافقا دستا بالا...

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

سلام !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدای من مهناز مبارکه الهـــــــــــــــــــــــی خیلی خیلی خوشحال شدم انشاء الله به سلامتی . وای نمی دونی چه حالی شدم تمام بدنم مور مور شد وای چه حسی قشنگی آخی جونــــــم :*


فیروزه نازنین یه دکتر وفایی هم هست تو جردن که من شمارش رو ندارم و تلفنی هم وقت نمیده ولی هر کی رفته پیشش عالی بوده . من خودم دو تا مراجعه اش رو دیدم پوستشون عالی شده بود . حالا اگه خواستی بگو شمارش رو برات گیر بیارم یا آدرسش رو .


سمیه جان خسته نباشی . باز خدارو شکر که کار و بارت روبه راهه . فسقلی چه ناز و بزرگ شده براش اسپند دود کن عزیزم .

الناز در چه حالین ؟ سام چطوره ؟ یاس که مریض نشد ؟
وای مریم سر صبحی" که البته دیگه از اول صبح ما گذشته بود چون ساتیار راس ساعت 7 عین بچه مدرسه ای ها بیدار شد گفت گشنمه !!!! " ما هم تو راه مهد ساتیار با هم بارون می یاد چر چر رو می خوندیم و غش غش می خندیدم و من واسه شوشو تعریف می کردم بچه بودم تا بارون می یومد با دوستام جمع می شدیم و اینو می خوندیم .... هی جوونییییییییییییییییی.....
سمیرای مسخره من 5 شنبه سر کارم بزار حداقل ساعت 2 که وقت خوایه بچه هاست

بعدشم مریم منم با نیلا شعرش رو می خونم ، نیلا کلی هم از اینکه داره بارون می خوره رو صورتش کیف کرد ولی من از شدت عصبانیت فقط دندونامو فشار میدادم . اونقدر از این هوا بدمممممممممممممممممم میاد که خدا میدونه .
سلام به همه مامانای مهربون

من بعد از یک روز مرخصی استعلاجی امروز اومدم سر کار
و با دیدن پست مهناز کلی شاد شدم
مبارکه عزیزم حاملگی خوبی داشته باشی

فرانک عزیزم شدیدا احساس همدردی می کنم با هات چون منم گاهی اوقات از این همه کار کردن ذله میشم و دلم می خواد یه کم بخودم برسم اما نمیشه یعنی این پسره فسقلی نمی زاره

آخه پسرک منم مثل کوروش کبیر و الینا و نیلا هیچ کس رو بجز مامانش قبول نداره در هیچ موردی فقط وقتی اسباب بازیهاش خراب میشه یاد باباش می افته که حتما اون باید وسایلش رو چسب کاری کنه

میترای عزیز من هم با اینکه خیلی سخته برام که وسیله ای رو عوض کنم اگه آروین این کار رو از من می خواست قبول می کردم

سمیه جون خسته نباشی امیدوارم هر چه زودتر یه مکان مناسب پیدا کنی

الی جون امیدوارم بهتر شده باشین این روزها که آروین مریض بود همش فکر تو رو می کردم که با 2 تا فسقلی مریض چکار می کنی ؟

مامان بچه های عزیز پس حتما باید کوچ کنی بیای رشت .چون الان یک هفته است اینجا بارون میاد و ما رو خسته کرده دیگه از بارون سیر شدیم

سمیرا جون من که هر روز تو این بارون دارم برای آروین این شعر رو می خونم دیگه تکراری شده

راستی یه حرفهایی تو دلم بود نمی دونم بگم یا نه
اون هم در مورد غیبت درنا :
در مورد اومدن و یا نیومدن ما تو این تایپیک و سر زدن هر روزه ما هیچ منتی برکسی نیست
ما اگه اینجا سر می زنیم برای دل خودمون اینکار رو می کنیم بخاطر دوستی های با ارزشی که منشا آسمونی دارن یعنی نی نی هامون . 2 ساله هر روز وقتی که پای کامپیوتر می شینیم و وارد اینترنت میشیم بی اختیار میریم تو تایپیک تیر 87 .
من خودم چند بار پیش اومده که از حرف یکی از دوستان در مورد خودم یا حتی در مورد بقیه مامانها دلگیر شدم و تصمیم گرفتم دیگه نیام اینجا اما نتونستم تحمل کنم و بعد از چند بار خواننده خاموش بودن دوباره شروع به نوشتن کردم چون طاقت نداشتم . اگه براحتی از دیگران انتقاد می کنیم باید تحمل انتقاد کردن دوستانه رو هم داشته باشیم البته اعتراف می کنم من چون خودم تحمل انتقاد رو ندارم هیچ وقت هم از کسی انتقاد نمی کنم .
یادم نمیره چند ماه قبل وقتی که شدیدا درگیر مسئله بیماریم بودم و ترس از سرطان سینه تمام وجودم رو گرفته بود این همای عزیز بود که در اون لحظات من رو تنها نگذاشت و دائم به وبلاگ آروین سر می زد و دلداریم می داد.
یا فرانک عزیز با مهربونی همیشگیش حاضره برای من جوافه بخره و بفرسته

چند وقت پیش هم که این سایت ف ی ل ت ر شده بود در به در دنبال یه جای دیگه می گشتیم تا باز بتونیم دور هم جمع بشیم

پس ارزش این دوستی ها خیلی بیشتر از اونه که بخوایم از سر زدن یا سر نزدن به اینجا حرف بزنیم .

من یکی با اینکه هیچ کدومتون رو ندیدم عاشق همتونم و هر روز به اینجا سر می زنم و با دیدن پست های تک تکتون کلی انرژی مثبت می گیرم
فدرای عزیزم تو هم سرما خورده بودی ؟؟؟امان از دست این هوا ....

خیلی خوشحالم که الان سالمی و در کنارمونی .....واقعا درست گفتی این دلمونه که ما رو اینجا می کشه من گاهی که خونه ام و اینجا نمی یام همش دلم پیش تیر 87 ....
هما ، فیروزه ، مریم ، درنا ، آزاده ، یاسی ، مهتاب ، فرانک و کلیه مامانای تهرانی که می دونم میاین به اینجا سر میزنین بیان جواب بدین حداقل روی ماهتونو ببینیم

مامانای غیر تهرانی هم عاشقتونم و اگه بتونین بیاین قدم روی چشمامون گذاشتین و خیلی خیلی خوشحالمون می کنین .
وایییییییی چه روز قشنگیه .....

واییی بارون بارون .....


با وجود اینکه خیلی دلم می خواد که ببینمتون و خیلی دلم کافی شاپ می خواد مخصوصا اگه هوای 5شنبه هم به این با صفایی باشه ....

ولی

5شنبه رو شرمنده چون مامانم از سفر بر میگرده .....


********

مهناز نمی دون یچقدر خوشحال شدم ..امیدوارم قدمش برات با خیر و خوشی همراه باشه و دوران عشقولانگی خوبی رو باهاش سپری کنی ... همیشه شاد باشی دوستم ....


*****

فدرا جون سلام خانمی .... من عاشق هوای رشتم.. مخصوصا تو پاییز فقط بخاطر بارون هاش ..امضا: یک رشت دوست حرفه ای

سمیرا سمیرا ..دلم برات تنگه ..بوووووس

الی بدو بیا بگو چطورین؟ بهتر شدین؟

فرانکی سلام خانم خانم ها .... گل دخملی خوبه؟

مریم جون چطوری ؟ خوبی؟

هما، مونا، میترا، ترانه ، هااااااسی، درناااااااااااااا، آزادههههههههههه، مهتاب ، بیتااااااا ، فهیمههههههه ..و ....... (شرمنده اگه جا افتادین) بیاین دیگه

ایییییی وایییی یادم رفت واسه عکس آرشا غش و ضعف کنم .. ..ایییی جانم ژست هاشو ببین ..مرد کوچولوی ما رو .....


****

مارسیم ...گلم ..تو هم جا افتادی ... بگذار به پای هواس پرتی و اینکه بابت همین نشستن ها پای نت بای کلی با پسرکم سر و کله بزنم ...

ببوس شازده پسری رو
سلام و صد سلام

ببین یه دقیقه ما رفتیم جلسه ها .... چه خبر بوده . سمیرا جونم ممنون که خبر دادی . با اینکه خیلی خیلی دوست دارم بیام و قرار لازمم ولی من پنج شنبه مامانم خونه مادربزرگمه . و همسری هم پنج شنبه ها میره سر کار بنابراین بنده نمیونم بیام ولی ایشالهههههههههههههه بهتون خوش بگذره یاد ما هم باشیدددددددددددددددد بسیاررررررررررررر

واسه عکسای آرشا هم تو وبلاگش رفتم ولی بسیار بسیار این پسره فتو ژنیک تشریف دارن و مامان هم بسیار بسیار هنرمند .

مهناز جونم مامان دوباره بیا برامون بازم بنویس از احساس قشنگت.

راستی بچه ها هر کس که به فیروزه آدرس دکتر پوست داد یا شماره بی زحمت به من هم بده که بسیار بسیار لازم دارم .

محبوبهههههههههههههههه عزیزمممممممممم تو کجائی؟ چند روز ازت خبر نیست

راستی سمیرا جونم شماره مهتاب رو برات اس میکنم خودت بهش خبر بده که فکر کنم بیاد . البته اینکه میگم خودت خبر بده چون چند روز پیش شماره اش رو خواسته بودی میگما . یادم رفته بود

بچه ها من امروز یکم سرم شلوغ . باید برم . اسم هم نمیبرم چون اصلا تمرکز ندارم . ولی همگی عاشقتونم
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز