2777
2789
ممنون مهناز جون جواب دادی

من هم تخم مرغ املت بیشتر به سامی میدم جون در غیر اینصورت زرده اصلا نمیخوره . ولی مشکلم اینه که صبح صبحانش فقط شیر و عسل یا شیر خرما هست و بسسسسسسسسسسسسسسس

و تا 10 یا 11 به هیج وجه راضی نمیشه جیزی بخوره
سلام سلام سلام صدتا سلام!

دلم کلی برا تک تک تون تنگ شده بود و از اینکه یه فرشته دیگه داره بهمون اضافه میشه خوشحالم!

حقیقت اینه که چند وقتی بود تو فکر مهناز بودم و حقیقت مهمتر این بود که خیلی ازش دلخور بودم خیلی زیاد!
به خاطر مسایلی که پیش اومده بود تامدت ها حسم خیلی منفی بود ببخشید می دونم درست نیست بگم اما خوب دست خودم نبود ...حسم منفی بود دیگه!
الانم که دارم اینا رو می نویسم دلیل بر این نیست که دلخور نیستم دلیلش شاید وجود یه نور کوچولو باشه تو دل مهناز یا گذشت زمان ! حقیقت سوم اینه که دلیلش برای خودمم واضح نیست....
همین چند وقت پیش شدیدا وسوسه شده بودم برای مهناز ایمیل بزنم و ازش بخوام کدروتهامونو کنار بذاریم و اصلا دیگه بهشون فکر نکنیم و قبول کنیم که هر کدوم ما آدمیه با اعتقاد های خاص و نظر هرکدوممون برای خودش محترمه !
حقیقت دیگه اینکه من خیلی وقت ندارم باید از خوابم بزنم تا بتونم به علایقی مثل نی نی سایت برسم برای همین واقعا وقت ایمیل نوشتن و مزه مزه کزدن نوشته هام برای اینکه دلخوری جدیدی پیش نیاد رو پیدا نکردم!
یه روز اومدم اسم مامانای غایب رو نوشتم می خواستم تو لیست غایبا مهناز رو هم بنویسم اما دقیقا به دلیل اینکه ممکن بود 2-3 نفری از این موضوع ناراحت شن اینکارو نکردم....تصورم این بود که ما چند نفری که بهر دلیلی با مهناز بحثمون شده بود باید با هم یه تصمیم درست بگیریم هرچند که مدتی بعد فیروزه گفت ارتباطش رو با مهناز حفظ کرده و جالبتر این بود که همون 2-3 نفر دقیقا ، از نوشتن دوباره مهناز ابراز خوشحالی کردن و این وسط بنده به جای شخم پسر همساده ایفای نقش کردم!

این مدت چند روزی به عمد و چند روزی به خاطر مریضی بچه ها نیومدم تا الان که له ولورده نشستم به نوشتن!

خلاصه این که همتونو دوست دارم دلم نمی خواد کسی از من دلخور باشه یا دلخوری از کسی تو دلم بمونه حضور یه نور کوچولو منو مجاب میکنه بهانه ای برای آشتی پیدا کنم!
همونقدر که تو این لحظه مهناز رو می بخشم و دلم میخواد دوستی جدید و بدون خدشه ای رو شروع کنم همونقدر هم از مهناز می خوام منو ببخشه و نوشته های منو به دل نگیره!

راستش من دلم برای خیلی ها تنگ میشه خیلی ها که درسته مثل مهناز ازمون دور نیستن اما حتی از طریق اینترنت هم ازشون خبر نداریم ، کاش می شد همونقدری که از مهناز خبر میگیریم و تو شادی اومدن یه فرشته کوچولو سهیم میشیم و این خبر شاد تکتکمونو به نوشتن وادار میکنه تلاشی هم برای خبر گرفتن از صنم و پرستو و مامان نی نی و خیلی های دیگه داشتیم!

مثل همیشه روی ماه همتونو می بوسم با بهترین ارزوها و کلی از اون حرفا!!!

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

سلام به همگی

خوبید ؟ سلامتید؟

من الان باید برم اتاق سرور مشکل پیش اومده . صبح اول وقتی اومدم خوندم پستا رو خواستم بنویسم که یکدفعه مشکلات بوجود اومد و نتونستم ولی الان دیدم حتی خیلی کوتاه باید بنویسمممممممممم که خیلییییییییییییی خیلییییییییییی خوشحالم که دوستایی به این خوبی و مهربونی دارم . به قول سمیرا حتی دوتا خواهر (ما که نداریم )‌ممکنه با هم شدیدترین بحث ها رو هم بکنن و از هم ناراحت بشن ولی مهم اینه که اینقدر همدیگه رو دوست دارن به راحتی هم رو میبخشند و از دل هم در میارن . الناز و مهناز عزیزم واقعا دوستتون دارم و از اینکه دوستای به این خوبی دارم خیلیییییییییییی خوشحالم همین
من واقعا کار دارم خیلی ولی دوباره میام . همتون رو خیلی دوست دارم
سلام به دوستان گلم

مارسیم و فیروزه عزیزم مرسی از نوشته های قشنگ و آرامش بخشتون. یعنی مرسی از همه دوستانی که به فکرم بودید و و برام یادداشت گذاشتید.
مطمئن باشید که من از دست شخص خاص یا نوشته خاصی ناراحت نشدم بلکه کلا دلم گرفت وسوء تفاهمی برام پیش اومد که الی و فرانک عزیز رفعش کردند و اصلا بحث اینکه " یکی اومده اون یکی نمیخواد بیاد " نبوده و نیست .
من یکی به شخصه از دیدن نوشته های مهناز و عکس هستی گل خیلی خیلی خوشحال شدم ولی چیزی ننوشتم تا شاید باعث ناراحتی مهناز نشم.
اینکه یه دوست رو بعد از یه مدت طولانی ببینی( حتی با نوشته هاش ) خیلی خوبه . کدورت ها رو باید دور ریخت و به قول مارسیم عزیزم قلب رو باید از عشق سیراب کرد.دلخوری هایی پیش اومده بود که گذشته و اصلا قابل ادامه دادن نبوده و نیست.
حرف من چیز دیگه ای بود و دوستای گلم که منو دیدند و اخلاقیات و روحیه منو به خوبی میشناسند و کاملا " درجریان موضوعات بوده اند " ، منو از اشتباهم در آوردند.

مهناز عزیزم
با تمام بحث ها و دلخوری های که پارسال بینمون پیش اومد و کدورت دو طرفه ای شد ، امیدوارم عذر خواهی از طرف من رو بابت ناراحت شدنت پذیرا باشی و برات رفع کدورت بشه .
در ضمن از صمیم قلب مادر شدن دوباره ات رو تبریک میگم و به قول الی " حضور یه نور کوچولو مارو مجاب میکنه بهانه ای برای آشتی پیدا کنیم! ".


و در آخر اینکه ......

فدرا جان خیلی سعی کردم چیزی برات ننویسم ولی دیدم همه بیخیال شدند و باوجودی که فیروزه هم نوشته بود دیگه بحث رو ادامه ندیم ، ولی تو ادامه دار قضیه هستی ؛ گفتم که کامل روشنت کنم:
( البته پیشاپیش از شدت رک گوئیم معذرت میخوام !)
من هیچوقت از انتقاد کردن کسی در مورد خودم ناراحت نشدم.مخصوصا از دوستانی که تهران هستند و منو به خوبی میشناسند.
دیدی که همیشه هم شاید جزو معدود کسائی بودم که به خاطر انتقاد کردن یا مورد انتقاد واقع شدن ، بحثم ادامه دارشده ولی ناراحت و دلخور نشدم به جز مواردی که منظورم رو بد برداشت کرده باشند.
مطمئنا کسی که انتقاد میکنه باید انتظار انتقاد روهم داشته باشه و من اینقدر درک دارم بحث رو دو طرفه بدونم.
در ضمن البته و صد البته که نی نی سایت خونه دوم هممون شده و اگر یه مدتی به هر دلیلی آدم نتونه بیاد ، واقعا دل آدم میگیره. پس من هم بعد از سه سال اومدن به این خونه اینترنتیمون، میدونم که بابت اومدن و نیومدنمون هیچ منتی سر کسی نبوده و نیست و بستگی به دل آدم ها داره !
همونطور که بالا هم توضیح دادم نیومدن من سوء تفاهمی بود که برام پیش اومده بود و با صحبت دوستان رفع شد.
بعد هم عزیزم من نفهمیدم تو چه زمانی و از دست چه کسائی ناراحت و دلگیر شدی؟!؟؟! آخه معمولا خیلی کم به اینجا سر میزدی و هیچوقت نبودی که بحثی داشته باشی یا ببینی چی پیش اومده !
به هر حال امیدوارم اگر از دست من ناراحتی توی دلت مونده ، منو ببخشی .

بقیه دوستان هم میدونید که چقدر دوستتون دارم
بوس



بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
بابا درنا یکی از کسایی که فدرا ازشون ناراحته منم یادت نیست تو بارداری سر دخترنبودن بچه چقدر ناراحت بود و من طفلکی رو شستم ، چلوندم ، یهن کردم تو آفتاب بعدم یه اتو زدم و هنوز یادم می افته خودم شرمنده میشم اونقددددر اونروز براش تند نوشتم!!!
سلام به به جه خبره اینجا همه جمعند

اولا دری خانم منت سر ما کزاشتین تشریف اوردین. میخواستم باهات قهر کنم ولی جون دختر خوبی هستی قهر نمیکنم ولی یه بار دیکه قایم موشک بازی دربیاری خودم میکم دکتر فرشید ایدیت رابن کنه تا خیال خودت و ما را یه جا راحت کنه ههههههههههههه. خوشحالم باز میبینمت اینجا

الی جون خوبی خیلی وقت بود طومار ننوشته بودی مادر دلم تنک شده بود.



توروخدا دیکه بحث را کش ندین اجازه بدین دوستیمون روز به روز عمیقتر و صمیمیتر بشه و روز به روز به تعداد دوستهامون اضافه بشه به جای کوجکتر شدن دایره محبتمون.

راستش من از دوستی و محبت و بخشش سخن سر میدم و لی هر کاری میکنم نمیتونم فک و فامیل شوشو را ببخشم حتی نمیتونم بیتفاوت باشم نسبت بهشون. تا حالا نشده کسی را اینجور از خودم برونم ولی این بار ..........
من الان مینویسمممممممممم!
شاید افتخارش نصیب من شد!
به سراغ من اگر میاییید!
نرم و آهسته بیایید!
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!!!! .....

همه ذرات جان پیوسته با دوست همه اندیشه ام اندیشه اوست! .........

ای دوست مرا به خاطر آور! ......... و



من عاشق فریدون مشیری و سهراب سپهری هستم‍!
نظرتون راجع به اینها چیست؟




خوب خانوم حنا شاید صفحه جدید باز بشه؟؟؟؟؟740
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز