2777
2789
سلام دوستای مهربونم
همگی خوبین؟
از تسلیتها و همدردی های همتون ممنونم.
ما هم سرمون گرم که نه بهتره بگم داغه به زندگی................حالا که سهند دیگه به مهد عادت کرده و مشکلی نداره من خودم حسابی دو دل شدم اخه از وقتی که هرروز و مرتب میره مهد سرما خوردگی داره و اصلا اصلا بهتر نمیشه البته جمعه ها که خونه ایم کمی سر حال میشه ولی تا میاد حالش جا بیاد از فرداش که شنبه است دوباره شروع میشه.......دیشب هم تا صبح گلاب به روتون بالا اورد و از صبح هم عطسه و ابریزش بینی شدید داره و منم امروز نبردمش....خلاصه کلوم که دارم کم کم پشیمون میشم و عذاب وجدان یک لحظه دست از سرم برنمیداره.

میترا جون اون کمر دردا که مال زیاد نشستنه منم دوران بارداری داشتم و این دستگاه های باد کش اب رو اتیش بود واس ش خیلی خیلی خیلی زود اروم میشد.امتحان کن ضرر نداره دوستم.

هما شاید هم کم خون باشی......منم یه جایی خوندم که میتونه ا زکمبود اهن و یا اسید فولیک باشه.اتمام موفقیت امیز پروژه اتون هم مبارکههههههههههههههههه.

مریم جون سالگرد ازدواجتون مبارک.جیگر این پسمل خوش سلیقه رو........ببوسش.

سمیراااااااااااااااااااااااااااا ترد میل و گذاشتی رو دستم هاااا......ماه اینده میخوام بخرم واسش.

مامان ترانه جون ممنون از پیام ایمنی ات عزیز دلم.

منیره جون ای کاش فارسی تایپ میکردی.

مارسیم گلم بهتری؟؟؟

مامان اروین سفر به سلامت خانومی خوش بگذره.

فعلاااااااااااا.
دلم برای دلم تنگ می شود گاهی....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام به همه مامانهای عزیز
مخصوصا غیرفعالها و غایبها
هر جه قدر هم مشغله داشته باشین فکر کنم 5 دقیقه وقت بیشتر نخواد تا یه خبری از خودتون به ماها بدین

خانم حنا جان کجایی. نکران میکنی جرا؟؟؟؟؟؟؟

من هم خوب شدم و کمی کبودیش مونده ولی خبری از اون دردهای وحشتناک نیست.
دیروز میخواستم بیام اینجا با اون دعوایی که تو سایت شده بود اعصابم به هم ریخت و دیکه حوصله نوشتن نداشتم

امیدوارم همتون سالم و خوشحال باشین
جوجه هاتون را میبوسم
سلام سلام سلام
قربون همتون برم راستش نمی دونم چرا یه مدتیه نوشتنم نمیاد ....نمیاد که نمیاد!

منم و عاشقی و باقی عمر....

کمردردی ها، عضله گرفته ها، دل مرده ها، افسرده ها من نمی فهمم والا تو تاپیک فروردین 89 صفحه 700 رو افتتاح کردیم تموم شد رفت پی کارش اینجا هفته ای یه بار هم بیایم صفحه عوض نمیشه!!!

دلم برای تک تکتون تنگه....مارسیم همین الان یاد تلفنت افتادم عزیز دلم اون موقع که اومده بودی ایران و خدا می دونه اگه پا به ماه نبودم بدو اومده بودم اصفهان تا ببینمت...
محبوبه عزیزم ، دوست خیلی خیلی مهربون راستش الان از خجالت سرم پایینه! خوندم که پدر بزرگت فوت کردن و به رحمت خدا رفتن هی می خواستم تلفن کنم تسلیت بگم اما کو وقت؟ تازگی ها اینقددددر تلفن ملت رو بی جواب میذارم یا نمی رسم به کسی تلفن کنم که یکی دو بار با شوهر جان دقیقا سر همین مسئله حرفمون شده من می گم نمی رسم یادم نمی مونه تا به خودم بجنبم و این فسقلی ها بخوابن آخره شبه و از این حرفا، شوهر جان می فرمایند نههههههههه خیر از تنبلی ته وگرنه اگه بخوای می تونی یه تلفن که این حرفا رو نداره!!! بهر حال کلی شرمنده تم که نتونستم زنگ بزنم یا به قول شوهر جان کوتاهی از منه!

ببینم جدی جدی می خواین تو همین صفحه بمونین؟ نمی خواین بیاین؟
بابا من شکر خوردم ، غلط کردم اصلا یه خطی نوشتن آزاده اصلا هر کی نیاد بنویسه خره اصلا من خرم اصلا هرچی شما بگین....راضی شدین؟ میاین؟
صنمی نمی دونم اینجا رو می خونی یا نه اما خیلی خیلی خیلی دلتنگتم اونروز دیدم تو موبایلم یه شماره ازت دارم اما نمی دونستم اجازه دارم بهت تلفن کنم یا نه؟
پرستو ...مامان پیمان ، مامان نی نی کجایین بابا از اون لیست بالا بلندمون تک و توک موندیم که اینجوری که داره پیش میره همین انگشت شماری هم که میایم دیگه نمی یایم!
نوشین؟ یاسی؟ فیروزه؟
......

برای همینه که نوشتنم نمیاد
راستی مامان مهربد دلخور نشی ها اتفاقا من کلی عاشقت شدم باور کن به یادت هم هستم اصلا منتظر یه قرارم که باز همه دور هم جمع شیم به شرطی که این بار مامان کورش کبیر، کیمیا رو هم بیاره!
کلا عاشق همتونم باور کنید تصور من اینه که هیچ تاپیکی اینقدر یه دست و یه مدل نیستن!
مامان علی تو کوشی؟ مونا؟مامان آرشا، هانی، هانیه؟ بی تا؟ ساقی؟
وای اگه بخوام اسم ببرم میشه یه طومار والا!
آینه یادته همش می نوشتی هههههههههههههههه
امشب چه می شود مرا؟ زده به سرم نصفه شبی الان یه کاری می کنم بترکین همتون!
31 تیر 87....پست سمیرا با کلی تیکر و البوم جوجه های تیرماهی از صفحه218 که البته من فقط تونستم اسامی رو کپی کنم....شرمنده روی کسایی که اسمشون تو لیست نیست هر کی دوست داره اسم خودشو فینگیلشو و مشخصات رو وارد کنه این جزو اولین لیستای بعد زایمانمونه و تقریبا جز آخری هاش هم هست!!!

1-ژوان دختر یاسی 22/3/87 باوزن 3.050 کیلو گرم قد 50 سانتی متر در بیمارستان تهران ساعت 1:35 بامداد به دنیا اومد

2-سامی پسر مارسیم ?? /3/87 وزن 3700 قد 63 ساعت 12شب در کشور مصر به دنیا اومد

3-ارشا پسر سمیه 27/3/87 ساعت 10:45 در بیمارستان سعدی اصفهان به دنیا اومد

4- پر گل دختر مریم 27/3/87 با وزن 3 کیلو قد 52 ساعت 11:24 در بیمارستان آتیه تهران س به دنیا اومد

5- باربد پسر نوشین 28/3/87 وزن: 3880 قد:54 زمان: 3.5 بامداد به دنیا اومد

6-میثم پسر مامان میثم 28/3/87 با وزن 3500 و قد 54 ساعت 8:00 صبح به دنیا اومد

7- آروین پسر فدرا 31/3/87 با وزن 3900 قد 60 به دنیا اومد

8- آیسا دختر دریا 3/4/87 وزن 2900 قد 48 سانت در بیمارستان پاسارگاد به دنیا اومد

9- پوپک و پرستو دخترای صنم 4/4/87 به دنیا اومدند

10-امیر محمد پسر هانی 6/4/87 به دنیا اومد

11-ساتیار پسر سمیرا 7/4/87 با وزن 2900 قد 50 راس ساعت 7:45 بعد از ظهر در بیمارستان آتیه به دنیا اومد

12- شایان پسر فیروزه 8/4/87 راس ساعت 10:30 صبح با وزن 3700 و قد 53 یه دنیا اومد

13- فرزان پسر ساغر 13/4/87 به دنیا اومد

14- پیمان پسر پرستو 13/4/87 به دنیا اومد

15-..... ملیکا 16/4/87 با وزن 4200 و قد 53 به دنیا اومد

16-عسل دختر آینه 17/4/87 با وزن 4 کیلو و فد 51 به دنیا اومد

17- سارینا دختر مونیکا 19 /4/87 با وزن 3500 و قد 49 به دنیا اومد

18- پویان پسر مامان نی نی 20/4/87 با وزن 3660 و قد 52 به دنیا اومد

19- سام پسر الی 23/4/87 با وزن 3470 و قد 52 در بیمارستان عرفان به دنیا اومد

20- ماهک دختر بیتا 26/4/87 به دنیا اومد

21- هستی دختر مهناز 26/4/87 با وزن 3150 و قد 50



واقعا خجالت نمیکشین از کل این لیست و کلی دوست که بعدا به جمعمون اضافه شدن شاید کلا 5-6 نفر مرتب می ان و سر میزنن!
نامردا نمیگین دلمون براتون تنگ میشه؟

از طرف یه مادر سینوزیتی داغون با دو تا بچه که هنوز دلش برای روی ماه همتون تنگ میشه!!!
اینم یه کلام ختم کلام... یاس در شش ماهگی

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز


برم شام بخورم بخوابم نصفه شبه ها راستی دیروز سالگرد ازدواجمون بود مهمونی هم دعوت بودیم تولد یه فینگیل مهرماهیه یه ساله و من یه تغار غذا کشیدم با خودم آوردم خونه مبادا که گشنه بمونم آخ جون الان می خوام برم صفا!!!
سلام . من غر غرو اومدم. بسکه اومدم و موج منفی دادم واالله روم نمیشه بیام...
اینبار خدا رو شکر همه چیز خوبه و حسابی مهمون بازی دارم. نمیدونم گفتم یا نه ولی من کلا فقط یک برادر شوهر دارم که تازه نامزد کرده و مرتب مهمون بازی داریم.
هنوز برنگشتم سر کار و حتی نمیدونم فردا میرم یا نه! اگر هم بخوام دوباره کار کنم میخوام هفته ای سه روز برم و آرینو بذارم خونه خاله جون جونش.

الی از هر ترفندی استفاده کردی که اینجا رو راه بندازی . اول شکایت بعد تهدید و یاد آوری روزهای گذشته ولی فکر کنم عکس یاس از همه کارساز تر باشه. خیلی باحاله من که عاشقشم.


ضمنا من هیچوقت تو این لیست نبودم. اگر کسی خواست کپی کنه منو و پسرم رو هم لطفا اضافه کنه:
آرین پسر فهیمه متولد 20/04/87 با وزن 3.420 و قد 53 در بیمارستان رضوی مشهد به دنیا اومد.
به به فهیمه قربونت برم چقدر خوشحال شدم اومدم دیدم یکی جز خودم نوشته!
بابا اینجا خونه درد دله هرچی میخواهد دل تنگت بگو بالاخره هممون یه دوره های غر غر داریم دیگه نمی شه که به این خاطر نیایم اصلا!

بچه ها به پیش......فردا اینجا رو بترکونین ها می خوام یه هفته ای لااقل تا صفحه 777 بریم!!
سلام سلاممممممم

دیگه الناز دستور بده مگه کسی می تونه اجرا نکنه آخه :*

اول از همه محبوبه نازنینم بهت تسلیت میگم و امیدوارم اخرین غمت باشه و روحشون شاد باشه . عزیز دلم تلفنی ازت ندارم وگرنه در اولین فرصت باهات تماس میگرفتم .

دوماً قربون این چیگر طلای نازم برم که چقدر بزرگ شده الهی :* الناز براش اسپند دود کن اساسی خیلی ماه شده . منم حرفمو پس میگیرم که شبیه همسریه چون خیلی زیاد شبیه خودته :)

سوماً الناز و مربم ( مامان بچه ها ) سالگرد ازدواجتون مبارک باشه . انشاء الله 120 سال در کنار همسر و بچه های گلتون سالم و تندرست و خوشبخت زندگی کنین .

همای دوست داشتنی که بهم خیلی آرامش میدی امیدوارم کمر درد شما و درنا جون و بقیه بچه ها خیلی خیلی بهتر شده باشه و همیشه سلامت باشین .

راستی هما جونم خدارو شکر که پروژه جیشولوژی به سلامتی انجام شد خیالتم راحت شد .

مارسیم نازنین من همیشه به فکر تو و سامی و مهربونیهات هستم . همش هم نگران بودم که با این کمردرد چطوری به کارای خونه و سامی دست تنها میرسی . به قول بابام 2 خانواده دارن به من کمکم می کنن ولی من هنوز اندر خم یه کوچه ام :))))

سمیرا بدو که باز به یاری سبزت نیازمندیم و باید قرار بعدی رو هم خودت بزاری بدو دوست خودم . راستی مبارک باشه امروز به سلامتی ساتیار می خواد بره مهد جدید دیگه ؟

مامان آروین جونم ، مامان ادا همیشه شرح حالتو از تو وبلاگ آروین دنبال می کنم خوشحالم که خوب و سلامتی :)

و بقیه مامانا که همیشه دوستشون داشتمه و در کنار همشون احساس آرامش می کنم .

و اندر احوالات ما :

همه رو تو وبلاگ نیلا نوشتم که همچنان درگیر مهد نیلا هستم . خیلی خیلی خوب میره و خیلی خوب برمیگرد ولی به محض اینکه تو ماشین میشه غر و گریه تا آخر شب . همش می خواد بغلم باشه کنارم باشه و هیچ کاری نمی کنه .
از دوشنبه هم آبریزش بینی داشت و با یه شربت سرما خوردگی ساده خواستم سر و تهشو هم بیارم که نشد و دیروز به اجبار چون حالش خیلی بد بود رفتیم دکتر . چون از 5شنبه هیچی نخورد ، بینی اش کیپه کیپ بود ، سرفه های شدید می کرد ، دست و پاش هم تاول زده بود و یه آفت هم به اندازه یه نخود تو دهنش زده بود :( دکتر گفت یه ویروسه جدیده به اسم دهان و دست و پا !!!!!!!!! که هیچ دارویی بهش اثر نداره و باید طول درمانش رو طی کنه . برای همین مامانا خیلی مواظب باشین .
نمی دونم چرا هر چی ویروسه جدید می یابد این دختر کنحکاو ما اول باید تستش کنه . خلاصه که دکتره گفت فعلاً نبرش مهد کودک چون ویروس اسهال استفراغ هم شایع شده و اون وقت این دوتا قاطی هم میشن بزار این خوبه خوب بشه بعد :(


از دور روی ماه همتون رو اساسی می بوسم :******************
سلام و صدو بیست سلام به همه فقط فعالها اونایی که غایبند باهاشون م قهریم اساسی

الناز جون ماشالله هزار ماشالله به این دختر نازت که کبی برابر اصل مامانشه. خانمی من کاهی براتون خیلی دلتنک میشم ولی جه کنم عذرم موجه هست من از مصر نمیتونم به ایران تلفن کنم و فقط مامان اینا میتونن بهم تلفن کنم .تلفن کردن و ما به ایران خیلی دردسر داره و اکر بخوام زنک بزنم باید به مخابرات وصل بشم و اونها برام شماره را وصل کنن که بعد هزینه دوبرابر میشه برام و هم اینکه مکالمه شنود داره. اینه که من نمیتونم تو مواقع خواص بهتون تلفن کنم و صدای قشنکتون را بشنوم حمل بر بی وفایی نباشه

فرانک الهی بمیرم مادر که این نیلا هی ورزن جدید ویروسها را برات رو میکنه. خیلی مواظبش باش مخصوصا این افت دهان خیلی بد دردیه مواظب باش توی غذا یا سوبش لیمو نریزی جون خیلی میسوزوندش .
و اما این کریه و ناله ها عزیزم فکر کنم لوس بازیه جون اخیرا سامی هم صبح تا عصر خوبه عصر که شوشو میاد الکی همش بهانه و نق و کریه داریم دلیلش هم همون لوس کردنهای باباشه. که سه روزه باهاش جدی برخورد شده و تقریبا خیلی بهتر شده.تو هم سعی کن موقعی که کریه میکنه خیلی محکم ازش بخوای کریه را تمام کنه و اکر حرفی داره یا جیزی میخواد بدون ناله و اشک بهت بکه تا تو به حرفش کوش کنی.

و در مورد تنهاییم هم ! عزیزم من عادت کردم کارهاما خودم بکنم جون تو همون روزهای اول اشنایی با این قوم الظالمین دستم امد که اینا هیج کاری را بدون منت برات نمیکنن . و کلا اصلا کاری هم برات نمیکنن ! یکم سخته ولی جاره نیست تو این مدت کمردرد هم کفتم مثل بیرزنهای 90 ساله با کمک در و دیوار دولا دولا مدل لاک بشت کاراما تمام میکرد م.

الی سالکرد بیوند قلبهاتون مبارک .قلبهایی که با عشق شروع به تبیدن کردن و دوتا قلب کوجولو را هم به تبش وا داشتن .ان شالله که همیشه شاد و خندون و خوشبخت باشین

بقیه زود تند سریع بیان حاضری بزنین
یوهوووووووووووووووو

سلام به همگی .

منم اومدم هستم و منو نذارید جزئ دار و دسته خاموشین!!!!!!!!!!!!!

ما خوبیم . دخترکم هم خودش شلوارش رو در میاره ، میره رو صندلیش میشینه ، روتون گلاب کارش رو میکنه و صدا میزنه مامان بیا من جیش کردم . من رو بشور ... و من حسابی حال میکنم که بعد از یک هفته از شروع تو این مرحله ام البته نمیدونم شاید باید اینطوری باشه و من تصورم خیلی بد بود . به هر حال این از این

سمیرااااااااااااااااا جونم بیا یه قرار راه بنداز حسابی حالمون جا بیاد . مثلا 5 شنبه توی یه پارک الان هوا خیلی خوبه ها بهترین فرصته ،‌ از دست ندیم . حالا از ما گفتن بودااااااااااا
سمیرا بیا برامون از مهد جدید ساتیار هم بگو . میدونم امروز اولین روزه . راحت رفت؟ دوست داشت؟

خانم حنا عکس دخترت خیلی نازه ماشاله البته تو فیس بوک دیدم و هنوز هم به نظر من خیلی شبیه مامانته . ببوسش این دختر نازی رو . سالگرد ازدواج هم مبارک

فرانک جونم امیدوارم زود زود مشکلت حل بشه و بیای برامون از نیلا چیزای خوب خوب بنویسی .

مارسیم جونم بازم خدا قوت خانمی . دست تنهایی واقعا سخته .

فهیمه جونم چه عجب که اومدی و خوشحالم بهتری

بقیهههههههههههه همتون رو دوست دارم

من بازم امروز میام ببینم ترکوندید یا نه؟
سلام! به همه مامان ها! اولا مامان اینا تبریک و ما هم دست و پا شکسته با مهربد جلو میریم و هنوز کامل نشده پروژه جیش شویییی! وخانوم حنا تفلدتون بعد از چند وقت با تاخیر مبارک! مجبوبه جون یه بالشتکهایی که هههه ابی رنگ هم هستن از دوران حاملگی دکتر بهم داده بود اگه منظورت است الان هم رو همونها میشینم تو شرکت و دیدنیییی صندلیم!در هر صورت ممنون!ضمنا وبلاگ سهند رو چرا آپلود نمیکنی!تنبل شدی ها!!!! قربون همتون برم مهربونها!
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سکه تمام امامی

the_mahiu | -26 ثانیه پیش
2834
2835
2108