سلام
وای! من که یخ کردم وقتی پست مریم رو دیدم. خدا خیلی رحم کرده. ترانه هم تا یکی بهش لبخند میزنه راه میفته دنبالش. باید بیشتر مراقب باشیم.
هما جان! من هم وقتی دو سال و نیمه بودم کلی شعر حفظ بودم و خواننده ی هر جمعی بودم!حفظ کردن شعر به بچه ها خیلی حس اعتماد به نفس میده. خیلی خوبه که الینا داره حفظ میکنه. ترانه که خیلی علاقه نشون نمیده.
فرانک عزیز! امیدوارم توی تصمیمت راسخ باشی. ما هم از این پشت تشویقت میکنیم.
من هفته ی خیلی بدی رو شروع کردم. از همون شنبه صبح خبر پشت خبر، همه هم بد.روزها هم همینطور داره کش میاد و تموم نمیشه.برام دعا کنین که بتونم با همه ی این مشکلات کنار بیام. میدونم که یه روز اونقدر شادم که به این روزهای سخت که الان درگیرشونم میخندم. اما الان وسطشون گیر کردم و تنها دلخوشیم همسرمه که عصر به عصر میاد و من کلی گریه میکنم و اون سعی میکنه آرومم کنه و ترانه که با دیدن شیطنتهاش گاهی فراموش میکنم که توی این روزای سخت هستم. تا یه کم روبه راه بشم زمان میبره.خیلی اینجا نمیام تا شاد شاد برگردم.
دوستتون دارم.
شادی هاتون برقرار.