2777
2789
سلام به همه

مارسیم عزیز امیدوارم زودتر بابا خوب بشن
در مورد حالی به حولی هم جونم برات بگه که گاهی اوقات خیلی خوبه شوشو نباشه . و لذت بعدا باهم بودن بیشتر میچسبه. در این وسط خواب آیسا هم خیلی خوب شده و سر موقع میخوابه .
من هم که همش اینور و اونور ول تشریف دارم !!!

هما جان امیدوارم شما هم زودتر خوب بشید.

بقیه هم که درگیر جیشولوژی هستید وجالب اینکه من هم بیخیال شدم. از یک سالگی آیسا مادر شوهر و جاری بزرگم خودشونو کشتند تامن آیسا رو از پوشک بگیرم من هم اصلا بروی مبارکم نیاوردم!

و یه خبر جالب براتون دارم که بنده کلا کلا کلا از داشتن بچه دوم برای ابد منصرف شدم!!!
تو این مدت که شوشو نبود آنچنان نموداری ازمن رسم کرده که به هفت پشتم میخندم که دوباره بچه دار بشم.
اینقدر لجباز و یکدنده و شیطون شده که نگو. صاف تو چشای من زل میزنه و کارش رو میکنه.
یک لحظه ازش غافل باشم مطمئناداره یه جائی دسته گل به آب میده. و ...............

این از ما
بقیه رو نمیدونم ولی من که کلا پرونده بچه دوم رو بستم !

بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام به همگی.

مریم جون انشاالله کسالت بابا هرچی که هست به زودی زود برطرف بشه و شماها از نگرانی دربیایین. ما هم براشون دعا می کنیم.

سمیه جونم چه عجب .... چقدر دلمون واست تنگیده بود!!!!!!!!!! خوبی خوشی؟ انشاالله که گرفتاریت مربوط به کار باشه و نه چیز دیگه. می بوسمت.

درنا جون ما هم از این چیزا زیاد گفتیم و زیاد قول و قرار گذاشتیم. 11 سال هم مقاومت کردیم ولی نشد!!!!!!!!!!!!!! آخرش هم خود کیمیا باعث شد که از تنهایی دربیاد. الهی هرچی خیره برات پیش بیاد نازنینم.

هما جونم بهتر شدی مادر؟؟؟؟؟؟؟؟ بیا یه خبری بهمون بده.

شانا جون خوشحالم که گل دخترت داره باسواد میشه.!!!!!! راستی اگه راضی بودی بیا به ما هم بگو واسه جوجوهامون تهیه کنیم این بن بن بن رو.

بقیه ها کجایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الی، مونا، محبوبه، مرضیه، انسی، هانیه، میترا، بیتا، آزاده، مژی، یاسی، فدرا،........ و بقیه اونایی که بعلت کهولت سن اسمشون رو فراموش کردم، بیایید دیگه..................

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

هلو علیکم
بدینوسیله از شما و خانواده محترم دعوت می شود تا در کنسرت خانوم حنا با همراهی افتخاری و سرشاز از شگفتی و هیجان سام و یاس شرکت فرمایید. این اولین اجرای سمفونی سرفه خانواده کوچک من است ....

هی هی هی ما همگی بهتریم ولی جدی جدی حوصله ام دیگه از مریضی سر رفته و دلم می خواد سر هر چی ویروس سرماخوردگی و آنفولانزاست بکوبم مححححکم به طاق!

به قول شاعر:
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ

امضا: الی صدا قشنگه
سلامممممممم

الناز جونم خیلی خوشحالم که بهتری ، دوباره می خواستم بهت بزنگم گفت شاید هنوز خونه مامان باشی . صدا قشنگارو از طرف خاله فرانک اساسی ببوس :*

قربونشون برم من :*

نیلا هم بدجوری سرماخورده ، هنوز یه ماه مهد نرفته شروع شد . صداش درنمیاد ، سرفه های آنچنانی می کنه و بینی اش کیپه کیپه . ولی من خوبم ، مصمم و قوی هستم و جا خالی نمی کنــــــــــــــــــــــــــــــــم .

تکبــــــــــــــــــــیر !!
الناز جونم خوشحالم که بهتری . عاشقتم

فرانک جان همین که قوی هستی و بمونی از همه چی مهمتره

من که دیگه نمیدونم با آیساباید چکار کنم؟!؟ داره کم کم میزنه به سرم که منم برم پیش امامی !!!
داغون داغونم.
پریروز هم با مامانم دعوام شد سر تربیت آیسا ! آقا هر کاری رو که اون میکنه میگه چیزی نیست بهش چیزی نگین و ... ولی اگر همون کار رو من میکردم جیگرم کف دستم بود.
آخرش هم پریروز کلی دعوام کرد و منم جبهه گرفتم و غیره

بماند ...
این قصه سر دراز داره

دوستتون دارم
بوس
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام

الی جون کنسرت راه انداختی منم هستم . بیا مسابقه صدا بزاریم . من که صدام دیکه در نمیاد ههههههههههه .تازه دکتر کفته به تارهای صوتی اصلا فشار نیار و تا میتونی کمتر حرف بزن .خودت ببین با یه وروجک که لروزی صد بار باید بهش تذکر بدم نبر .ندو. نرو بالا .........زز میشه به تارهای صوتی فشار نیاورد.


درنا جون میبینم که ایسا داره حال و حولت را بهم میزنه ههههههههههههههههه
میدونی خانمی مادربزرکها و بدربزرکها زیادی برای نوه ها زمینه لوس بازی را فراهم میکنن. ولی مواظب باش که کنترل ایسا از دستت در نره.

مامان و بابای شوشو قبل از سامی 6تا نوه داشتن و از اینها 5تاشون هر روز خونه اینها بودن و دوتاشون که به خاطر کار خواهر شوهرم همیشه خونه بابا ی شوشو بودن
تربیت این 2تا نوه در حد صفر
لوس بازی و لجبازی بینهایت و حرف شنوی مطلقا. هر کار اشتباه مساوی با خنده و شوخی بود و مامانشون خوشحال که بجه هاش خوشحالند . حالا که هر دوتا بزرک شدن و بیتربیتیشون بیشتر مشخص شده همون بابا بزرک محترم به دختر و دامادش میکه شماها بلد نبودین بجه تربیت کنین.
خدا را شکر که سامی را زیاد نمیدیدن تا بخوان همون رفتار را باهاش داشته باشن. الانم که 3ماهه اصلا خانواده بدری به خودش ندیده بسرم.

فرانک جان تقصیر مهد نیست خانمی هوای این فصل همین جوره . من و سامی تو این هفته یکبار هم از خونه بیرون نرفتیم ولی بیا ببین جه سرمایی خوردیم.

_________
دوستان ممنون از دعاهای خوبتون. بابا حالشون خیلی خوبه و دکتر خیلی راضی بوده از نتیجه عمل .
سلام به همگی.

الی جون ایشاالله که هر سه تاییتون زود زود خوب بشین. یکم هم خودتون رو تقویت کنین.

مریم جون خوشحالم که بابا خوب هستن.

دری اینقدر حساس نباش. مامانت هم مادره. در نهایت اون دلش بیشتر واسه تو می تپه تا آیسا. بنابراین به حرفاش گوش بده ولی اونایی رو که فکر می کنی قبول نداری از این گوش بگیر و از اون گوش در کن. اینقدر هم با مامان بنده خدات کل کل نکن. آخه مگه اون بنده خدا غیر از تو کی رو داره؟؟؟؟؟؟ می بوسمت عزیزم.

من که از این بعد عاشششششششششششششششششششق هوا هستم. خنک ، خوب، به قول مامان بزرگم همه مردم با حیا و پوشیده، میوه های پر ویتامین،.... اگه مراقب باشیم سرما نمی خوریم. ما که خونوادگی به شدت از گرما بیزاریییییییییییییییییم و الان هم دوران کیف ما داره شروع می شه.

کیمیا تازه رفته مدرسه کلاس سوم راهنمایی (خودمم باورم نمی شه دخترکم اینقدر خانوم شده!!!!!!!!!). صبح ها من می رسونمش دم مدرسه. ایشون گوش دادن آهنگ های قدیمی (مثلا ابی و هایده و مهستی و ستار و ....) رو هم قدغن کردن!!!!!!!!!!! احسان خواجه امیری و گروه آریان و تعدادی از این جدیدی ها که اسمشون رو درست نمی دونم.... خواننده های محبوبش هستن که بنده هم باید همونا رو گوش بدم. البته یه وقتایی هم به خواسته هاش توجه نمی کنم و کار خودم رو می کنم!!!!!! در این جور مواقع می گه لااقل دم مدرسه ام که می رسی صدای ضبط رو کم کن آبروی من نره!!!!!!!!!!!!! اینم از دخترک من........

هر روز ساعت 4 می رم دنبال کوروش و از مهد میارمش توی اداره آخه ساعت کاری من تا 5/5 هستش. تا ساعت 5/5 هم اداره هستیم و بعد با هم می ریم خونه. این 5/1 ساعت رو تو اداره آتیشی می سوزونه که خدا می دونه!!!!!!! فکر کنم به زودی عذرم رو بخوان!!!!!!!! البته همه توی اداره عاشقش هستن و برای اومدنش لحظه شماری می کنن ولی خوب شیطونی هاش رو هم داره دیگه..............

سلام به همه

مامان بچه های عزیز واقعا به صبر و حوصله ات تحسین میگم. دو تا بچه داشتن با تمام خوشی ها و خوبی هاش مطمئنا مشکلات زیادی هم داره و مخصوصا که سر کار هم میری دیگه اوضاعت سخت تر میشه .
امیدوارم خداوند همیشه سالم و سرپا نگهت داره.
اون دختر خانم گلت و اون یکی وروجک رو هم ببوس
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام.

امیدوارم سالمها بهتر از قبل باشن و مریضها هم بهتر شده باشن! ما هم سه تایی آی سرماخوردیم که نگو! از لیمو شیرین بالا میریم و از شلغم پایین میایم. اما انگار نه انگار. این باد پاییزی عجب بد چیزیه ها!

حال روحیم هم خراب اندر خراب. تورو خدا بیشتر مواظب گلهامون باشیم. همکار همسرم حدود دو هفته پیش میرن تبریز تا خانواده ی داییشو که داغ جوون دیده بودن از عزا درآرن. بعد برای اینکه حال و هواشون عوض شه با چند تا از اقوام میرن جنگلای اطراف مرند ناهار بخورن.یه دختر 4 ساله هم همراهشون بوده و داشته همون اطرافشون بازی میکرده و مامان بدبختش هم کمابیش مراقبش بوده.یهو میبینن دختره نیست. همینکه میان دنبالش بگردن میبینن که یه عقاب چند متر اونورتر از روی زمین بلند میشه و دختره رو میبره.طول عقابه به دو متر میرسیده.دختره هم جیغ و داد میکرده و کمک میخواسته و مامان باباش رو صدا میکرده.خلاصه، مامانه که درجا غش میکنه.اطرافیان هم هرچی دستشون میرسه به سمت عقابه پرت میکنن اما عقابه اوج میگیره و میره و دختره رو میبره................بابای دختره تا کجاها دنبال عقابه میدوه اما هیچ کار نمیتونه بکنه و .............تمام.
به خدا اون شب که این ماجرا رو شنیدم نه شام تونستم بخورم نه تونستم شب بخوابم.جگرگوشه ی آدم کمک بخواد و نتونی کاری بکنی و دیگه هیچوقت هم نبینیش.خدا برای هیچکسی نیاره.
نمیخواستم حالتون رو خراب کنم فقط خواستم بگم که بیشتر مراقب باشیم.

میترا جون! از این ورا! سرت خلوت شده یا هنوز نه؟
وای یا علیییییییی....مامان ترانه موهای نداشته تنم سیخ شد!! از اون ماجراهاییه که آدم تصور میکنه عمرا براش اتفاق نمی افته....بیچاره خانواده اش.....وااااااای!

محبوبه جون از پدرت چه خبر؟ بهترن؟خودت چطوری با دوری راه......قربونت برم!

وای مامان کوروش کبیر اینقدر با این ماجرای دم مدرسه کیمیا و موزیک گوش دادن و آبرو اینا خندیدم که نگووووووو برای شوهر جان هم تعریف کردم.....هی هی هی خداااااا هر بلایی سر مامان باباهامون آوردیم سرمون داره میاد!!

من خودم پدر مامان و بابام رو دراوردم یوهاهاهاهاهاهاهاهاها حالا نوبت منه!!
چند شب پیش به سام میگم سام عاااااشقتم !
میگه: ماااااااااااااااااماااااااااااااااان عاااااااااشق شد!!
یعنی قیافه من!!

خیلی ها نا پیدا و کم پیدان زود تند سریع حاضر بزنین....زود زود زود
سلامی به قشنگی روزای قشنگ پاییزی

دوستای گلم همگی خوبین؟؟؟؟؟

واااااااااااای مامان ترانه خدا صبرشون بده.................چقدر وحشتناک.....مثل توی فیلمها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

الناز جون ممنون......خدا رو شکر خیلی خیلی بهترن.....اصلا نمیتونست راه بره و سمت چپ بدنش کاملا لمس شده بود ولی حرف زدنش مشکلی نداشت موقع راه رفتن حتما باید دو نفر زیر بغلش و میگرفتن.....ولی یه چند روزیه که زنگ میزنم مامان میگه موقع راه رفتن یه دستشو میگیرم و زیاد هم بهم تکیه نمیده.....خودش هم همین و میگه حالا راست و دروغش و نمیدونم.دیگه واسم شدن چوپان دروغگو.اصلا حرفاشونو باور نمیکنم تا با چشمای خودم نبینم.نمیدونم شایدم زیادی حساس شدم.خلاصه که دکترش خیلی راضیه......و میگه روز به روز داره بهتر میشه.موقع شیر دادن دخملی واسش دعا کن.
من فدای شیرین زبونی های این گل پسر بشم......انقده دلم واستون تنگ شده.نمیایی این ورا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریممممممممممممممم چه باحال.................کلی خندیدم.من که فکر کنم زمانی که سهند به اون سن برسه اصلا به من اجازه نده برم مدرسه اش و بهم بگه تو پیری من خجالت میکشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

میترا جون خوبی؟؟؟؟؟؟؟خیلی خیلی کم پیدایی خانومی.

اینم یه ماچ ابدار واسه نی نی های تیری 87 و مامی های گلشون و کیمیا و یاس و سامیار.

دلم برای دلم تنگ می شود گاهی....
سلام به همگی دوستای گل خودم.

انسی من با خوندن پستت تقریبا دیوونه شدم............ خییییییییییییییییلی وحشتناک تر از اونیه که آدم بتونه حتی تصور کنه. عزیزترین کست رو جلوی چشمات ببرن و تو هییییییییییییییییچ کاری نتونی بکنی. وااااااااااااااااااای. نمی دونم مادر پدر بدبختش از شدت غصه زنده می مونن یا نه ...... ولی واقعا خداوند صبرشون بده. همین.

دری جون خدا نکنه تو عصبی باشی... بلا دوره مادر..... بیا بگو چی شده شاید بتونیم کمکت کنیم...............

الی جون حالا دیگه عاشق هم می شی؟؟؟؟؟؟؟؟ من فدای این جوجه بشم با این شیرین زبونیش.

محبوبه جون بابا چی شده بودن؟؟؟ انشاالله که به خیر گذشته باشه.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108