سلام.
اول از همه اومدم حرفمو دو دستی از الی پس بگیرم.یاس شبیه بچگی های خودته.خودمم میدونستم!!!!!!!!!! اما گفتم که شهر رو بهم بریزم و این همه پست ببینیم!
ترانه خیلی شبیه باباشه ولی توی کار خدا موندیم که چرا گاهی شبیه منم میشه!بعد به این نتیجه میرسیم که چون من و همسرم فامیلیم(پسر دایی مامانمه) پس ما هم شبیه همیم و ترانه به هردومون رفته!
اما کلا من دوست دارم دختر شبیه مامان باشه و پسر شبیه بابا.من که خودم شبیه بابامم.
در اسرع وقت یه عکس از خودم و بچگیم میذارم!
من بعد ازدو سال روزه خواری دارم روزه میگیرم و خوشحالم.جمعه ی پیش هم پروژه از شیر گرفتن ترانه به اتمام رسید.
حمیده جون!من چند بار برات پیامک زدم.کجایی بابا؟!!!
از گشنگی دارم غش میکنم.برم یه کم لالا کنم.