الان یه مارسیم با یه صورت مملو از بستی وبلندی و ناهمواری براتون مینویسه. دو روز قبل به بیشنهاد یکی از دوستان رفتم ارایشکاه برای اصلاح صورت . اخه من همیشه خودم تو خونه صورت و ابروهام را صفا میدم. از ارایشکرم بکم که افتضاح بود هر جی کفتم بوست من حساسه مراقب باش کفت وای کار منه من الم من بلم . خلاصه ابرو ها را هم کفتم دست نزن کفت حیفت نمیاد بزار خوشکل بشی خلاصه یهو جشم باز کردم دیدم فاصله ابروها را اینقدر برداشته که قسمتی از سر ابرو و تاج ابرو هم رفته .میکم جرا اینجور کردی میکه همینجور باید باشه. از ارایشکاه هم که امدم اینقدر صورتم میسوخت که نکو تا شب هم حسام راه رفت کفت جرا صورتت اینجور قرمزه جرا لک لک سرخ شده همه صورتت. کفتم حساس شده جشمتون روز بد نبینه صبحش که از خواب بیدار شدم تمام صورتم جای زخم بود و خونمردکی بشت لب . رو جونه . زیر لب. روی کونه ها شقیقه ها . خلاصه که انکار کربه جنک زده صورتم را. از زخمها کذشته الان همه صورتم جوش زده قد یه نخودجی . به این ترتیب من خوشکل شدم . به قول حسام خوبه عروس نبودم وکرنه دیبورت میشدم خونه بابام هههههههههههههه
الی جون قربون خودت و اون جوجه های نازت برم بااون عکسهای قشنک .که من در بست عاشق این عکس ناز سام شدم. خانمی اصلا فکر این حرفها نباش . یه خانمی را میشناختم اینجا 18 تا بجه دنیا اورده بود البته حاصل سه بار ازدواجش بودند که هر 18 تا طبیعی بودن و این خانم تا یکی دوستا بیش از من سالم تر و سرحال بود نه بوکی استخوان داشت نه ریزش مو نه کمر درد. نظریش هم این بود کهزن باید بزاد تا بدنش حال بیاد هههههههههههههههههههه
من که کلی به تو مونا حسودیم میشه که داریم دوبله حال میکنین با فسقلیها.
فیروزه جان ممنون خانمی از توضیحت . قبل از اینکه تو معرفی کنی میترا جون را تو یکی از عکسها که تو بکراند بود میترا جون و مهربد بغلش بود شناختمش تا امدم اینجا دیدم شما هم همین را کفتی
درنا جون ایسا جطوره ؟ بهتر شدین؟
راستی دیشب یه خبر تکان دهنده شنیدم دکتر من که سزارینم کرد و تو 9 ماه خیلی باهامون همراهی کرد و من تصمیم داشتم برای دفعه بعد هم با همین دکتر زایمان داشته باشم هفته قبل به قتل عمد یه خانم باردار متهم شده و الان فراری هست. اینجور که شایعه شده این خانم باید سریع زایمان میکرده ولی دکتر معاینش میکنه و میکه درد کاذبه و میفرستدشون خونه نصف شب خانمه کیسه ابش باره میشه و تا رسیدن به کلینیک و رفتن تو اتاق عمل بجه تلف میشه و خود خانمه هم در اثر خونریزی تو اتاق عمل ...........
1- ترجمه: زهرا نوروزی اگر غذا دادن به کودک تان، به معضل بزرگی برای شما تبدیل شده، بدانیدکه شما تنها نیستید و بسیاری از پدر و مادرها در این قصه با شما همدردند. توصیه متخصصان کودکان به شما این است که به توصیه های زیر عمل کنید، بلکه این مشکل تان کم رنگ تر شود. 1- به گرسنه بودن یا نبودن کودک احترام بگذارید: بچه های کوچک تنها زمانی که گرسنه هستند، دوست دارند غذا بخورند. اگر کودک شما گرسنه نیست، او را مجبور به خوردن غذا یا تنقلات نکنید. 2- خونسرد باشید: اگر کوک شما احساس کند که شما از عادت غذا خوردن او ناراضی هستید، ممکن است این موضوع به یک معضل منجر شود. تهدید و تنبیه فقط به مشکل می افزاید. 3- چشم تان به ساعت باشد: آب میوه و تنقلات حداقل یک ساعت قبل از غذا. اگر کودک شما گرسنه به سر میز بیاید، اشتهای بیشتری برای خوردن خواهد داشت. 4- پرتوقع نباشید: بعد از دو سالگی، رشد کمتر، اغلب اشتهای کودک را کاهش می دهد. ممکن است فقط با خوردن چند لقمه احساس سیری بکند. 5- کالری های مایع را محدود کنید: محصولات لبنی کم چربی یا بدون چربی و آب میوه 100 درصد می تواند بخش مهم یک رژیم سالم باشد اما اگر کودک شما با شیر یا آب میوه سیر شود ممکن است دیگر جایی برای خوردن غذا یا خوراکی نداشته باشد. 6- از کم شروع کنید: چندین غذا به انداه کم به او بدهید. بگذارید کودک شما انتخاب کند که چه غذایی می خواهد بخورد. 7- مجبورش نکنید همه ظرف غذا را بخورد: کودک خود را مجبور به تمیز کردن ظرف غذایش نکنید. این تنها به مشکل دامن می زند یا آن را بیشتر می کند و تبدیل به یک دعوا، آن هم بر سر غذا می شود. به جای آن، بگذارید کودک هر زمان که احساس سیری کرد، کنار برود. 8- به جای توصیف طعم غذا، از رنگ و بوی غذا برایش بگویید: فقط در باره رنگ، شکل، بود و ترکیبات غذا صحبت کنید نه اینکه آیا طعم آن خوب است یا نه. 9- وقتی غذای جدید به او می دهید صبور باشید: بچه های کوچک اغلب غذاهای جدید را لمس یا بو می کنند و حتی ممکن است یک کمی از آن را در دهان خود نیز بگذارند و دوباره آن را دربیاورند. شاید کودک شما نیاز به این داشته باشد که قبل از خوردن اولین لقمه از غذای جدید، چندین بار آن را جلویش بگذارید. 10- غذای صبحانه را به جای شام بخورید: چه کسی گفته است که برشتوک و کیک فقط برای صبحانه است؟ تفاوت صبحانه، ناهار و شام ممکن است برای کودک شما ضرر داشته باشد. 11- غذاخوردن را با خنده و تفریح همراه کنید: کلم بروکلی و دیگر سبزیجات را با یک برش یا سس خوش طعم سرو کنید. غذا را مثل کلوچه به اشکال مختلف برش بزنید. 12- از خود کودک کمک بگیرید: در فروشگاه از کودک بخواهید که در مورد انتخاب میوه ها، سبزیجات و دیگر غذاهای سالم به شما کمک کند. هرگز چیزی را که نمی خواهید کودک شما بخورد، نخرید. در خانه کودک را به شستن و خرد کردن سبزیجات یا چیدن میز تشویق کنید. 13- غذاهای محبوبش را درست کنید: اگر انواع غذاهای سالم را می خورید، کودک شما بیشتر تمایل دارد طبق خواسته او عمل کنید. 14- به ارزش غذاها هم فکر کنید: مقداری کلم بروکلی یا فلفل سبز خرد شده به سس ماکارونی اضافه کنید، ارزش غذایی برشتوک را با تکه های میوه بالا ببرید یا کمی کدوی رنده شده را با خوراک گوشت یا سوپ مخلوط کنید. 15- به سلیقه کودک احترام بگذارید: اگر کودک شما علاقه ای ندارد که مواد اولیه گوناگون را با هم داخل یک غذا به کار ببرید، غذا مخلوط درست نکنید. مختلفات ساندویچ را بیرون نان قرار بدهید یا مواد اولیه سالاد یا خوراک گوشت را جداگانه سرو کنید. 16- طبق روال عمل کنید: غذا و خوراکی ها را هر روز در ساعت مشابهی سرو کنید. اگر در دیگر وقت ها آشپزخانه بسته است، کودک شما ممکن است تمایل پیدا کند که غذا یا خوراکی را که به او می دهید، بخورد. 17- بگذارید حواسش به غذا باشد: هنگام غذاخوردن، تلویزیون را خاموش کنید و کتاب یا اسباب بازی روی میز نگذارید. 18- دسر را به عنوان جایزه به کودک ندهید: ندان دسر، این پیام را به کودک منتقل می کند که دسر بهترین غذاست که اشتهای او را برای شیرینی افزایش می دهد. شما شاید یکی دو شب در هفته را برای خوردن دسر انتخاب کنید و بقیه روزهای هفته، آن را رها کنید یا اینکه میوه، ماست یا دیگر غذاهای سالم را به عنوان دسر بدانید. 19- قبول کنید که آنها بعضی غذاها را بیشتر دوست دارند: هنگامی که بچه ها بزرگ می شوند، دیگر کمتر دوست دارند به غذا ناخنک بزنند. اما هر کسی یک غذای خاصی را ترجیح می دهد. انتظار نداشته باشید که کودک شما همه غذاها را دوست داشته باشد. 20- بدانید که چه موقع، کودک به کمک شما نیاز دارد: اگر کودک شما پرانرژی بوده و رشد سریعی دارد، احتمالاً درست غذا می خورد. اگر نگران این هستید که کم غذا خوردن کودک تان به رشد او صدمه بزند یا غذاهای خاصی او را مریض کند، با پزشک خود مشورت کنید.
http://farsika.ir/?article=553
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ 2- تمرین زندگی در مهد کودک شبیه سازی یک زندگی حقیقی
مهد کودک ها در دنیای امروز، سهمی بیش از پرستار بچه دارند. سهمی که شاید بیش از هر چیز، در آموزش و پرورش کودکان معنا پیدا می کند و آماده کردن آنها در ماراتن جامعه. کودکی که به مهد می رود، توجه هایی را دریافت می کند که موجب ساماندهی و افزایش ظرفیت های بدنی و ذهنی او می شوند و به نوعی جنبه های هوش را در او متبلور می کنند. این کودک شاید در خانه و در کنار یک مادر با حوصله هم بتواند از این توجه ها و آموزش ها بهره مند شود، اما قطعا فرصت تجربه محیط اجتماعی کامل در خانه وجود ندارد و ارزش هایی مثل همکاری، تعاون، رعایت حقوق دیگران، دفاع از حقوق خود و… در سنین قبل از دبستان و در یک محیط اجتماعی حقیقی بهتر از هر زمان دیگری در کودک تثبیت می شوند. کودک با ورود به مدرسه یک دفعه اجتماعی نمی شود، بلکه پایه های روابط کودک با مدرسه در 2 یا 3 سال قبل پی ریزی می شود. در مهدکودک بچه ها با همسالان خود ارتباط مستمر دارند و فرصت دارند تا مشکلات ارتباطی خود را حل کنند و در مدرسه مشکل دوست یابی نداشته باشند. از طرف دیگر، در سنین بالاتر، کودکانی که با آموزش های پیش از دبستان، آمادگی بدنی و ذهنی و اجتماعی بهتری کسب کرده اند، مرحله انتقال خانه به مدرسه را بهتر می گذرانند. در نتیجه ترک تحصیل و مردود شدن بچه ها کمتر دیده می شود.
تمرین زندگی توصیه روانشناسان برای استفاده مادران از مهد کودک نه فقط به جهت گذران ساعاتی از روز و صرف نگهداری و مراقبت های بهداشتی و تغذیه ای کودک است، بلکه هدف عمده استفاده از مهد کودک، رشد و تربیت اجتماعی و آموزش های ویژه ای است که به صورت غیر مستقیم به کودکان داده می شود و تنها مادرانی قادرند از عهده آن برآیند که خود آموزش های لازم را دیده باشند و علاوه بر آن امکانات متنوع آموزشی نیز در اختیار داشته باشند. مهد کودک با داشتن امکانات متنوع تر، فرصت های بیشتری برای رشد خلاقیت، استقلال ، سازگاری های فردی و اجتماعی ، رشد حواس و.... می تواند فراهم کند و از وابستگی های بین مادر و کودک بخصوص در خانواده های تک فرزند می کاهد. ارتقای سلامت کودکان، به ویژه میزان امید به زندگی و سلامت روان آنها یکی از اصلی ترین شاخص های توسعه یافتگی یک کشور است. در حال حاضر اغلب سرگرمی ها و بازی کودکان کامپیوتری است و این نوع از بازی ها فشار روانی و استرس زیادی به بچه ها وارد می کند و از سوی دیگر به دلیل ایستایی و عدم تحرک به هنگام بازی، سلامت جسمانی کودکان را مورد تهدید قرار می دهد بنابراین برای افزایش مهارت های ذهنی، جسمی، عاطفی و اجتماعی کودکان، لازم است تا فضاهای جدیدی به وجود آید. در انتخاب نوع بازی و اسباب بازی باید به کسب مهارت های زندگی از طریق آن توجه کرد و با توجه به اینکه جامعه از سوی انواع آسیب های اجتماعی تهدید می شود باید به استفاده ابزاری از اسباب بازی ها برای ایمن سازی کودکان در برابر آسیب های اجتماعی توجه داشت. بنابراین، کسب مهارت های آموزشی- حرکتی در محیطی با نشاط از جمله اهداف مهد کودک ها به شمار می رود. تحقیقات صورت گرفته نشان می دهد زندگی در محیطی با محرک های تفریحی و آموزشی کم برای شش ماه تا سه سال، می تواند ضریب هوشى یک کودک عادی را به اندازه یک کودک عقب مانده پایین بیاورد. اما همین کودک اگر در محیط هاى آموزشى و پرورشى که محرک هاى بیشترى وجود دارد قرار گیرد، به هوش عادی یا بالاتر از عادی دست پیدا می کند. کودک در مهد کودک دست به انتخاب دوست مى زند و از خود خلاقیت هایى نشان مى دهد که منجر به تشویق او مى شود و اعتماد به نفس او را بالا می برد. علاوه بر این، بچه ها در مهد کودک مفهوم قانون، هنجارها و ناهنجاری ها را درک مى کنند و در ارتباط با کودکان دیگر حدود و مرزهاى فردى را مى شناسند.
به کی بسپاریم؟ روان شناسان معتقدند کودک را از سن 3 ماهگی می توان به مهد کودک سپرد، با این حال، امای پشت این ماجرا، دست و دل پدر و مادرها را برای سپردن کودکان خود به مهد، بیشتر می لرزاند. شرط مهم این است که خانواده دقت کافی در انتخاب مهد کودک مناسب برای فرزندش داشته باشد . برنامه های مفید و متناسب با ویژگی های رشدی کودکان، فضای کافی و خصوصا مربیان علاقمند و توانا و متناسب با تعداد کودکان از ویژگیهای یک مهد کودک خوب است. در ایران قوانین ابلاغ شده به مهدهای کودک سراسر کشور، ضوابطی را تعیین می کند که بر اساس آن دست اندرکاران بهداشتی، نظارت های خود را به طور مستمر و در زمان بندی خاصی در همه مهدهای فعال سراسر کشور اعمال می کنند. این ضوابط شامل بهداشت فردی کارکنان مهد کودک، ضرورت وجود کارت معاینه پزشکی، وجود حوله اضافی، شستشوی دست ها، بهداشت محیط و اغذیه مهدهای کودک است. با این حال، گاهی اگر حتی همه شرایط هم آماده باشد، این کودکان هستند که باید و نباید رفتن به مهدکودک را به والدینشان تحمیل می کنند. آمادگی رفتن به مهد را باید در کودک ایجاد کرد . خانواده و بخصوص مادر با فراهم کردن اوقاتی که کودک بتواند لحظاتی را بدون مادر سپری کند می تواند به آماده شدن کودک کمک کند. مثلا با تنها گذاشتن کودک در اتاقی برای بازی یا سپردن کودک به یکی از نزدیکان و خروج از منزل برای ساعاتی می تواند زمینه مناسب را ایجاد کند. البته آمادگی کودک در سنین مختلف معانی متفاوتی دارد. یعنی بسته به سن کودک باید یک سری آمادگی های ویژه را در او پرورش داد. به عنوان مثال یک کودک 4 ساله باید بتواند به تنهایی قاشق را به دست گیرد و غذا بخورد یا قادر به شستن دستهای خود باشد این کودک در صورت داشتن مهارتهای فوق با ورود به مهد کودک سریع تر و با آرامش بیشتری می تواند دوران سازگاری را طی کند. روانشناسان توصیه می کنند بهترین راه این است که کودک در بدو ورود به مهد به همراه مادر تمام نقاط مهد را بگردد و ببیند و با محیطی که قرار است به آنجا سپرده شود آشنا شود. افرادی که در آنجا مشغول به کار هستند و کارهای مختلفی را که انجام می می دهند تماشا کند که این مشاهده ترس و نگرانی کو ک از محیط ناشناخته را از بین می برد و فضای مهد را به مکانی آشنا تبدیل می کند. این حضور در مهد کودک از ساعاتی کوتاه در روزهای اول شروع می شود و سپس هر روز ساعاتی به آن اضافه و همراهی مادر با کودک هم به تدریج کم می شود. کودک می تواند در این زمان در فعالیتی که خیلی برای او جذاب است، لحظاتی شرکت کند ولی این میزان نباید زیاد باشد بلکه باید قبل از اینکه اشتیاق کودک به حد اشباع برسد اتمام یابد و کودک با شوق انجام آن فعالیت مکان را ترک کند و به این طریق می توان انگیزه بازگشت به مهد را در کودک ایجاد کرد و یا زمانی که کودک به خانه باز می گردد یکی از موجود در مهد را به صورت امانت به او سپرد تا به خانه ببرد و به این طریق زمانی که کودک در مهد نیست یاد مهد در فکر کودک باقی بماند و ارتباط او و مهد قطع نشود. این مربی پیشنهاد می کند که حتی کودکانی نیز که به راحتی از مادر جدا می شوند نیز ترجیحا در روز اول ساعات کمتری را در مهد بگذرانند و به این طریق تجربه شیرین تری از ورود به مهد با خود ببرند. بهتر است که والدین، به خصوص در روزهای اول ورود کودک به مهد، به هر ترتیب که شده مانع از غیبت او شوند تا به تدریج کودک با همه برنامه های آنجا آشنا شود و کم کم رابطه عاطفی با دوستانش پیدا کند . اگر کودک بفهمد می تواند هر وقت که نخواست از رفتن به مهد کودک امتناع کند، دیگر قاطعیت و نفوذ شما از بین خواهد رفت. در حقیقت این کودک است که شما را تربیت می کند و فرمان می دهد. در مورد کودکان وابسته والدین باید قاطعیت داشته باشند. اول فکر کنند چه چیزی به صلاح فرزندشان است، بعد تصمیم آخر را بگیرند. در این مورد نباید والدین احساساتی شوند، باید بتوانند گریه های کودک را موقع ورود به مهد تحمل کنند. مثل زمانی که گریه های کودک را موقع واکسن زدن تماشا می کنند. چرا که واقعاً مهدکودک مانند واکسن عمل می کند و می تواند فرزند ما رادر برابر آسیب های بسیاری واکسینه کند. با این حال، نوع اداره مهدکودک هم در بروز یا جلوگیری از اختلالات عاطفی کودکان بسیار موثر است. گاهی پذیرش کودکان بیش از تعداد استاندارد در مهدکودکها، با مربیهای کمتر از حد استاندارد و گاه کم تجربه و نداشتن رفتار صبورانه و مادرانه یکی از مشکلات و موانعی است که بچهها در مهدکودکها از محبت عاطفی برخوردار نمیشوند. مربیان مهدکودک باید به شیوهای آموزش ببینند تا بتوانند خلاء عاطفی دوری از والدین را در سالهای اولیه زندگی برای کودکان پر کنند. متأسفانه گاهی وقت ها کار در مهدهاى ما تنها شامل یک سرى برنامه هاى آموزشى مدون بهزیستى مانند آموزش رنگ ها، فصول و... تحت عنوان واحد کار و برنامه هاى دیگرى نظیر آموزش سفال، نقاشى و... می شود. در این آموزش توجه کمى به کشف استعدادها و خلاقیت هاى آنها شده و تنها بچه ها را در مسیرى مشخص قرار مى دهد، این امر باعث مى شود فرصت رشد و شکوفایى از کودک گرفته شود. این کودکان در سنین بزرگسالى هم بدون توجه به استعدادهایشان زندگى و کار مى کنند که این امر به مرور زمان باعث بروز مشکلات و فشارهاى روحى و روانى در فرد مى شود.
_________________ مستانه
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
بیایید ببینم خوب شدید سرما خورده ها یا نه هنوز گیر این سرماخوردگی مضخرفید
الناززززززززززززززززززززززززز کشتمت چیه گرد و خاک میکنی واسه خودت تهدید میکنی بیا عکساتو دوباره بزار که من ندیدیم من تازه امروز از مسافرت اومدم الان دیدم نوشتی عکس گذاشتی اشکال نداره عزیزم منم عکس دوست پسر دخترتو گذاشتم تو تحویل نگرفتی هههههههههههه بیا برام عکسو بزار میخوام با تمام وجود واسه دوست دختر سامیار غشششششششششششش کنم زود که من و پسرم بیصبرانه منتظریم
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
سلام من بازم اومدم هر چند اینجا کسی آدم رو تحویل نمی گیره! النازی باهات موافقم منم عکس خودم و شوشو رو تو کلوپ گذاشتم غیر از سمیرا کسی نتحویلید.گریهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه.ولی با همه این حرفا بازم عاشقتونم.دری جون مقاله هات جالب بودن و من که استفاده کردم. مرسی.مریم جون دوست دارم چون منو تحویلیدی و به کلوپ دعوتم کردی.مارسیم عزیزم الهی بمیرم می تونم حال و روزتو درک کنم هم برا صورتت هم برا دکترت.مونای گل خوبی خیلی وقته با هم گپ نزدیم.فیروزه و مامان آرشا و مامان آدرینای گل مخلصیم.
سلام به همه مامانا بچه های 2 ساله بچه های چند ماههه
من که عاشق همتونم اگه عکسی رو دیدم چیزی ننوشتم خدا می دونه که تو دلممممممممممممممم چقدرررررررررررررررررر به به چه چه زدم و قربون صدقه رفتم و ننوشتن حمل بر ندیدن یا چیزه دیگه ای نزاریددددددددد ....
راستی مانا به نظر با آقای همسر اختلاف سنی دارید نه ؟؟؟
مارسیم وایییییییییییییییییییی منم تا به حال اصلا صورتمو اصلاح نکردم چون پوستم از اون حساس یادمه عروسیم شیو کردم فقط همین ...حالا پوستت بهتر شده ....
مانا جون من عکس زیباتو دیدم و کلی عاشقت شدم منتها شرمنده نظر ندادم من تا میام پای کامی یکی از این بچه ها ونگشون در میاد در کل خیلی ماهی مشتاق دیدار از نزدیکتیم گلای نازتم ببوس مادر
الناززززززززززززززززززززززززززززززززززز اینهمه ناز نکن میکنی هم خودم خریدارشم بیا عکستو دوباره بزار که از فضولی شیرم خشک شد در مورد شیرخشک هم نفهمیدم چی شده بیا به منم بگو میخوام از رو دستت تقلید کنم بدووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
هماااااااااااااااا کجایی خیلی وقته نیستی
زود همه بیایید دیگه جه معنی داره سالی یه بار او.نم به بهونه قرار همه تند تند میان دهههههههههههههههههههههههههه من با دوتا بچه با کلی امید میام اینجا اونم مبینم هیچکس نیومد چه معنی میده بخدااااااااا نگید وقت نمیکنید که هرچقدر هم وقت نداشته باشید به من و الناز و مانا بادوتا بچه کوچیک نمیرسید
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
مونای گلم ممنونم از لطفت منمiloveyou خیلی دلم می خواست یه بار همه مون آن بودیم و با هم گپ می زدیم ولی خوب هر بار میام کسی نیست چون همه گرفتارن و بازم دم همه تون گرم که با همه گرفتاری ها نمی ذارید تاپیکتون بی رونق بشه. سمیرا جون آره ما با هم اختلاف سنی داریم.ولی خدا رو شکر اختلاف نظر و سلیقه نداریم گلم.
سلام سلام به همه خوشکل خانمها مانا جان من که برات نوشتم جقدر ماهی ولی توی همین تابیک فکر کنم نه توی کلوب دقت کن میبینیش حتما
مونا جون فسقلیها جطورن؟ بازم به تو که میای با این همه نی نی داری یه یادی از ما میکنی
سمیرا جون مردم از دستت با این نفرین کردنت ههههههههههههههههههههههه
------------------------ از صورتم هم بکم که خدا را شکر زخم ها و خراشها خوب شد ولی جوشها هنوز هستند البته 90 درصد بهتر شده که دکتر کفت اینها هم به مرور میره ولی جون خیلی شدید تحریک شده بوستت یه مدت اصلا اصلاح نکن و فقط شیو کن
دکترم هم به قول درنا تو همجین مواقعی یک کلاغ جهل کلاغ خیلی میشه ولی ما این ماجرا را از خود منشی دکتر و بسر عمه همسرم که دکتر زنان هست و میدونست ماجرا را شنیدیم و تقریبا همه همین ماجرا را تعریف میکنن . خدا میدونه. فقط خدا صبر به بدر مادر خانومه و همسرش بده طفلکها.
الی جون جرا عکسها را برداشتی. عزیزم فکر نکنم کسی خاموش امدجه باشه و دیده باشه از بعد از قرار خانمها اینجا را قابل نمیدونن بیان یه سر بزنن به دوستاشون. دیدی که ما که دیدیم و امدیم برای خوشکل دخمرت و بسرت ذوق کردیم جقدر.
سلام همگی خوب و خوشین؟ وای مارسیممممممممممممم باید در اون ارایشگاه و گل مالید......من یه چند وقتی یه که صورتمو وکس میکنم خیلی باحاله کلی هم پوست صورتم نرمولی شده(به گفته صالح...ههههههه) حالا دنبال یه دکتر دیگه بگرد مارسیم جونم...
الناز نازم من که اینترنتم قطع بود و دیروز صبح وصل شد و تا امروز هم نت نیومده بودم بنابراین خواهشا عکستو بذار تا منم از خودم احساسات در وکنم.
مونا جونم راست میگی والله وقتی تو پست میذاری من کلی خجل میشم از این به بعد بیشتر میام.راستی راحت رفتین؟خیلی خیلی خیلی حیف شد که نتونستیم همو ببینیم.
مانا خانومی خیلی خیلی خیلی عکساتون خوشگله.....خوش به حال اپنین با این مامان خوش تیپش.....انشالله همیشه کنار هم شادمان باشین عسیسم.
بقیه دوستای گلم دوستدار همتونم مثل همیشههههههههههههههه.
سلام من یه چند روزی گرفتار و گرفتار بودم . چطور مطورید شماها. راستی بنده 4 ساله تیغ میزنم به صورتم و کلی راحتم البته لیزر کردم ولی همه جاشو نه. و اصلا هم زیاد نشده