2777
2789
مژی جون من سارینا رو به کل از پوشک گرفتم یه مدت بود بیرون رفتنی فقط پنپرزش میکردم که از هفته پیش برای بیرون رفتن هم دیگه پنپرزش نکردم و مهمونی و بیرون هم که رفتیم مشکلی پیش نیومد فقط موقعی که بابام میبرتش پارک پنپرزش میکنم اونم بخاطر اینکه بابام براش سخته بخواد سرپاش بگیره یا جمع و جورش کنه ولی درکل خیلی خوبه الان خودشم تا پنپرزش میکنیم از بیرون که میاد اولین کاری که میکنه میگه پبپرزمو در بیارید و دیگه از پنپرز متنفره (البته یه نکته بگم جمله من سارینا رو از پوشک گرفتم کاملا" خیالی و دوروغه چون مامانم گرفتتش و من چیزی جز تماشاچی و بعضی مواقع یاری دهنده نبودمهههههههههههههه)

رهام عزیزمو ببوس
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
وای من از دیروز تا به حال با دو تا دوست گل صحبت کردم و الان خیلی خوشحالم

مونا جون واقعا لطف کردی که بهم زنگ زدی عزیزم

الی این تشبیهات رو از کجا میاری انقدر بامزن خیلی جالب گفتیا

من که هر چی پستونک رو تو دهن علی فشار دادم حاضر نشد پستونک بخوره که حاضر نشد منم عاشق پستونک خوردن بچه هام

در مورد از پوشک گرفتن هم من مامانم میگه حوصله نداره و در نتیجه بهتره من صبر کنم تا علی خودش تصمیم بگیره و بگه دستشوییش رو

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

مژی جونم خیلی ازت ممنوم که به یاد کیمیا هستی عزیزم. تولدش پنجشنبه سی ام هستش. برای از پوشک گرفتن بچه ها معمولا تا 3 سالگی می شه صبر کرد و دیر نیست. این بستگی به خیلی چیزا داره. ماها که شاغل هستیم یکم دیرتر بچه ها باهامون همکاری می کنن چون صبح ها پیششون نیستیم. کیمیا تقریبا دو و نیم ساله بود که باز شد.

منم هنوز کوروش رو از پوشک نگرفتم. البته وقتی جیش یا پی پی داره خودش اعلام می کنه و به سرعت شلوارش رو درمیاره ولی صبر نمی کنه تا بازش کنم و سرپاش بگیرم!!!!!!!!!!! کارش رو توی پوشکش می کنه.........

مونا خوشبحالت که دیگه راحت شدی از پوشک سارینا. آره این یکماه من بیچاره هستم تا امتحانای کیمیا تموم شه.

شوهرم همین روزا برای کاری باید بره شمال. اگه نرفت و پنجشنبه تهران بود، تولد کیمیا رو جشن می گیرم با همه قوم و خویش نزدیک خودم و شوهرم که مجموعا 15 نفر می شیم. البته جای خواهر نازنینم و شوهرش خییییییییییییییلی خالی خواهد بود. (گریه...............)




سلام .من هم هستم ولی داغون هستم. این مدت با وجود دلتنکی براتون نمی امدم اینجا تا موج منفی براتون نفر ستم مخصوصا برای الی و مونا
اصلا حال و حوصله ندارم و سخت دبرس هستم.

دیدم حرف بوشک هست کفتم منم بیام یکم از افتخاراتم تعریف کنم.

من هم اول اردیبهشت به طور جدی بامبرز را تحریم کردم و الان قند عسل موقعی که دسشویی داره بدو بدو میاد و اطلاع میده . " بودو بودو مامانه . حاماما"(ترجمه:بدو بدو مامان .حمام) و به این ترتیب اصلا خرابکاری نمیکنه تو شلوارش ,البته مراسم جیش کنون با تشریفات خاصی هست. باید صندلی مخصوص روی توالت فرنکی قرار داده بشه. جراغها و هالوزنهای حمام روشن بشه. بنجره هم باز بشه تا اقا اسمون را تماشا کنن و با تو تو داکی کنن. و من هم حتما رو لبه وان بشینم و اصلا به اقا نکاه نکنم .جرا جون عیبه.هههههههه با یه لحن با نمک و کردش جشم و ابرو میکه عیبه که دلم براش غش میره. برای همینه که بابایی اصلا حوصله دسشویی بردن سامی را به خودش نمیده میکه خیلی دنک و فنک داره .
سلام سلام منم مامان گرفتار .خوبید همه؟خانوم حنا چرا عکس گلاتو نمیذاری وای که من بخورم این یاس مو مشکی رو.راستش من از چشام بدی دیدم که از پستونک ندیدم. اینو به دکی بچه هام هم گفتم.آناهیتا تا 19 ماهگی خورد ولی آپتین هشت ماهه بود که خودش ترک کرد و من بیچاره شدم چون صبح تا شب باید این سینه بیچاره مو در انظار نمایش میدادم و دیگه از مک زدن های آپتین جیغ جیغو دل ضعفه می گرفتم.منم آنا رو دو سال ونیمه گی از پوشک گرفتم. قبلش جواب نداد و منم اصلآَ اصرار نکردم ولی وقتش که شد راحت راحت جواب داد.در مورد آپتینم عجله ندارم چون اون زیاد حرف نمیزنه و بعید میدونم الان همکاری کنه پس ترجیح میدم به جیش کردن تو پولای بابا جونش ادامه بده.!!!دوست جونای من از لطفتون درباره عکس بچه ها ممنونم. اهوازیا هم مثل بقیه مردم ایران هم سفید دارن وهم سبزه و قاعده خاصی نداره. همه قیافه ای تو ایران پیدا میشه مثلآ من شیرازیم ولی شبیه شرق آسیایی ها هستم وقتی سریال اوشین پخش می شد همه بهم میگفتن اوشین مدتیم سام سون بودم خلاصه یه بار تو فرودگاه جلوی من و شوشو و بچه ها رو گرفتن و گفتن where are you from
سلام به همگی
مارسیم نبینم غصه داشته باشی ها...قربونت برم که رعایت من و مونا رو می کنی اما بیا بگو سبک شی من شخصا قول می دم نکات مثبت ماجرا ها رو ببینم و برات موج مثبت بفرستم!
مانا واقعا خیلی عسل ان فینگیلا اتفاقا من تو جنوبی ها خیلی بور و سفید دیدم خدا حفظشون کنه کلی عشق کردم باهاشون!
اتفاقا دکتر سام هم به من تاکیید کرد اصلا به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی سام رو برای پوشک تحت فشار نذارم بهم گفت ممکنه با تولد بچه دچار استرس و در نتیجه شب ادراری بشه و اینکه بهترین زمان بین 2 تا 3 سالگی و دو نیم سالگی بهتر تره! و از طرفی بهم گفت بازم نباید بهش فشار بیارم و بهش اجازه بدیم با شرایط خودشو تطبیق بده و از این حرفا منم بی خیال شدم و البه الان جیش اش رو میگه اما هنوز به درک پی پی نائل نگردیده!!!

مامان علی از خدا پنهون نیست از شما هم پنهون نباشه که این اصطلاح سنجاق سینه رو از یکی از مامانای فروردینی یاد گرفتم و این بار خلاقیت خودم نبود!!

برم که موبایلمو کرج خونه برادر شوهر جان جا گذاشتم الان باید اینترتی شارژ ایرانسل بخرم تا فردا که هزار جا باید برم بی موبایل نمونم!!!
گریهههههههههههههههههههههههههههههههههه
سلام به همه دوستان قدیمی و جدید عزیزم

نمیدونم دوستان جدید منو می شناسند یا نه ولی تک تکتون رو میشناسم و عاشقتون هستم.

آرزوی من دیدن دوباره الناز عزیز ، فیروزه ، یاسی ، درنا ، آینه ، نوشین ، سمیرا و فرانک عزیز هستش که تا حالا فقط یکبارافتخار دیدنشون رو یکبار داشتم . اگر اشتباه نکن 30 مهر سال 87 بود و من توی هفته گذشته اینقدر به یادتون بودم که هر شب خوابتون رو دیدم . کاش یک بار دیگر میدیدمتون . هیچ وقت یادم نمیره چه روزها و شب هایی رو تو بارداری میگذروندیم . آخرای بارداری که بی خوابی به سرمون میزد هر شب یکی شبگرد بود . هر روز منتظر پست هاتون بودم با مشخص شدن تاریخ های زایمانتون ذوق میکرده و با بدنیا اومدن تک تک بچه هاتون انگار من خاله میشدم .

ببخشید اسم بقیه عزیزان را نگفتم آخه تا حالا ندیدمشون . اما همتون رو دوست دارم می دونم مونی عزیز 10 خرداد منتظر بدنیا اومدن آقا سامیار هستش و آرزوی زایمان راحتی رو براش دارم .

هما خانم با دختر شیرین زبونش حسابی حال میکنه و پر انژی از مسافرت برگشته .

حمیده جون که امیدوارم دیگه حساسیت علی جون خوب شده باشه منتظر عکسای بچه هاست برای روی کیک .

مانا خانوم با دو کوچولوی ناز که ایشااله خدا بهتون صبر بده که من تو یکیش هم موندم .

مارسیم جونم دوست قدیمی خدانکنه داغون باشی بیا با کمی درد و دل کن تا سبک بشی عزیزم تو قربت تنها بودن خیلی سخته میدونی دیشب یادم افتاده بود قرار بود سامی عزیز دختر باشه و اگر اشتباه نکن اسمش هم فرح که یکدفعه جنسیت عوض شد . من همیشه به یادت هستم .

از پرستوی عزیز هم خیلی وقته هیچ خبری نیست پرستو جون اگر مثل من خواننده خاموش شدی بیا از آقا پیمان یک خبری به ما بده که با پسر من تو یک روز بدنیا اومده .

هانی نازنین هم با امیر حسین زرنگ ما خیلی کم میای خانوم .

سمیه خانوم هنرمند هم که با آرشا و آتلیه حسابی سرش شلوغه شاید به امید خدا ما هم برنامه اصفهان داشته باشیم حتما قبلش آدرس میگیرم مزاحم میشم .

مامان کیمیا و کوروش عزیز که فکر کنم الان حسابی لاغر و باربی شده خانوم بیا راز لاغریت رو به من هم بگو . تولد کیمیا جون مبارک .

مزی جونم رهام عزیز چطوره چه با مزه که اسمتون رو یاد گرفته از طرف من ببوسش .

ببخشید که نشد برای همه دوستانم بنویسم کمی حال ندار بودم و امروز 3 تا آمپول زدم ولی از تن درد خوابم نمیبره و و اعتیاد به نی نی سایت اون هم فقط قسمت تیر 87 اجازه خواب نمیده من هفته ای 4 شب میام اما فقط می خونم و تو نوشتن خیلی تنبلم و اعتراف میک موقع بدنیا اومدن یاس عزیز هر شب میمومدم تا از احوال الناز نازنینم با خبر بشم . خیلی خیلی دوستتون دارم .

باز هم ببخشید سرتون رو درد آوردم امشب خیلی دلم گرفته بود . حس میکنم بعد از زایمان یک افسردگی خفیف گرفتم که هنوز روم مونده و همه به اون عادت کردند و براشون عادی شده اما خودم رو عذاب میده و اصلا دیگه شاد نیستم . فقط قر میزنم و به کلی خودم رو فراموش کردم . فرزان هم خیلی شیطونی میکنه باورتون نمیشه به هر اون چه نباید دست بزنه ، دست میزنه . صحبت نمیتونه بکنه جیغ میکشه ، شیر فقط توی خواب میخوده اون هم کم از اول با شیر قهر بود . گلاب بروتون شرمنده روزی 4 با پی پی ، موقع غذا خوردن با غذا ، ماست و آب معجون درست میکنه و بعد روی زمین . تازه 2 هفته هستش خونمون رو عوض کردیم مستاجری دیگه و فرزان هر روز اینقدر همه چیز رو بهم میریزه که انگار الان وسایل از جعبه در اومده . فکر کنم همه بچه ها همینطور هستند و اصلا تعجب نکردید اما من خیلی کم طاقت شدم و خدایا منو ببخش اما حوصله خودم و بچه خودم رو هم ندارم . گرییییییییییییههههههههه فراواننننننننننننننننننننن
سلام سلام صبح همگی به خیر
من به زودی به خاطر این اعتیاد به نی نی سایت از شرکت اخراج میشم
تازه این اعتیاد از زمان بارداری الی و مونا بیشتر هم شد ه

مارسیم خانوم آخه تو که اونور دنیایی اگه ناراحتی هات رو اینجا نگی پس به کی بگی
من که با آغوش باز حرفای غم انگیز و شاد و خلاصه همه جور حرفات رو خریدارم
بچه ها خیلی دلم برای پرستو تنگ شده کسی ازش خبری نداره
صنم هم همین طور
دریا
و کلی از بچه هایی که خیلی وقته ازشون خبری نیست
بیاین برای تولد ببینیمتون دلم براتون یه ذره شده
ساقی جان چقدر خوب کردی اومدی به نظرم خیلی خوبه بیای من خودم بعضی از مشکلاتم رو وقتی اینجا میگم راه حلش رو پیدا میکنم
مثلا اون دفعه که علی همه چیز رو پرت میکرد خیلی عالی بود بهم فکر کنم الی گفت ازش بگیر دیگه پرت نمیکنه و
البته هر چند که این بچه ها هر روز یه کار جدید برای آزار پیدا میکنن الان جیغ میزنه به جاش

بعدم ساقی بچه ها هر کدوم یه مدلن
ولی من همیشه وقتی به بچه فکر میکردم فکر میکردم همه بچه ها مثل بچه های خالم هستن
بچه های اون خیلی وقتا پیش من میموندم
باورتون نمیشه بچه من اصلا قابل مقایسه با اونا نیست
اصلا کاری به من نداشتن
برا خودشون بازی میکردن و خلاصه که خیلی آروم بودن
الانم آرومن و میگن بعضیا از اول دردسر ندارن تا آخر اینا اینطورین

اما علی یه دقه بدون یه نفر تنها بازی نمیکنه و امکان نداره روزش بدون اینکه دو یا سه بار پارک و ددر نره شب بشه
ولی خوب دیگه منم خودم رو راضی کردم که هر بچه ای یه طوریه و این حرفا

من اولا فکر میکردم علی یه مشکلی داره انقدر شیطونه و فکر نمیکردم بیشتر بچه ها اینطوری هستن و بچه های کمی مثل بچه های خاله من آروم میشن برا همین کلی غصه میخوردم و هی میگفتم یعنی چی شده یعنی باید چی کار کنیم و خلاصه کلی از این طور موارد
ولی الان کلی با علی سعی میکنم حال بکنم و با هم شیطونی کنیم
با هم میریم پارک دنبال هم می دویم و خلاصه که گاهی سعی میکن کارایی رو که میکنه منم بکنم گاهی هم نه
بستگی داره کار بدی باشه یا نه

در هر حال پیشنهادات شما رو در جهت اینکه بچه جیغ نزنه خریداریم

ضمنا بچه ها کسی مشاور خوب برای کودک میشناسه که گاهی در چنین مواقعی ازش بپرسیم چه کاری درسته و چه کاری باید کرد کلا حس خوبی دارم پیش یه مشاور برم و خیلی از این طور سوالا رو ازش بپرسم حداقل اینطوری خیالم راحت تره

بچه ها به خاطر اینکه اخطارهای من خیلی اهمیت داره
این آخرین اخطاره
عکس نی نی گولوها و تاریخ قرار و محل قرار رو مشخص کنید
با اخطار که نتیجه نداد با خواهش اگه جواب میده
خواهشششششششششششششششش میکنممممممممممممممممممممممممممممم
(ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه)

سلام و صد سلام به همگی

واییییییییییی ساقی جونم خوبی چه خوب که اومدی و نوشتی . حالا یه عکس از گل پسرت بذار تا حالشو ببریم ... و خیلی خوب که اگه انشاله خدا خواست و قرار تولد تیر ماهی ها جور شد !!!!!!!!تو و گل پسری رو هم ببینیم .

راستی تو قرار مهتاب و آدرینا هم میان من از طرفشون اعلام میکنم .

الی جونم ممنون که شماره فدرا رو بهم دادی . دیگه واقعا خیلی بهش احتیاج داشتم . خودت که میدونی . فدرا جونم تو هم اگه این پست رو میخونی بیا برامون چند خط از خودت و آروینک گلت بنویس

مانا جونم نی نی گلات خیلی ماهن ماشاله . در ضمن به نظر من هم اهوازی سفید و موبور نوبره واله . من اینقدر خاندان شوشو رو سبزه رو دیدم که تعجب میکنم سفید تو اهوازیا !!!!!(شوخی میکنم ) آخه میدونی همسر بنده نیز اهوازی تشریف دارن و تا جائی که میتونید تصور کنید خودشون و خاندانشون سبزه هستند و بسی بانمک !!!!!!!!!!! البته به قول الی سبزه ها رو عشقه . راستی الینا اینقدر از لحاظ ظاهری و قیافه به اونهاست که امر بهشون مشتبه شده که اصلا نباید به من بره و الینا یک کم فقط یک کم سفیده ! یعنی نه !! سبزه مدل اونها نیست الیته سفید تر بود داره سبزه میشه . وی اون زمانی که سفید تر بود شوشو اینها میگفتن " خدا رحمت کنه عمه مامان رو سفید بود مثل اینکه این بچه این رو از اون به ارث برده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دیگه خودتون قیافه من رو داشته باشیدددددددددددددددد!!!!!!!

مونا جون قلنبه چطوره ؟ میگم خوش به حالت دو روزه دیگه میای سر کار (امروز رو هم حساب کردما !!)‌دیگه 6 ماه نمیای . برو حالشو ببر . راستی ورژن جدید خودت رو بذار ببینیم . جرا دیگه تو فیس بوک نمیای؟ من مرده اون عکستم که کنار دیوار وایساده بودی... یه عکس برامون بذار لطفا .



مارسیم گلم نبینم ناراحت باشی . بیا برامون بتعریف موقعیت تو با بقیه فرق میکنه من از طرف الی و مونا میگم بیا برامون تعریف کن سبک بشی . البته ایشاله تا حالا برطرف شده و فقط بیا برامون بگو برطرف شده

درراستای تهدیدات حمیده من یه پیشنهاد دارم هر کس بیاد اینجا عکس نی نی اش رو که میخواد رو کیک باشه بذاره . تا هم ما ببینیم و هم حمیده برداره و طرح روی کیک رو زحمتشو بکشه . و اینجوری یه ذره هم اینجا رونق بگیره .
کاری هم ندارم قبول دارید یا نه!!! پیشنهادم رو میگم من خودم شروع میکنم

o6sq3d1tm2h9bvjbqso5.jpg
سلام به همه دوستای خوبم


وای من دارم می میرم واسه سنجاق سینه پستونک خور -واسه ایسای مو فشنی -واسه این دوتا چشم رنگی جیگر و خوشگل که غش کردم از دیدنشون - واسه الینای خوش ژست -واسه فرزان که دلم براش یه ذره شده راستی ساقی چه عجب؟؟؟ هنوزم فرازانم توپولی هست یا نه ؟؟؟؟؟


در راستای اجلاس سران از اونجایی که ما چسبیدیم به اجلاس 2 روز ما رو تعطیل کردن یعنی از 4 شنبه تا امروز ای حال کردمممممممممممممممممممممممممممممممم


راستی هما چه پیشنهاد خوبی منم موافقم ...عکسا رو بزاریم اینجا ولی چون کیفیتش پایین می یاد می خواید میلم بزنیم؟

زهرا جون دستت درد نکنه مادر که داری هماهنگی ها رو انجام می دی به نظر منم یه پارک محلی خلوت خیلی بهتر می تونیم بچه ها رو کنترل کنیم تا یه جای شلوغ .....

وای من چقدر خطرناکم
چه عجب تهدیداتم جدی گرفته شد
اینطوری میگن بهتره خواهش کنی تا تهدیدها ببینین چقدر افاقه کرد

هما جون این پیشنهادت عالیه ولی من چون از سرکار میام اینجا و در نتیجه بهتره عکساتون رو میل هم بکنین که من همه رو داشته باشم اینطوری دیگه مجبور نیستم صفحه به صفحه بگردم دنبال عکسا

ضمنا من قربون این الینا گل برم که انقدر قشنگ ژست میگیره انگار هنرپیشه به دنیا اومده دلم ضعف رفت

راستی هما جون خیلی ممنون بابت شماره باهاش تماس گرفتم و کلی با هم صحبت کردیم

سمیرا وبلاگ ساتیار رو میخوندم هر کار کردم نتونستم برات نظر بزارم
چقدر بزرگ شده ماشالا

چقدر اون پست "نگرانم" قشنگ بود خیلی جالب و زیبا توصیف کرده بودی
راستی میگی واقعا همش درست بود ولی فکر میکنم چاره ای نیست و این آدما هستن که در هر صورت حسرت میخورن
سلام سلام دوست جونای خوبمممممممممممممممممممممم

ساقی مادر با ما به از این باش که با خلق جهانی بیا برامون بنویس خدا رو خوش نمیاد تو از ما باخبر باشی و ما از تو بی خبر پسمله نازتو ببوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

مارسیم دخترم چرا ناراحتی و بریز دور بیا برامون تعریف کن منم مثل الی قول میدم فقط جنبه مثبت قضیه رو ببینم بیا خودتو خالی کن عزیزم تو هم سامی ناز رو ببوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

هما من دیگه الان کارم خط زدن روی تقویمه و چقدر هم لذت بخشه برام

دوستان عزیز من امروز سالگرد ازدواجمه و بسی شاد و خرسندم از این بابت در ضمن وبلاگ سارینا آپه حالشو داشتید ببینید دیگه من حال ندارم عکس بزارم برای روی کیک هم چشممممممممممممم بیام و نیام واسه تولد دسته جمعی عکس کیک رو هستم دونگمم هر چی بشه بگید میدم مرامو دارید ههههههه چون بعدا" میخوام عکس کیک رو که همه بچه ها توش هستن رو داشته باشمممممممممممممممممممممممم در ضمن عکس هم بزار یه دونه عکس چهره خوب از سارینا بگیرم برات میفرستم راستی آقای همسر با توجه به اعتیاد بنده به اینترنت و کامپیوتر بالاخره برای خونه کامپیوتر خرید پس 6 ماه رو از خونه باهاتون هستممممممممممممممممممممممم
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
سلام به همگی.

ساقی جون چه خوب کردی اومدی. ممنونم عزیزم از احوالپرسیت. من الان تو دور رکود کاهش وزن گیر کردم و باید یکم رژیمم رو سخت تر کنم. تا الان بخاطر شیرخوردن کوروش یکم رژیمم راحت تر بود ولی یواش یواش سخت تر می شه. تا الان فعلا 14 کیلو کم کردم که خیییییییییییلی راه دارم. بیشتر بهمون سر بزن خانومی. راستی یه عکس جدید هم از فرزان گل برامون بذار.

مونا جونم خوشحالم که کامپیوتر گرفتی و از خونه هم می تونی بیایی پیشمون. سالگرد ازدواجت هم مبارککککککککککککککک. مراقب خودت باش.

من فدای این الینای هنرپیشه بشم که اینقدر ژستهای خوشگل می گیره و دل آدم رو می بره. هما جونم تورو خدا واسش اسفند بریز.

مریم جون من نبینم تو غصه دار باشی ها!!!!!!!!!! مریم ها خیییییییییییییلی قوی هستن. با ما درد دل نکنی می خوای با کی درد دل کنی تو غربت؟؟؟ مراقب خودت و سامی باش. سامی رو عشششششششششششقه بقیه رو ولش کن..............

مرضیه جون گرفتار چکار می کنی با این دو تا جوجه تو شهر غریب؟؟؟؟ راستی چطور شد اومدی کرج؟؟؟

راستی بچه ها من بالاخره قرار شد تولد کیمیا رو پنجشنبه شب بگیرم. از حالا غصم شده که با این ووروجک چیکار کنم؟؟؟؟؟ می خوام غذاهای نونی درست کنم و اصلا برنج نپزم چون هیچکس برنج نمی خوره. مامانم هم قرار شده یکم کمکم کنه و دلمه برگ مو و کوفته برام درست کنه. خودم هم می خوام سالاد الویه، سالاد ماکارانی، کشک بادنجان، ژله و مخلفات دیگه رو درست کنم. اگه ایده ای دارین و یا غذای آسون دیگه ای تو ذهنتون هستش خوشحال می شم بهم بگین.

از حالا دارم به این فکر می کنم که یه ماه دیگه دوباره همین بساط رو واسه کوروش خواهم داشت!!!!!!!!!!!!!!

فعلا بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108