سلام مانا جان خوش اومدی دو تا گل قشنگتو ببوس و برامون ازشون عکسای خوشگل خوشگل بزار
دو تا مامانای این تاپیک که مامان علی گفت من و خانوم حنا یا همون (الی ) خودمونه که دختر الی بدنیا اومده ولی پسر من هنوز تو شمکمه اگه کاملتر بخوای بدونی
خانوم حنا(الی جون) مامان سام متولد23/4/1387و یاس کوچولو متولد21/1/89
مونا مامان سارینا متولد19/4/1387 و سامیار که هنوز بدنیا نیومده تاریخ زایمان 10/3/89
در ضمن دوستان عزیز من خوبم ولی هنوز کوفته از خرید و حرکت دیروزم که در نهایت شب از دماغمون در اومد دیروز رفتم خونه کالسکه که برای سارینا خریده بودمو بهش دادم و اونم خوشحال عروسکشو از تو کالسکه قدیمیش که بیچاره از دست سارینا ویلان شده بود و کشید بیرون و گذاشت تو کالسکه جدیدشو و با هزار ذوق شروع کرد به چرخوندن که مامانم طبق عادت هر روزه گفت سارینا بریم پارک سارینا بدو بدو گفت بلیم و به اصرار کالسکه و عروسکشو رو هم با خودش برد ولی یک ساعت و نیم بعد باگریه اومد خونه مامانم هم ناراحت گفتم چی شده مامانم گفت کالسکه و عروسک رو دزدیدن گفتم چیییییییییییییییییییییییییییییی گفت یه لحظه غافل شدیم دیدیم نیست نیم ساعته پارک و زیرو رو کردیم منتها پیدا نشد که نشد و یه پیرزنه که دیده مامانم داره خیلی دنبال یه گمشده میگرده میپرسه چی شده مامانم که میگه اونم میگه آره من دیدم یه مادر و دختر داشتن میبردنش دقیقا" با همین مشخصات عروسک و کالسکه رو به هر حال مامانم خیلی ناراحت این بود که من با این شکمم با چه زحمتی رفته بودم خریده بودم آورده بودم منتها من که گفتم صدقه سر بچه هام ولی خیلی هم ناراحت شدم واسه اون بچه که همچین مادری داره که از همین سن پائین به بچش دزدی رو یاد میده
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!