سلاممممممممم به همه ناز مادر های کل
ای جان جقدر بااحساس حس نی نی داری و بجه داری را وصف کردی. ولی زیاد مطمئن نباش اون وقتی که ما نی نی دوم راا داریم تو با رو بات بندازی و لبخند بزنی جون از همین الان هنوز درد زایمان یادنت نرفته تو فکر سومی هستی .احتمالا اونموقع کهما دومی را تو شکم داریم تو سومی را داری. جشمک
ولی ای کیف داره بجه ها با هم بازی کنن
زهرا جان کلم سامی هم یه مدت تو اوج لجبازی کردن وسایلش را برت میکرد ولی من هم از شیوه الی استفاده کردم و بعد از تذکر دادن بهش بریا بار بعد اون وسیله را ازش میکرفتم و بهش نمیدادم . جند باری جیغ و کریه و زاری راه انداخت ولی با بی توجهی بهش حل شد. الان اصلا جیزی برت نمیکنه.
مونا جان من هم سامی را بامبرز نمیکنم تو خونه و فقط برای بیرون هست.اکثر مواقع هم جیشش را میکه و خودش سریع میدوه میره میشینه روی صندلی دسشوییش . البته کلی هم قر داره جیش کردنش باید همه هالوزنهای دسشویی را روشن کنیم و یکیمون بشینه روبروش تا اقا کارشون تمام بشه. که البته تا یک ربع تو دسشویی بلبلزبونی نکنه و دونه دونه سرامیکها را با انکشت نشون نده ول کن نیست . خودش ماجراییه که نکو و نبرس
مامان ارشای عزیز به زودی یه شب تا صبح راحت میخوابی.
من که باورم نمیشه اینقدر راحت میخوابم.اواخر سامی هر نیم ساعت شیر میخورد تو شب کاهی هم باید ممه تو دهنش میبود تا خوابش ببره و زود بیدار میشد. از شیر که کرفتمش (به روش تدریجی) دقیقا از همون شب اول بدون بهونه راحت خوابید و فقط کاهی یکبار تو شب بیدار میشه اب میخوره. اون هم اکر قبل خواب بهش اب بدم و تشنه نباشه تا ساعت 8 صبح حتی یکبار هم بیدار نمیشه. و به این ترتیب از ساعت 10 شب تا 8 صبح من راحت و اسوده هستم.
-----------
میبینین جه زود اردیبهشت شد.انکار همین دیروز بود که داشتیم خونه تکونی میکردیم و برای عید اماده میشدیم. تا جشم هم به هم بزنیم تولد بجه ها میشه.
راستی با فوت مامان شوشو و ازدواج بدر کرامی شوشو و قهر کردن خواهر شوشوها با بدرشون و قطع رابطه کامل با این خونه . امسال تولد سامی کاملا خوصی و سه نفره خواهد بود .مکر اینکه شوشو یه لنج کرایه کنه و روی نیل یه مهمونی ترتیب بده تا خواهرهاش هم بتونن بیان.