2777
2789
سلام سلام

چه خبره ماشالله به این وروجکها با این تلفظاشون یه ماچ گنده و آبدار واسه همشون

ما هم خوبیم


مامان مهرید جون منم مونا هستم متولد 3/12/1360 کارمندم و مامان سارینا متولد 19/4/1387 و مامان سامیار که تو راه و قراره خرداد89 بیاد و کانون گرم زندگیمونو گرمتر کنه و بشیم یه خانواده 4 نفری

سارینا به معنی پاک و خالص و سامیار به معنی ثروتمند

راستی بچه ها من یه فیلتر شکن توپ میخوام چون من خیلی وقته نمیتونم تو فیس بوک برم اگه داشتید به من هم بدید ممنونتون میشم

میبوسمتونننننننننننننننننننننننننننننننننن
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
سلام به همه دوستای گل و بلبلم

می بینم که حسابی دارید با نی نی ها حال می کنید منم از شنبه باید بیام اداره و دیگه خوش گذرانی تعطیل .......

راستی هما دیروز رفته بودم به دیدن دختر دوستم که تازه به دنیا اومده ... یه پاساژی توی علامه جنوبی هستش زیر رستوران رفتاری رفتم براش از اونجا خرید کردم عجیببببببببببببب سارافونای شیکی تا جایی که وسوسه شده بودم واسه عید ساتیار سارافون بگیرم ...قیمتش یه کم بالاست ولی خدایی حرف نداشت و اکثرا برند......


بچه ها خیلی دلم براتون تنگیده ...
می بوسمتون

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

قربوننننننننننننننن سمیرا و پسر نازش که دلم براش یه ذره شده بود به خدا .

بیا برامون از تعطیلات و مرخصی تعریف کن . خیلی خوش گذشته نه؟

وای دلم باز شد به خدا عکس ساتیار گلی رو دیدم . بیا از شیرین زبونی هاش برامون بگو

بابت آدرس ممنون . امروز میرم ترتیبش رو میدم
سلام بر همه
دیدم از شیرین زبونی نی نی ها میگید منم دلم آب شد گفتم یه خوردم من از این رهامی بگم:
دایره محدود لغات
آبه - به به - ماما - بابا - دده - بیییم=بریم - مه=من - سی=شیر - بوف: قاقا:به به :آمی=انواع خوردنی - یفت=رفت
دادا=دایی - اعم=عمو - داگ=داغ- ااا= کار بد تو پمپرز - زیش= جیش - جوجو - پشو= پیشیو چند مورد دیگه که الان یادم نیست
راستی هما جون پرسیدی از سوغاتی رهام که کلی حال کرد از سوغاتیهاش تقریبا نیم ساعت هم تو چمدون باباش بود در نمیومد بیرون بیشتر هم با شکلاتهاش حال کرد کلا سوغاتیهاش یه عروسک پشمالو هاپو - یه کلاه -توپ- شلوار و کت لی-کلی جوراب-دو دست بلوزو شلوار - یه صفحه کیبورد که صدای حیوانات میده- یه ماشین کنترلی و کلی شکلات که این قسمت رو خیلی بیشتر دوست داشت.
و اما سوغاتی مامانش یه عروسک خرسی خوشگل قرمز برای ولنتاین و چای و نسکافه و قهوه که اینا رو من اسمشو نمیزارم سوغاتی اینا مایحتاج خونس (چشمک)
یه عالمه دوستتون دارم.
alam
چه خبره این دوهفته که نبودم.خداراشکرغایبین یه خبری دادن نوشین خانم .سمیراکه واسه ساتیاردلم یه ذره شده بود
ازاوضاعمون بگم که بچه خواهرم 4ساعت تواتاق عمل بود وپاشو پیچ وپلاک کردن الان دوهفته است که نمیره مدرسه و حتی نباید ازجاش یکذره هم تکون بخوره واسه دستشییش هم خواهرم لگن واسش میذاره بیچاره هفته اول خییییییییییلی درد کشید ولی الان یک کم آروم ترشده.دکترش ازعمل راضی بود تابعدببنیم چی میشه
ازهمتون که واسش دعاکردین یه دنیا ممنو امیدوارم که هیچوقت هیچوقت پولتون را واسه دکترودارو خرج نکنین وهمش خوش بگذرونین
اوضاع خودمم هم که تعریف نداره الان یک کم بهترم میدونین من نزدیک یکسال بود که داشتم واسه ارشدمیخوندم وحدود4ماه بودکه شبهاتاصبح بیداربودم که باآرامش بیشتری درس بخونم ولی دقیقادورورقبل امتحان کنکورم این اتفاق افتادودکترننع شدید کردمن برم سرجلسه حتی اگه هم نمیکردمن نمیتونستم چون تاسرم رامی ـوردم پاین بالامی آوردم خلاصه روحیم خییییییلی داغون شد وشبهاباآرامبخش میخوابم
واسم دعاکنید
سلام به همه دوستای خوبم .
بالاخره بعد از یه غیبت طولانی تونستم بیام . این چند مدتی که نبودم به خاطر این بود که ساختمان محل کارمون رو عوض کرده بودن و اینترنتش هنوز وصل نبود و توی خونه هم کامی خرابه . تو این چند وقت خیلی دلم برای همتون مخصوصاً فسقلها تنگ شده بود . مژی ج.ن مرسی از اینکه به یادم بودی هزار تا بوس . وقتی پستای قبلی رو خوندم و دیدم یادی از من کردی خیلی خوشحال شدم . رهام جیگر رو ببوس و از بابت اومدن آقای همسر هم چشمت روشن .

مارسیم با تاخیر فراوان تسلیت منو اول از بابت مادربزرگت و بعد هم بابت مامان شوشو بپذیر . وقتی خوندم شوکه شدم . انشاءاله دیگه غم نبینی . از اینکه می یای اصفهان خیلی برات خوشحالم . از شیر گرفتن سامی هم مبارک باشه من که از شیر گرفتن آراد برام یه کابوسه . فدای سامی که این قدر آقاهه ببوسش .

هانیه خدا رو شکر که عمل خواهرزادت موفقیت آمیز بوده خیلی خوشحال شدم . در مورد خودت هم سعی کن به خاطر حمزه گلی هم که شده صبورتر باشی و اینجوری فکر کن که حتماً مصلحتی در کار بوده و هیچ کار خدا بدون حکمت و دلیل نیست .

خانم حنای گل بهت تبریک میگم که بالاخره کار پایان نامت تموم شد . حالا سعی کن این ماه آخری رو بیشتر استراحت کنی و حسابی به خودت و یاس و البته سام جیگر برسی .

مونا مامانی دوبله با سارینای موقشنگ و سامیار کوچولو در چه حالی ؟ راستی دوران بارداریت با سارینا فرق می کنه کدوم بهتری ؟ مهد رفتن سارینا هم مبارکه . آراد هم مثل سارینا خیلی خوب صحبت نمیکنه برعکس آریان که تو این سن مثل یه آدم بزرگ حرف میزد حتی چند تا شعر و کلی کلمه انگلیسی هم بلد بود . ولی به قول دکتر هیچ بچه ای رو نباید با هم مقایسه کرد .

هما جان من جای تو که میخوای از الینا جدا بشی استرس دارم ولی توکلت به خدا . حالا چرا مامان شوشو اینقدر روزشماری می کنه ؟ الینای شیرین زبون وقرتی رو ببوس .

مامان بچه ها من که با این حرف زدن کوروش کبیر دلم ضعف میره خیلی شیرین صحبت می کنه . از طرف من حسابی بچلونش . از بابت نمرات کیمیا هم به خودت و هم به این کیمیای گل که واقعاً کیمیاست تبریک میگم .

مامان مهربد به جمع بچه ها خوش اومدی . من آزاده متولد 29/1/58 شاغل و مامان آریان متود 10/12/80 و آراد متولد 5/4/87 هستم . ضمناً عکسهای پسرت هم خیلی نازه .

فهیمه چه عجب ؟ عکس جدید کابریت رو دیدم ماشاء اله آرین خیلی ناز و آقا شده . در مورد دونه هم نگران نباش حتماً یه چیز سادست و زود خوب میشه . زودتر به ما سر بزن .

نوشین گلی که هم اسم خودمی من عاشق اون حرف زدناتم و اون لقب جدید باربدی . من فداش بشم . تو هم سعی کن یه کم بیشتر بیای آخه هر وقت می یای یه حال و حوای دیگه داره .

محبوبه جون تو با برف ها هنوز داری کیف می کنی ؟ موفق شدی سهند رو از پستونک بگیری ؟ هنوزم داری وزن کم میکنی یا نه ؟ سهند گل فارس و ترک رو حسابی ببوسش .

سمیرا خانم چرا دیگه وبلاگ ساتیار رو به روز نمیکنی ؟ ساتیار عشق ماشین چه کار می کنه ؟ یه کم بیا و از ساتیار برامون تعریف کن .

فرانک جان تو با نیلا خوشگله در چه حالی ؟ یه عکس جدید از نیلا برامون بزار تا کلی کیف کنیم .

بقیه بچه ها که اسم نمی برم همتون رو دوست دارم و دلم برای همتون تنگ شده بود .
ببخشید که اینقدر طولانی شد .
فردا می یام و یه کم از کارا و حرف های آراد می گم . عکس هم می زارم .

فعلاً بای .


سلام سلام .صبح بارونی و سردتون بخیر(البته الان اینجا بارونی و سرد هست .اونجا را نمیدونم)
خوبین؟

ازاده جون مامان اراد عزیز ممنون عزیزم برای تسلیتها و ممنون برای تبریک شیر کرفتن. عزیزم اصلا اصلا ناراحت نباس این بروزه هم برای من کابوس تلخی بود که مدتها بهش فکر میکردم .هر وقت یکی تعریف میکرد نی نی 2 روز کریه کرده جیکر من خون میشد ولی باور کن سامی حتی یه قطره اشک هم برای ممه نریخت با وجودی که بدون ممه حتی نمیخوابید.البته اکر به روشی که من امتحان کردم تو هم امتحان کنی فکر کنم همین نتیجه را داشته باشی

هانیه جان خوشحال حال دختر خواهرت بهتره . من همیشه تا یادت میافتم براش دعا میکنم .مواظب خودت باش که الان فسقلت به تو و توجه تو نیاز داره

الی جون جطوری؟ سنکین شدی یا نه هنوز؟ کارهای ورود نینی ناز را کردی ؟ شور و شوق اولین زایمان را داری؟؟؟؟؟؟

مزی جون قربون رهام برم که مثل خودم عاشق شکلاته. فکر کنم سوغاتیهای بسرک بیشتر از تو بوده نه؟ ایکون خنده شیطانی!

سمیرا هنوز تعطیلات تو تمام نشده؟ خوبه که یه مدتی استراحت کردی و وقتت را با ساتیار سبری کردی

هما جون لباس بجه ها که فکر نکنم نیاز به همخونی با مد و رنک سال داشته باشه . و همه لباسها مخصوصا لباسهای دخترونه قشنک و متنوع هست. فقط باید یکم سلیقه به خرج داد و مقداری هزینه تا بهترین لباس براشون ست بشه .
من که برای سامی هنوز هیجیز نخریدم. نمیدونم هم جه مدلی بخرم بهتره.

________________

خونه تکونی هم حرفش را نزنین که من امسال خدا برام خواسته یه باره تمیزکاری خونه جدید میشه خونه تکونی .اون را هم جون قبل امدنم میشه زیاد کاریش نمیکنم تا بعد از برکشتنم یه حال کوزت بارتی و بشور بساب راه بندازم
سلام سلام

وای من مردم واسه این شیرین زبووووونیها................ گلوووله های نمکن .......... می چلوووونمشووووون........

باربد دیروز نقاشی دیواری را افتتاح کرد...... مثل همیشه دیدم صدای چشم چشم دو ابرو خووندنش میاد ولی غافل از اینکه ایندفعه رو زمین و دیوار داره می کشه....مامانش هم کلی ذوق کرد براش..... البته شعر را به این صورت می خوونه... ده ده( به کسر د) دو ادووو....دوا دوا ....دو ادووو....این بر وزن چشم چشم دو ابرو دماغ دهن یه گردوو..... خلاصه منم براش به دیوارها کاغذ چسبووندم و کلی حال کردیم با هم...خوبیش این بود که پاستل بوود و راحت پاک شد...بعدکه دیگه رو کاغذ کشید خط های رو دیوار را که می بینه هی می زنه تو لپش(ادای من) و می گه نچ نچ نچ ...اشیا(یعنی عرشیا این کارای بدو کرده...طفلی عرشیا هم مهدکووکیش بوود)
یه خط می کشه می گه(اووباه...یعنی روباه.... یه می گه اینه....(اینه یعنی هر چی که اسمش را نمی توونه بگه که معمولا ستاره که می کشه می گه اینه.)..خلاصه فیل می کشه....شتر ....ماه...درخت و حسابی دیوار نگاری می کنه...کم کم می خوام برم با آقای قالیباف شهردار تهران قرارداد ببندم که باربد تو اتوبانها و دیوار ها براش نقاشی کنه.....
خلاصه که خیلی جیگرن این فسقلا........

فهیمه منم کلی ذوق کردم عکس گل پسری را گذاشتی.... اگه هم خدای نکرده سالک بوود می گن یه آمپول می زنن دیگه جاش نمی موونه...فقط باید مواظب باشی کنده نشه..... ولی مطمئن باش چیز خاصی نیست..شاید آب به آب شده.....

هم اسم عزیزم چطوری ....ساختمان جدید واسه مسیرت بهتر شد؟؟ تو کی می خوای از شیر بگیری؟؟

چند وقت پیش داشتم با مسئول مهد باربد صحبت می کردم گفتم میخوام عید از شیر بگیرم گفت نه بذار تا وقتی میخواد بخوره و از لذت دهانی برخوردار شه...حالا من دیگه نمی دوونم چیکار کنم...بذارم تا 2 سالگی یا عید بگیرمش...دو دل شدم....
مارسیم گلی ممنووون از جایزه شیرینت........ههههه..............سامی چطوره؟؟ باهاش تمرین کردی بیاد ایران مامان بابات را چی صدا کنه؟؟؟؟

الینا ....وووووی مرده اوون عید تبریک گفتنتم...هما ایده خووبی بود منم میرم از امرووز با باربد تمرین کنم .....

کووورش کبیر شیرین زبووون...جیگر اووون جمله بندیت.....

الی حسابی درگیری ها...هفته دیگه این موقع ها راحت شدی....

سمیرا بازگشت به کارت مبارک ......

فرانک ...محبووبه...حمیده.....موونا......همه و همه .... به یادتووونم

من آزاده ...28 ساله ....شاغل.... مامان باربد ...متولد 28 خرداد......

یادش به خیر...آمارهای رووزانه قبل از تولد فیگیل ها.....
سلام
نوشین جون سامی هم مثل باربد عاشق نقاشیه البته سامی تتو بیشتر کار میکنه تا دیوار نکاری. اول رو بدنش کلی نقاشی میکشه بعد به جاهای بعد میرسه. در مورد شیر هم :خواهر شوهر من هم کفت تا 2 سالکی کامل شیر میده تا لذت نی نی را ازش نکرفته باشه و از همین حرفهای معمول. و تا روز تولد 2 سالکی شازده بهش شیر داد و بعد از شیر کرفتش که کلی اذیت شد جون بسرش عادت کرده بود و میفهمید و 1ماه کامل لجبازی و کریه و نق رو شاخش بود. الانم بعد از یکسال تا کریه میکنه میره ممه بخوره و بعد تازه یه کریه جانانه هم برای نبود ممه داره .

برای عید هم هر ماری میکنم عید مبارک را یادش بدم جواب نمیده
مامان و بابا را هم جون ما خودمون مامان را مامان کل صدا میزنیم میخوام mamam goli صدا کنه که البته سامی فقط میکه ماما لی و بابا لی.

مامان مهربد ممنون از ارزوی خوبت.

بهاران جان قدم نورسیده مبارک بیشابیش
بجه ها از وز اول امدنشون شیرینن و دنیای جدیدی را میسازن و هر روز برای خودشون شیرینی و قشنکی خاصی دارن. اولین خنده .اولی سینه خیر .اول غلطیدن.اولین قدم .اولین کلمه ..........
ولی از نظر خوابیدن هر بجه یه جةوره بسته به اینه که جطور عادتش بدی. سامی تا 6 ماه اول خوابش خوب بود و فقط یکبار تو شب شیر میخورد ولی بعد 6 ماهکی شبها خوابش به هم ریخت و تا یکسال و نیمکی بیجاره کرد من را شبها از کم خوابی. الان هم که از شیر کرفتمش شبها تا صبح راحت و کامل میخوابه .
سلام به همگی. بعداز ظهر بارونی تون هم بخیر.

خوشحالم که همه خوب و خوشین و نی نی جیگرها هم خوبن و مشغول دلبری!!!!!!!!!!

کوروش هم مثل سامی متخصص تتو شده البته روی پاهاش بیشتر و روی شلوارش......... تمام شلواراش ماژیکی شده و با هیچی هم تمیز نمی شه.

راستی بچه ها کوروش هنوز شیر می خوره (آیکون گریهههههههههههههه) من هم نمی دونم چه خاکی باید توسرم بریزم که از شیر بگیرمش. دکترش گفته بعداز عید اینکار رو بکن ولی اصلا هیچ ایده ای ندارم که چطوری. البته کوروش یه وعده از مهد که میاد می خوره و یه وعده هم موقع خواب شبش. نصفه شبا هم که گاهی بیدار می شه خودش می گه شی شی (یعنی شیر پاستوریزه). نمی دونم همین یکی دو وعده رو هم چطوری بهش ندم. یکی می گفت یه داروی گیاهی تو عطاری ها هست به اسم صبر زرد که باید بمالی به نوک سینه و فوق العاده تلخه اما کاملا بی ضرره برای بچه. نمی دونم اینکار رو بکنم یا نه. خلاصه فعلا سردرگمم.

برم که دارن صدام می کنن.

فعلا بای و بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108