2777
2789
مرسی مامان مهربد جون. اگه دوست داشتی اسم کوچیکت رو هم بگو تا با هم راحت تر باشیم. من مریم هستم. تو هم پسر نازنینت رو یه مااااااااااااااااااااااچ گنده بکن.

راستی بچه ها من چند روز نمیام اینجا. انشاالله فردا دارم می رم شمال. تعطیلات به همه خوش بگذره.

مواظب خودتون باشین.

بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

سلام به همه
کلی انرزی وفازمثبت واسه مادردوتابچه فرستادم صبح تاحالاخداکنه که گرفته باشه/تاببینیم چه خبرمیشه؟
مامان آرشاخوش اومدی چیکارمیکنی؟من که نمیدونم چرانمیشه این فینگیل رابیارم آتلیه .ان شالله مزاحمت میشم.خسته نباشی
مامان مهربدخوش اومدی
بقیه هم بیان یه حاضری بزنن
مامان کیمیاوکوروش خوش بگذره

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

سلام
ممنون از انرژِ های مثبت تون واقعا اثر داشت!
رفتم دانشگاه با توجه به اینکه تا 30 بهمن وقت داشتم و به این تعطیلی ها می خوره کارم و نمی شه که بشه دفاع کنم و به هفته اول اسفند می افته قرار شد یه گواهی ببرم تا این ترم گذشته رو برام مرخصی رد کنن و من بتونم تو اسفند دفاع کنم!
رفتم پیش استادم کلی تحویلم گرفت زیااااااااااد چون منو ندیده بود از شهریور و نمی دونست حامله هستم تا در اتاقش رو باز کرد گفت به امروز تو فکرت بودم تا از جام بلند شدم یهو زد زیر خنده و گفت نگو کار دست خودت دادی!!
کلی باهام حال و احوال خوش اخلاقی کرد و گفت پسرت چند ماهشه گفتم 19 ماه گفت حالا چرا گازتونو گرفتین و با یان سرعت گفتم دیگه استاد سن و سال که بالا باشه همینه دیگه!!!!
خلاصه یه چند تا ادیت کوچیک وبه درد بخور رو پایان نامه ام انجام داد و گفت یکشنبه بیار فرمهای دفاعت رو هم بیار تا امضا کنم اگرم یکشنبه تعطیل شد سه شنبه!
خلاصه که احتمالا بین 5تا 9 اسفند دفاعمه.....
الانم دارم می رم دکتر ازش گواهی بگیرم + شرکت تا ادیتا رو انجام بدم و پرینت کنم .....فعلا بای
سلام سلام به همه مامانهای خوب و مهربون و نانازی و تو دلی دار و بی تو دلی

ما خوبیم .بماند که اتفاقات اخیر یکم تو روحیم اثر داشت ولی جه کنم که بوست کلفت شدم و باز خودم را سازش دادم با شرایط. زندکی هر روز ما تجربه هست اینم یه ورق اضافی به دفتر تجربیات ما . کلی اتفاقات جور و واجور و خنده دار هم برامون افتاد که بعد میام براتون میتعریفم.

از سامی بکم که شازده بسر تو این مدت خیلی قشنک و بی دردسر از شیر کرفته شدتقریا و فعلا فقط و فقط شبها قبل خواب شیر میخوره . که با مشورت دکترش این وعده هم تا جند روز اینده کاملا قطع میشه.

هنوز موقع خواب یکم ناارومی میکنه مخصوصا خواب ظهر جون هم مه مه تعطیله هم میخواد شیطونی کنه و هم خوابش میاد در نتیجه یه سناریوی نیم ساعته داریم تا اقا بخوابه.

مثل طوطی هم هر جی بشنوه تکرار میکنه .

اطرافیان را خیلی قشنک به اسم صدا میزنه مثلا عمه هاش : عبیر = عبر - کاملیا = بیل بیلیا - جیهان (جون همه جی جی صداش میکنن)= جوجو . و تنها شخصی که با احترام خطاب میشه عمو محمدش و کوجکترین عضو خانواده هست که بهش میکه عم امد(عمو محمد)

من هم به اسم مامی تغییر نام دادم و بابایی هم به اسامی ددی بابی و بابایی صدا زده میشه

وقتی هم بهش بکیم وات از یور نیم ؟ با یه حالت ناز و لوس میکه ممی(فتحه م اولیه)( مَمی=سامی)

این بود انشای ما جبران این جند وقت نبودن هههههههه

راستی دیروز هم باسبورت مصری من اماده شد بلیطها هم به دستمون رسید با 75% تخفیف رو هر بلیط . اخر خوشخوشانمون شد ههههههه. فقط مونده ویزای شوشو و سامی . و یه عالمه کار که ر سرم ریخته و منم حال انجامشون را ندارم.

الی خانمی دیروز صبح داشتم نماز میخوندم هی تو فکر تو بودم و هی برات دعا کردم هی انرزی فرستادم .امیدوارم از این فاصله دور انرزی ها بهت رسیده باشه .

بقیه مامانیها هم به فکرشون هستم و دوستتون دارم زیاد .میبوسمتون فعلا بای
فهیمه جون سفر بخیر عزیزم.
با دید مثبت بهش نکاه کن. میدونم با یه وروجک شیطون سخته مسافرت ولی شیرینیهاش را هم ببین.

البته من خودم الان به قول الی رفتم رو منبر ولی از حالا زانو غم بغل زدم جطوری 8ساعت تو هوابیما بشینم با سامی هههههههههههو مهمتر از همه 3 ساعت ترانزیت تو بحرین داریم فقط خداخدا میکنم اونموقع سامی بخوابه جون میدونم مجبورم کل فرودکاه را دنبالش بدو بدو کنم تازه این در حالیه که اوضاع مساعد باشه و خبری از جیغ و کریه و نا ارومی نباشه.

و تازه تازش هم تازه از فرودکاه تا اصفهان هم هست .که فکر کنم من تا برسم خونه بابا اینا 100 دفعه مردم و زنده شدم از دست شیطونیهای سامی

فهمیمه جون سفربخیر
وای مارسیم من به جای تویه دلشوره بایه حس شوق تودلم اومدکه میخوای بیای اصفهان پیش خانوادت.خداکنه همه چیزواست ببه خوبی پیش بره وسامی هم آقایی راتموم کنه وخوب بچه ای باشه.
مامان آیسا چرادیربه دیرمیادسرمیزنه؟
الی راستی ازیاسی خبرنداری؟
چقدربچه هاازهم بی خبرشدیما؟ازسمیرا.محبوبه.فدرا.
همه به یادتونم
خوش بگذره تعطیلات
سلام به همه

مارسیم عزیزم با تاخیر به شما و شوشو تسلیت میگم . انشاله خدا بهتون صبر بده خانمی .

فهیمه جونم خوش بگذره سفر . زود بیا برامون عکس بذار تو فیس بوک که کلی دلمون رو آب انداختی

نمیدونم کی حال مهتاب رو پرسیده بود . من باهاش چند روز پیش صحبت کردم . خوب بود سرش شلوغه . به همه سلام رسوند

مامان بچه ها خدا خیلی بهتون رحم کرده . البته چه میشه کرد تو این سن بچه ها همینن دیگه .


از الینا بگم که دیگه تقریبا داره صحبت کردنش کامل میشه . یه کتاب داره که برای معرفی وسایل نقلیه : ورق میزنهمیگه: ماشین . گطای (قطار) کشی (کشتی) .هوایما (هواپیما) . موتوی ( موتور) و... زوی همه ی هایی که به جای ر میگه کلی تائیئ میکنه و در آخر باید کلی تشویقش کنی و وقتی تمومم میشه میبنده و دستاش به هم میزنه و یعنی تموم شد . نانای کردن هم به شکل های مختلف در حد المپیک گاهی فقط بشکن و یک کم قر یعنی حال ندارم گاهی دسنا رو از مچ میچرخونه و سرش رو هم با ناز و عشوه تکون میده گاهی سر رو بیشتر تکون میده که مثلا موهاش هم تکون بخوره . و گاهی قر فراوون بیا و ببین و در آخرررررررررررر با رقص پا با تند ترین حالت که من حتی نمیتونم تصورش رو بکنم و خلاصه ماجراهایی داریم .

همتون رو دوست دارم
الهی ماشالا به این دخمل شیرین زبون... ولی خدائیش بچه ها دارند می افتند تو دور شیرین زبونی و شیرین کاریا... به نظر من که نگهداریشونم خیلی بهتر و راحت تر شده حداقلش اینه که آدم می تونه به کس دیگه بسپاردشون...

تنها مشکل من شییییییییییر خوردن آرشاست هی می خوام بگیرمش خودمم تنبلیم میاد... نمی دونم یعنی 20 ماه کافیه؟؟؟؟؟
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche
سلام خوبین؟ خوشین؟
نبینم اینجا تعطیله !

مامان ارشا جون شیرین زبونی نکو که دلم میره .هر وقت با سامی حرف میزنم و جواب میده دلم میخواد بمالونمش به هم و تا میشه ماج مالیش کنم .

راستی من هم سامی را کامل از شیر کرفتم بدون یه قطره اشک بدون یه شب بیخوابی بدون یکم نا ارومی .

همیشه ناراحت اینن بودم که سامی بدون ممه نمیخوابه حتی خواب عصر! حدود 2 هفته شیر خوردنش را به 2 بار در روز کاهش دادم و بعد هم حدود 10 روز فقط شبها اون هم موقع خواب وقتی هم شام خورده بود و هم خوابالو بود بهش شیر دادم و از شب والنتاین به مناسبت این روز کاملا از شیر کرفتمش . البته این این اواخر مجبور بودم کلی باهاش تو روز بازی کنم و خوب خستش کنم تا یادش بره که خوشبختانه موفقیت امیز بود و این 2شب خیلی راحت و بی دردسر برای اولین بار تو عمرش بدون ممه خوابید .

مامان ارشا جون دکتر سامی و هم با تجربه ها کفتن به من که تو فصل کرما اکر بجه از شیر کرفته بشه ممکنه اسهال و استفراغ به همراه داشته باشه و کم ابی بدن را به دنبالش بیاره. البته من شرایط اب و هوایی ایران را نمیدونم برای بجه ها ولی اینجا تقریبا از ماه اسفند هوا کرم تر میشه
و هم اینکه من میخواستم قبل ایران امدنم سامی ترک کنه ممه را تا راحتتر کنار بیاد با شرایط سفر جون غیر ممکن بود بتونم حین مسافرتنم بهش شیر هم بدم اصلا برام غیر ممکن بود حتی فکر کردن بهش.

هما جون ببوشس این با نمک خانم را با این حرف زدنش.

الی جه خبرها. بقیه کجا هستن؟ خیلی دلم برای یاسی و اینه و مهناز تنک شده درنا و هانی و مونا و الی و ..... خیلی وقته کمتر میان این دور و برها جه خبره؟ نکنه میرین تو کلوب خصوصیتون و به ما سر نمیزنین؟؟؟؟؟

سلام به همه
میبینم که همه خوب و خوش هستید و کلی دلم شاد شد.
بنده هم واقعا مشغول شیطنت های آیسای وروجک هستم و دیگه اصلا وقت ندارم بیام یه سر کوچولو بزنم.
دوستتون دارم بوس

مارسیم عزیزم
خوشحالم که بهتری و از شیر گرفتن سام بی دردسر انجام شد.
ننه دنبال شر میگردی ها - کلوپ خصوصی تون - !!!! ( چشمک ! ) تو فرصت پیدا کن تا ما بیائیم تو سایت ، مخلصتون هم هستیم .

مامان الینا ،
اگر منظور از مهتاب همون مامان آدرینا ست ، من پرسیده بودم. مرسی از خبری که دادید.
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
salam
چه ها ومامانهای عزیزتوراقرآن ذعاکنیدواسه بچه خواهرم
ساعت 8صبح امروزعمل داره پاش
میدونین روزدوشنبه میخواستیم بریم پیست اسکی منم بچه خواهرم وگفتم بیاباهم بریم وبردمش چندباری سارتیوپ شدیم وبازی کردیم این بارآخری سوارکه شدیم تیوپ نمیدونم چرابه سمت یه گوله برفی خیلی بزگ منحرف شدکه من فقط یائمه داشتیم نزدیکش میشدیم فقط جیغ کشیدموخداراصدازدیم من ازبعدش هیچی یادم نیست تاوقتی که توبیمارستان بودم.صورت خودم پیشونی وبینی زخمی شده تموم سروگردنم هم دردمیکنه رفتمم دکترگفت چیزی نشده ولی بعدبایدبرم سی تی اسکن ازسرم خودم که به حهنم کاش دستم میشکست.بچه خواهرم رابگو امنت مردمو بردم وامانتداری نکردم من .میدونین قوزک پاش شکسته زیرقوزک پاشم خوردشده وقسمت دیگه روی پاشم خوردشده الان دوروزبیمارستانه تحت مراقبت امروزشبحم میخوان عملش کنن پین وپلاک هم واسش گرفتیم دکترگفته 4ساعت عمل طول میکشه دکترگفته این دردتادوسال همراهشه شایدم یه قسمت پاش همیشه سیاه بمونه.توراقران به هرچی که اعتقاددارین شمادلتون صافتره من گنه کاره توراخدااین دختر15ساله رادعاکنیدمن که باشوهرم این دوروزهمش توبیمارستان بودیم شوهرم ازبس گریه میکنه داره دیو.ونه میشه میگه اگه این بچه پاش خوب نشه تااخرعمرمن چطوری توروش نگاه کنم.بخداخیلی مستاصلیم خیلی محتاج دعاییم توراخدادعاکنیدعملش موفقیت آمیزباشه وپاش خوب خوب بشه مثل اولش .توراخدادعاکنید
سلام هانیه جون من همین الان از صمیم قلبم براش دعا کردم تا همه چی خوب پیش بره و با این عمل پاش از اولش هم سالمتر بشه....خودت هم لطفا برو سی تی اسکنت رو انجام بده به امید خدا که هیچی نیست! منم همچین خوب نیستم...خرابم!
سلام به همگی

هانیه جون نگران نباش انشالله که خوب میشه من که واقعا" از ته دلم از خدا میخوام که مشکلی براش پیش نیاد و زودی خوبه خوب بشه


الی جونم چرا خرابی دشمنات خراب باشن کاراتو کردی تموم شد پایان نامت یاس خوشگل و سام عزیزم چطورن ؟

مارسیم جون انشالله که مشکلی پیش نیاد و بتونی به راحتی سامی رو از شیر بگیری

و امااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

وبلاگ سارینا آپه

امروز صبح سارینا رفت مهد کودککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
هانیه جون منم دعا میکنم تا عمل به خیر و خوشی بگذره و همه چی درست بشه.

مونا جونم مهد رفتن سارینا مبارک. منم از بعد از عید باید آیسا رو بذارم ولی دنبال یه مهد خوب هم میگردم.

الی عزیزم دشمنات درب و داغون بشن. بوس
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108