سلام فقط پست هانیه رو خوندم و حالم بد شد خدا صبرتون بده مامان آرشا میشه لطف کنی و فایل خام عکسها رو با مناسبت برام میل کنی یا اگه نداری هم.ن عکسها رو با خود عکس آرشا برام بفرست خودم حذفش میکنم اگه بفرستی یه دنیا ممنونت میشم . من پارسال هم تقویم درست کردم . میخوام امسال از قافله عقب هنمونم . میبوسمت
اول ازهمه به خاطراینکه باعث رنجش وناراحتیتون شدم یه دنیاعذرمیخوام .سمیه جون من که نمیخواستم الی ومامان ساریناناراحت بشن خداکمکشون کنه که زایمان خوب وراحتی داشته باشن راستی مامان آرشااگه بخوام واسه پسرم تقویم درست کنی چه جورعکسهایی بایدبراتون بفرستم؟اگه بخوام بیام آتلیه خودت چطوره؟واسه تقویم خوبه که بایم همونجاهمه عکسهاشو بگیرم؟اگه راهنمایی کنی یه دنیاممنون.راستی ازقیمت تقویمت هم واسمون بگو.
هانیه جون خیییییییییییییلی واسه عروس خالت و پسرخالت ناراحت شدم. خدا صبرشون بده. ولی نقش شماها و اطرافیانشون الان خیلی مهمه. شما باید دلداریشون بدین و نذارین روشون زیاد اثر بذاره. بالاخره جوون هستن و دوباره شانس نی نی دار شدن رو دارن.
فرانک جونم خوشحالم که بهتری.
مارسیم مردم از خنده از تجزیه و تحلیل هایی که کرده بودی واسه نرفتن ما سر قرار!!!!!!!!!!!!!!!!!! راستش رو بخوای کیمیا پنجشنبه پیش امتحاناش تموم شد (چشمک!) ولی من خودم پنجشنبه ها تا 3 سر کار هستم. پس به احتمال زیاد من هم نمی تونم بچه ها رو ببینم...........
ولی اگه قرارتون جور شد و رفتین توروخدا عکس بگیرین و برامون بذارین تو کلوب.
هما جونم منم مثل تو از ساعت 4 تا وقتی کوروش بخوابه کاملا در خدمتشم. البته من بخاطر کیمیا باید حتما حتما شام و ناهار فردا رو درست کنم. بنابراین من خیییییییییییلی گرفتارم بخدا......... راستی کوروش هم جدیدا خیلی به من می چسبه و همش بوسم می کنه. نمی دونم چرا. فکر کنم بخاطر سنشون باشه.
سمیه جون. عکسای آرشا رو دیدم. خیییییییییییلی ناز شده بود ماشاالله. خوشبحال آرشا که همچین مامانی هنرمندی داره که راه به راه ازش عکسای محشر می گیره.........
سمیه جون. عکسای آرشا رو دیدم. خیییییییییییلی ناز شده بود ماشاالله. خوشبحال آرشا که همچین مامانی هنرمندی داره که راه به راه ازش عکسای محشر می گیره.........
سلام همگی خوبید ما هم خوبیم بعد از فراغت از یه واکسن جانانه و 3 روز تب و پا درد باورتون نمیشه رهامی رو که یه دقیقه نمی تونستی آروم ببینی از ظهر پنجشنبه رو کاناپه دراز کشیده بود تا عصر جمعه اگه به پاشم دست میزدیم داد میزد اینقدر خوشمزه بود کارهاش مثلا اگه آب میخواست و براش میاوردیم نیم خیز میشد آب میخورد و دوباره میخوابید البته حدود 10 ساعت هم من نقش کاناپه رو بازی میکردم و نمی خواست از بغل من بیاد پائین خلاصه بشاطی بود تب هم که تا 39/5 درجه بالا رفت و من هم دیروز مرخصی بودم تا کلی بهش برسم اینم از داستان ما راستی بچه ها چی شد این قرار نمی خواین ردیفش کنید تو رو خدا اگه میتونید بیاید برنامه ریزی کنید مونا جون الی جون قدیمی ترها کجائید شما برنامه ریزی کنید بالاخره تجربه دارید تو این زمینه خلاصه که من خیلی دلم میخواد تک تکتونو ببینم راستی صنم جون عشقم من عاشق تو و اون دخترهاتم امیدوارم هر چه زودتر بتونی تو رشته روانشناسی مشغول بشی عزیزم. فعلا بای
سلام من خیلی گرفتار پایان نامه هستم تا پایان بهمن اگه نیومدم یا کم سر زدم به بزرگواری خودتون ببخشید مگه اینکه تاریخ دفاعم زودتر تعیین شه....روی ماه تک تکتون رو می بوسم
الی جون ان شالله که همه کارها جور بشه و یه دفاع عالی هم داشته باشی و زود به ارامش برسی میدونم که الان خیلی ارامش نداری هم به خاطر یاس کوجولو و ناراحتیهای بارداری هم به خاطر درسهات. راستی این بارداری دوم هخم ویار داشتی خیلی؟ سردردهات هم همراهت بودن؟
هما جون من بخورم این مموشی زمستونه را .خیلی مامانیه. یه سوال جرا تو وبلاک الینا عکس نمیزاری؟
مامان کوروش بسلامتی از هول و اضطراب امتحانات کیمیا در امدی. طفلک تونست درس بخونه با یه فسقل شیطون تو خونه؟
سمیه جون دستت درد نکنه هنرمند عزیز طرحهای تقویمت خیلی قشنکند. من هم به دلیل سال قبل و اینکه اینجا تعداد محدود جاب نمیکنن برام نمیتونم تقویم درست کنم
مزی جون خدا را شکر که تو هم از شر واکسن خلاص شدی ولی طفلکها جند روز سختی را طی کردن .
__________ و اما من سر مست دلم لک زده برای یه خونه تکونی جانانه ولی از شما جه بنهون تنبلیم میاد اخه شوشو میکه تا قبل از نوروز میریم خونه جدید ولی من که جشمم اب نمیخوره با این وعده خلافی عمله و بنا ! اینقدرم دورم رات شلوغ کردم که نمیدونم از کجا شروع کنم.
میبوسمتون فعلا برم که سامی ماما نم نم را صدا میکنم برم ببینم جه خوابی برام دیده . میبوسمتون تک تک دوستتون دارم
وایییییییییییییییییییییییییییی من بخورم این دخمله ناز و خوشگلووووووووووووووووووووووووو الینا خاله خیلی بزرگ و خوشگل شدی ماشالله بوسسسسسسسسس
همه و همه من سرماخوردم به شدت و دیروز که سر کار نیومدم امروز هم فکر کنم خیلی همت کنم تا 12 سرکار بمونم بعدشم با این تفاصیل که همه کار دارن و سر قرار معلوم نیست که باشن و اینکه من خودمم مریض شدم من از این قرار صرف نظر کرده و منتظرم که دیگه خودتون قرار بزارید تا اون وقت تونستم میام نتونستم بهتون خوش بگذره بوسسسسسسسسسسسسسس
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!