2777
2789
سلام فیروزه جون
خوش اومدی خسته نباشی مامان خانم با اسباب کشی
مامان آریان
آروین فقط تو صندلی غذاش غذا می خوره اگه بشونمش پشت میز نهار خوری قبل از اینکه قاشق به دهنش برسه می پره پایین
راستی آریان چطوری غذا می خوره
یه روز معمولی آروین اینطوریه :
صبح ساعت 7 بیدار میشه و میره خونه مامانم اونجا یه لیوان کوچیک چایی می خوره که توش نون ریز شده بعد 150 سی سی شیر می خوره و ساعت 10 تا 12 می خوابه و بعد که بیدار بشه معمولا یه کاسه کوچیک فرنی یا سرلاک می خوره
12 به بعد معمولا با پدرم میره بیرون و ساعت 2 که من برمی گردم پیشش نهار می خوره البته با هزار تا بالا و پایین پریدن من و مامانم تا 10 تا 12 تا قاشق کوچیک پلو و خورشت بخوره وقتی برگشتیم خونه خودمون 230 سی سی شیر می خوره و 3 تا 7 می خوابه بعد که بیدار شد شام می خوره که معمولا یه غذای پلویی تا شب آزاده هله هوله بخوره که گاهی اوقات پفیلا ست یا بیسکویت مادر یا یه خیار که تنها میوه ای که لب میزنه از ساعت 9 هم که کم کم آماده خواب میشه 2تا 180 سی سی شیر می خوره و معمولا 10و نیم می خوابه
این یک روزه معمولی آروینه
میشه بقیه مامانا هم بنویسند که نی نی هاشون چطور غذا می خورن و چطور می خوابند ؟؟
آروین رو پا می خوابه گاهی اوقات خیلی از این روش خوابیدنش خسته میشم و پا درد می گیرم بخصوص وقتی شیطونیش گل می کنه و نمی خوابه

اینم یه روز شایان ....

صبح ها معمولا حدود 8 از خواب بیدار می شه و یه کمی شیر م یخوره ( شیر خودمو هنوز می خوره و لب به شیشه نمی زنه ) ... حدود 9 صبحونه می خوریم که شامل چای شیرین و نون و کره و مربا (کره و پنیر / خامه و عسل / نون و حلوا ارده) هست که حدود 10 تا لقمه کوچیک می خوره ..بعد بازی و معمولا یه چرت کوچیک تا ناهار ..اگه بخوابه که هیچی اگه بیدار باشه تا ناهار بهش یه جر میوه یا آب میوه میدم .... بین 12 و نیم تا 1 ناهار می خوره .... بعد شیر می خوره و حدود 3 و 4 دوباره یه چرتی می زنه و بعد عصرونه که واقعا واسه من مکافاتیه چون نمی دونم بهش چی بدم .. معمولا یه موز و یا چایی با نون (مثل صبحونه) و یا شیر پاستوریزه با کیک (البته فقط اجازه داره کیک مامان پز بخوره) ..... بعد هم حدود 9 شام می خوره بعد حموم و حدود 10-10 و نیم هم شیر و لالا ......

و البته برنامه جدید از ساعت 12 نصف شب به بعد ... 12 یه دور بیدار میشه اگه بیدار باشم که می آرمش تو هال و براش لالائی م یخونم تا دوباره بخوابه و اگه خواب باشم اخوش خوشانشه چون می آد تو تخت ما و اونجا واسش لالائی می خونم و تا صبح مهمون ماست .... حدود 3 یه بار دیگه بیدار می شه و آب می خوره و باز لالائی و لالا ..... و حدود 6 هم یه بار دیگه که البته اگه شیر نخوره تو این ساعت دیگه حسابی پا می شه و راه می افته ..ولی من بهش شیر میدمو تا 8 می خوابه ....


این هم ماجراهای من و شایان ...کلا شیر شب رو ازش گرفتم یعنی از حدود 10 تا 6 صبح فقط یه بار آب می خوره .... اون هم اگه تشنه باشه ..ولی بیدار می شه و اینو نمیدونم چکار کنم ... گاهی به نق و نوقش توجهی نمی کنم ولی بعد از یه مدت تبدیل به گریه می شه و پا میشه تو تختش وایمیسه ....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

فیروزه جون اره عزیزم ادت کردم .
ایمیل هم نکرفتم.

برنامه من و سامی:

ساعت 8 صبح بیدار میشه .9 هم صبحانه میخوریم که شامل یه استکان کوجیک جایی خیلی کم رنک +نون و بنیر یا مربا و کره (نون ساندویجی را بهتر میخوره تا نون معمولی)
ساعت 11تا 1 میخوابه (بعضی وقتها) بعد هم بیداری میشه یه لیوان شیر با کیک یا کلوجه بهش میدم
ساعت 3 ناهار میخوره که انصافا از بعد از مولتی ویتامینش عالی میخوره ،+یه کاسه کوجیک ماست. که معمولا باید همراه غذا باشه .

ساعت 4هم یه جرت کوجیک میزنه تا 5

5بیدار میشه بازی و شیطونی تا 6 که شوشو بیاد و ما ناهار بخوریم همراه ما هم غذا میخوره البته بیشتر بازی میکنه تا بخوره. تا شب هم اجازه هله هوله داره که بیشتر کیک مربایی یا بفیلا خونکی هست .

ساعت 9 هم یه شام سبک به میدم و ممه و ساعت 10 یا 10و نیم لالا

من شیر روزانه سامی را به 2 بار در روز کاهش دادم ولی شیر شب را هنوز باید ساعت 2بیدار بشه نق بزنه و ممه بخوره و بخوابه..

توصیه های دکتر تغذیه سامی:

مامانهای مهربون توجه داشته باشن که غذا خوردن بجه ها از حالا الکو میکیره و بجه ای که بالا بایین ببره و بین غذا خوردن هر جایی سرک بکشه نه تنها استفاده ای از غذا نکرده بلکه این جنب و جوش باعذ دل درد و ناراحتی معده هم میشه .
سامی هم اوایل با هزار بازی غذا میخورد تا دکترش کفت اکر غذا شا نخورد یا خواست بازی کنه خیلی جدی بشقاب راروی میز بزار و و بهش غذا نده در جواب نق زدنها بکو بشین و بخور. ممکنه یکی دو روز مخالفت کنه (مثل سامی که اول بیخیال غذا میشد ) ولی اخرش میفهمه موقع غذا خوردن باید صاف بشینه. (الان سامی تا بشقاب دست من میبینه میره صاف میشینه روی زمین یا اکه میلش بکشه میره کنار صندلی تا بشونمش روش)

یکی دیکه هم اینکه ماست را به هیج عنوان همراه غذاهایی که کوشت داره ندین جون نه کلسیم ماست جذب میشه نه بروتئین کوشت بهتره حداقل نیم ساعت بعد از غذا ماست بدین .

میزان غذای کود یکسال و نیمه 6 قاشق غذاخوری بر برنج هست جون هنوز معده هاشون کوجولو هست.

ثبل غذا هم اب یا شیر ندین تا معده هاشون بر نباشه و بتونن راحت غذا بخورن
سلام به همگی
مارسیم گل گلی قربونت دخترا خوبن و حسابی مشغول حالا برات مینویسم سامی خاله چطوره راستی چندوقت یش هم بهت گفته بودم قوم شوهر همیشه قوم شوهر هستن وخواهند بود در بهترین حالت و رابطه توکسی هستی که پسرشونو ازشون گرفتی پس انتظاری نداشته باش من تازگی رفتاری دیدم ازشون که فعلا نمیرم سمتشون فقط بچه ها رو پدرشون هفته ای یک بار میبره مادرشو ببینه قصد دارم عید برم عید دیدنی فقط بخار شوهرم که خیلی ناراحته واصلا به روش هم نمیاره و میگه نیامدنت برای اونا هیچ اهمیتی نداره
هماجون ندیددوست دارم حالا مبگ اسممو چه عجله ایه؟؟!!!الینای نازمو ببوس خوب شد با مهدش؟؟
مامان آریان جون ممنون از لطفت باشه پس با هم میدم البته قطره اهنشونو هفته ای دوسه باربیشتر نمیدم چون هرروز هرجور هست یه کمی گوشت بهشون میدم و دندوناشونم که تقریبا همش درومده رو سیاه کردن میشه یه اسمی بگی با اون صدات کنیم لطفا؟؟؟؟
مرسی فیروزه جونم من واقعا به تووفدرا حسودیم شد با برنامه ای که نوشتین حالا بخون ببین جای حسودی داشت یا نه
صبح ساعت 5:45بیدارمیشم و تندتند یه سری کارامو انجام میدمو6:45 از خونه میریم بیرو بچه هارو میذاریم مهد معمولا تو خواب لباسشونو مبپوشونم همونموقع بیدار میشن ولی امان از وقتی که یه دعه ساعت6 یکیشون بیدارمیشه و فوری اون یکی هم بیدار میکنه دیگه تا یکساعت غرغر وگریه رو باید تحمل کنم لابد ناراحتن که چرا هواتاریکه ولی پیششون دراز نمیکشم تابخوابن صبحانه بدم نمیخورن وگریه میکنن ندمم گریه میکنن ساعت 12:30 پاس شیرمیام خونه وسریع ناهار درست میکنم وساعت 2 میرم دنبالشون حالا من بدواونا بدوکه نهایتا سه چهارقاشق ناهاربخورن بعداز ناهار هرچی صداشون میکنم خواهش میکنم تمنامیکنم پرده هارو میکشم تلویزیونو خاموش میکنم که بخوابن اصلاو ابدااینقدر کشتی میگرن سوار همدیگه میشن پرده هارو میگیرن ومیکشن ودالی دالی میکنن ومیل پرده رو میندازن و میرن رومبل ازرو مبل میرن رواپن آشپزخونه یکی اون یکی رو هل میده ومیندازه توی آشپزخونهو بعدهم همینجورجیزه جیزه گویان میرن توی شومینه و بعدم توی دستشویی و............ تابالاخره حدودای 4:30 میخوابن منم باقساوت تمام راس ساعت 5 بیدارشون میکنم چون ..... بعدن میگم تا بیدارمیشن باگریه میگن شیییییییییر شییییییییییییرشیررررررررر اول هم به هرکدومشون بدم اون یکی میشینه و اینقدر گریه میکنه تا سرمو بکوبم به دیوار بعدشم هیچی نمیخورن گاهی دوتایی یه تخم مرغ آب پز گاهی بیسکوییت و بعدش دوباره شروع میشه اونقدر باهم دررگیر میشن که حد نداره بدترینش اینه که پوپک به حالت کشتی گرفتن پرستو رو میندازه روزمین ومیره رو گردنش میشینه پرستو فقط جیغ و گریه پوپک هم مجسمه هرچی جیغ وفریاد میکنم پوپک بلند شو پرستو بلندشو فایده ای نداره ساعت 7 یه میوه ای چیزی بهشون میدم و ساعت9 همون آش بچگی نیمدونه برنج گوشت چرخ کرده و هویج جون تنها چیزیه که درحال خروالاغودلقک شدن وکتاب خوندن ونقاشی کشیدن میتونم بریزم توحلقشون بعدش دوباره همون کارارو شروع میکنن منتها ایندفعه با هیجان و فعالیت بیشتر ساعت یازده کل خونه رو خاموش میکنم و اینقدر باهاشون کل کل میکنم که تا12میخوابن یکساعت بعدش یکیشون بیدارمیشه و اون یکی روبیدارمیکنه بازمیخوابونمشون و تاصبح دوسه بار بیدارمیشن.و دوباره روز ازنو به اینا اضافه کنین پکسره پی پی کردنا عوض کردنای دوتا بچه ای که اصلا روزمین بندنمیشن برای تعویض.
کلماتی که میگن:مادرجون پدرجون عزیزجون.آب.شیر.نونو(نان).سیب.موز.آش.گل.صندلی. نقاشی.اتیش.تیتاب(کتاب).ببعی.هاپو.کسری(پسرخاله)و خیلی کلمات دیگه که یادم نیس. جمله هم چندتامیگن :صبرتن(صبرکن_بس که توخونه به یکی میگم تا کاراون یکی رودارم میکنم)آب بده من. تاب تاب ابازی منو نندازی.اتل توتوته.و...

خلاصه که حسابی حسابی خسته و کلافه و افسرده هستم الانم دیرم شده باید برم دنبالشون اگه شد بازم میام
سلام سلا م

خوووبین ؟؟خوشین؟؟؟

قلنبه های دوتایی چطورن؟؟؟ خیلی زشته اینهمه کش تنبوونتوون شل بوووده ها!!!!!!!!

صنننننننننم جووونم .....خیلی خووب کردی اووومدی......... کاملا می درکمت.........ولی خووب سعی کن به زخمه نگاه نکنی چوون اونطوری هی خودت عذاب می کشی ..... سعی کن بیشتر بیای بنویسی ........شاید خودم لیزرت کردم و جاش هم دیگه معلوم نبوود.........دخمر جیگرا رو بچلووووون

مامان آریان ممنوون از لطفت ....


سلام به همگییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

من و تو دلی خوبیم و سارینا از اونجای که 4 تا دندون کرسی رو داره با هم در میاره دیشب تب داشت و من و تو دلی الان بد خوابمون میاد و در حالت چرت بسر میبریم

از همه کسانی که جویای احوالات بنده بودن کمال تشکر رو دارم من امروز اولین روز هفته 16 هستم جنسیت معلوم نیست برای تعیین جنسیت هفته 18 میرم پس دو هفته صبر کنید اطرافیانم همه میگن پسره حالا باید رفت سونو تا فهمید اطرافیان درست میگن یا غلط

فیروزه جونم من ایمیلتو ندیدم عزیزم بعدشم من مدتهاس تو فیس بوک نرفتم چون برام فیلتره بعدشم من تولد 3 اسفند 1360هستش احتمالا" تو فیس بوک اشتباه زده بودم در هر صورت خیلی ممنون پسمله گلتم ببوس

وای مامان بچه ها خیلی با عکس دخملو و پسملت حال کردم انشالله همیشه زنده باشن و سلامت میبوسمشون

صنم جون کلی حال کردم دیدم اومد ییییییییییییییییییییییی دخملای ناز و شیطونتو ببوسسسسسسسس


و اما برنامه سارینا

صبح ساعت 7 صبح که بیدار میشم تو خواب بهش شیر پاستوریزه میدم و من میام بیرون و اون همچنان خوابه تا 30/8 الی 9 بیدار میشه صبحانه ( تخم مرغ یا املت یا نون و پنیر و کره ) با چای کم رنگ که با عسل شیرین شده میخوره تا 30/11 یه شیشه شیر میخوره تا ساعت 30/1 ناهار میخوره 2 تا 4 میخواببه انر‍‍‍‍‍‍ژی میگیره واسه ساعت 4 که من میرسم خونه و از همون موقع آتیش میسوزنه تا شب منتها ساعت 30/6 عصرونه میخوره حالا یا موز یا هر نوع میوه که اصولا" آبشو میگیرم و ساعت 8 الی 30/8 شام میخوره ساعت 10 هم شیر میخوره لا لا میکنه که اصولا" میرم بغلش دراز میکشم تا بخوابه که اصولا" هم خودم زودتر از اون خوابم میبره و در غیر اینصورت خوابید من پا میشم

دختر ما هم 12 دندون داره میشه که از هر 4 تا کرسی یه گوشش زده بیرون


راستی نوشین کشتمت . من که از اول از تنمون بی کش خوشم میومد چه برسه ..... ههههههههههههه

دوستتون دارم میبوسمتون به یاد همتون هستم
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
وای یه تومار قشنگ نوشته بوودم.......کلی از باربد نوشته بووودم...ناگهان بسیار ناجوانمردانه ری استارت شدم ..........

خورد تو ذوقم...

صنم کلی با دخمرات حال کردم ....مخصوصا با قسمت ...همینجورجیزه جیزه گویان میرن توی شومینه!!!!!!!!!!

مونا دندوونای دخمرت مبارک ......... امیدوارم که پسر بشه و جنست جوور شه .........
سلام مامانی های ناز خوبید خوشید
مامان آریان مرسی باید بگم رهام کلا خیلی شیطون و پرانرژیه (زسما پوست ما رو کنده)
مامانی الینا خوبی متشکرم که پسر مار رو پسندیدی پنچشنبه خونه ایم واسه امر خیر بیام خونتون الینا رو ببوس
فیروزه جون شایان خوبه یه عکس ازش بزار این گل پسری رو ببینیم
فدرا جون ماشا الله آروین خیلی نازه یه بوس بکنش
الی خانوم خوبی نی نیها چطورند خوبند مراقب خودت باش یه سر بزن مادر کم پیدا شدی
مونا جون پس تا دوهفته دیگه که جنسیتش معلوم بشه مراقب خودت باش هر چی باشه انشاالله سالم باشه
نوشین خانوم خوبی آقا باربد چطوره
مارسیم خانوم چطوری راستی مرسی از رژِم کالری منم جدول کالریها رو گرفتم از امروز صبح هم شروع کردم

حالا بگم اندر احوالات گل پسرم
صبح ساعت 6 با صدای زنگ موبایل هرچقدر هم که کم باشه بیدار میشه میدوه میاد تو حال ساعت 6:30 از در میزنیم بیرون توی راه خونه مامانم 150 تا 180 سی سی شیر خشک میخوره دیگه نمیخوابه و مشغول شیطنت میشه تا ساعت8:30 تا 9 تا صبحانه میخوره صبحانش هم یا فرنیه یا چای با نون و پنیر کره گردو آسیب شده یا خامه بعد ساعت 11 هم آبمیوه میخوره یا شیر خشک ساعت 1 تا 2 ناهار اغلب پلو با ماهیچه و هویج یا مرغ یا آب خورشت ساعت 2 هم میخوابه تا 5 که من برسم خونه مامانم بعد هم شیر خشک با کیک یا بیسکوئیت مادر ساعت 5:30 باهم از خونه مامانم راه میوفتیم راه 15 دقیقه ای با ماشین برای ما 45 دقیقه طول میکشه توی راه باید حتما بریم خرید بعد هم میشینه پای تلویزیون (کلا عاشق تلویزیو و کارتونه cd مورد علاقه اش هم داش سیاه وکلیپ عمو پورنگه) تا ساعت 8:30 تا 9 شام میخوره بعد از سرو کول باباش بالا میره و ساعت 10:30 هم از خستگی غش میکنه توی تخت خودش که آوردم کنار تخت خودمون میخوابه گاهی شبهاهم بهونه میگیره نصف شب میاد کنار ما مثل پیشی هم از تخت خودش میاد بالا و به راحتی هم میاد پائین عادت داره کنارش بخوام و دست منو بگره تو دستش و روی دستمو بماله تا خوابش ببره (راستی بچه های شما هم از این عادتها دارند)
اینم از پسر ما
بوس محکم برای همه شما با نینی های گلتون
اول ازهمه چیزبگم که ازنوشته صنم کلی خندیدم وواسش به خدا طلب صبرکردم به خدا خیلی سخته من خودم تویکیش موندم چه برسه به د.وتاش.
الی کم پیداست؟کسی ازش خبرنداره؟؟؟؟؟؟؟
مامان بچه هاخوبه اینقدربچه هاتون باهم تفاوت سن دارن یانه؟؟؟؟
والامارسیم جون بنده سواد خیییییییییلی کمترازشماست من اصلا نمیدوننم فیس بوک چی چی هست؟!!!!!
یک روز معمولی حمزه
ساعت شش ونیم الی هفت بیدارمیشه 150 سی سی شیرمیخوره بعد میره تواتاقشو کلی سلام ودالی بازی با عکسهای تواتاقشووعروسکاش تا 9بعد تخم مرغ نیم روسه باردرهفته و بقیه روزها یه روز خامه یه روزپنیر یه روزم کره مربا که فقط مرباهویچ دوست داره بعدش دوباره شروع به دویدن و بازی کردن با همدیگه نزدیک 11 ظهر آب پرتقال ولیموشیرین حدود 150 سی سی با مولتی ویتامینش میدم و دوباره بازی تا 12 بعدیه هویی غش میکنه و تا1 یایک ونیم میخوابه بیدارکه شد نهارهرچی داشته باشیم میدم میخوره بعد بازی تا 5که عصرونه بخوره که یا کیکه یابیسکویت یاکورن فلکس بعدشم یه 200 سی سی شیردوباره بدوبدوتوخونهتا7 که یه نیوه بخوره که اکثراموزمیخوره ساعت 8 شام مفصل میخوره ودوباره بدوبدوبااین تفاوت که بایدباباش دنبالش بدوه بعد 9دوباره میوه که پرتقال یا خیاراست 10 دوباره 150 تاشیرمیخوره و مسواک و خاموشی میزنیم که بخوابه ولی دریغ که هزارتاشعروقصه میگیم که بخوابه و من و باباش خوابمون میبره و اون هنوز بازی میکنه.هنوزم کنارمون میخوابه شبها یکی دوباربیدارمیشه و فقط آب میخوره ومیخوابه.
سلام سلام
مامان بچه ها کیفیدم از عکس بچه ها
یه روز معمولی امیرمحمد:
صبح ساعت 8:30 بیدار میشه و من هنوز خوابم یه نیم ساعتی واسه خودش بازی میکنه و بالاخره ساعت 9 بیدار میشم بعدش صبحونه که یا نون و پنیر و کره هستش یا تخم مرغ آب پز میخوره ساعت 11 اب پرتقال یا بسکوییت با فرنی یا یه غذای میون وعده ای میخوره بعدشبازی میکنیم . عاشق پیام بازرگانیه+اخبار ورزشی که اینو از باباش به ارث برده... ساعت 1 نهار که معمولا پلو با گوشت یا مرغه یعنی هر چی خودم بخورم اونم میخوره . خوشگل سر سفره میشینه و غذا میخوره دقیقا عین اون توصیه هایی که مارسیم کرد رو عمل کردم .یعنی میدونه که اگه غذا نخورد سفره جمع میشه .ساعت 1:30 اولین وعده ی ممه رو میخوره و میخوابه تا 4:30 که منم کنارش میخوابم ولی زودتر بیدار میشم یه بار دیگه هم توی طول خواب ظهرش ممه میخوره. بعدش عصرونه چایی بیسکوییت بعدش هم موز تنها میوه ای که دوست داره . و شام هم ساعت 8 در کنار مهربان همسر و پسری در کمال آرامش میل میکنیم
تا ساعت 9 هم بازی بازی و نهایتا دیگه ساعت 9:30 ممه میخوره و میخوابه 12 پا میشه آب میخ.ره و تا صبح 2 الی 3 بار دیگه ممه میخوره که اونم در حال ترکه.
1)امیرمحمد حتما باید توی اتاق خودش بخوابه و عدت نداره بیاد توی اتاق ما
2)مژی جون یه هفته ای میشه که من پسری رو عادت دادم از غذای خودمون بخوره و واسش میکس نکنم باور کن خیلی راحت میشه بچه ها رو عادت داد
3)توی طول روز فقط 2 بار ممه میخوره و شب هم تا صبح 4 بار و میخوام 2 هفته مونده به عید از شیر بگیرمش که تا عید دیگه ترک داده بشه
4)تنها چیزی که منو نگران کرده حرف زدنشه . همه چی رو میفهمه ولی نمیتونه بیان کنه یکی به من کمک کنه . کلماتی که میگه > ماما ./بابا/توتو/ ده یعنی بده/اتاد یعنی افتاد/آبو/ممه/به به/دا یعنی داغ/بوبو یعنی جارو برقی/ادی یعنی علی/مو/عمو/دایی/نه تو روخدا یکی به من کمک کنه

.
..
صنمی کلی خندیدم از تومارت خدایی خیلی باحالن ولی حال تو رو میگیرن .خدا قوتت بده گلم

سلام و صبح به خیر به همگی.
صنم اول صبح کلی از دست این دو تا وروجکات خندیدم . خدایی خیلی شیرین و دوست داشتنی هستن ولی اینم باید بهت بگم که خدا دوبرابر بهت صبر وتوان بده . ببوسشون .

فدرا جان اسم پسر کوچیکم آراد و بزرگه آریانه .
هر کسی دوست داره می تونه اسم کوچیکم آزاده رو بگه .

برنامه یک روز آراد :
صبح ساعت 50/6 بلندش می کنم که بیدار نمیشه و توماشین نیمه خواب و بیدار ممه می خوره که میبرمش خونه مامانم اینا و اونجا تاساعت 30/8 - 9 می خوابه بعد ساعت 30/9 سه یا چهار لقمه کوچیک نون و پنیر میخوره و 15 دقیقه بعد نصف لیوان شیر موز یا یک کاسه کوچیک فرنی بهش میدن . ساعت 11 یک پرتقال و لیمو شیرین آبش رو می خوره و ساعت 12 شیر حدود 120 سی سی یا یک کاسه کوچیک بستنی . بعد ساعت 30/1 حدود 10 قاشق مربا خوری غذای سفره می خوره و ساعت 2 که من می یام برش میدارم و می ریم خونه که معمولاً توراه ممه میخوره و لالا تا ساعت 30/5 . ساعت 30/6 بهش غذا میدم ، بین ساعت 30/6 - 30/9 معمولاً میوه که شامل نصف موز و یک خیار و یا یک تیکه کیت کت باشه بهش میدم و ساعت 10 هم یه شام تقریباً سبک بهش میدم و ساعت 11 الی 30/11 لالا . ولی بعد از خوابیدن آراد تازه کار من شروع میشه که باید ریخت و پاش ها رو جمع کنم ، ظرف ها رو بشورم و ناهار فردا رو آماده کنم و خودم ساعت 30/1 - 1 نیمه شب می خوابم . اینو یادم رفت بگم که در خلال این کارها سرو کله زدن با آریان و درساش و بازی و دعواهای این دو تا رو هم دارم .
این بود اندر احوالات من و آراد و آریان .

سلام و صبح بخیر به همه مامانای مهربون و نی نی های شیطون. ایشاالله که همگی خوب خوب باشین.

از همه اون مامانایی که عکسای ما رو دیدن و بهمون لطف داشتن و ازمون تعریف کردن خیلی خیلی ممنونم. تازه خود کیمیا هم از همتون تشکر می کنه که اینقدر بهش لطف داشتین.

آره خوب کیمیا واسه خودش خانم شده و از پارسال که رفته راهنمایی خداییش من اصلا کاری به درس و مشقش ندارم یعنی راستش رو بخواین دیگه وقت نمی کنم به اون برسم. طفلکی خودش گلیمش رو از آب می کشه بیرون. البته به من هم کمک چندانی نمی کنه چون من ازش نمی خوام. همینکه خوش رو جمع و جور کنه برای من کلی کمکه. در اتاقش هم همیشه بسته است و صدای التماس های کوروش که می گه: آبیا باز شد (یعنی کیمیا باز کن!!!!!) همیشه به گوش می رسه!!!! آخه اگه بره تو اتاق کیمیا دیگه برگشتنش با کرام الکاتبینه. تا کامل بهم نریزه که بیرون نمی یاد!!!!!!

یکی از مامانا سوال کرده بود اختلاف سنی کیمیا و کوروش زیاده خوبه یا بده. راستش رو بخواین من اصلا تصمیم دومی رو نداشتم. یعنی با شرایط کاری که دارم واقعا دومی جور در نمی اومد. از بس که این کیمیا گریه و زاری کرد و به درگاه خدا متوسل شد و با خدا و امام رضا شرط و پی کرد، زمانی که کیمیا 8 ساله بود با شوهرم تصمیم گرفتیم که دومی رو هم داشته باشیم ولی خوب انگار حالا این بار خدا نمی خواست........... چون حدود 4 سال هم اینطوری طول کشید تا من مجددا باردار بشم!!!!!!!!

خدا رو صدهزار مرتبه شکر. خییییییییییییییییلی راضی هستم. چون کیمیا دیگه بزرگ شده و با من کار چندانی نداره. ما با هم بیشتر رفیق هستیم تا مادر و دختر. با هم کنسرت می ریم. با هم سینما می ریم. با هم مهمونی می ریم. و این میون شوهرم کوروش رو نگه می داره!!!!!!!

میونه کیمیا و کوروش هم با هم خیییییییییلی خوبه. کیمیا اون حس حسادت رو مطلقا نداره و چون خیلی در حسرت خواهر یا برادر بوده، کوروش براش خییلی عزیزه.

اینم از روابط کیمیا و کوروش.

یه ماچچچچچچچچچچچچچچچچچچ گنده برای همه مامانا و نی نی های شیطون.


سلام

مامان بجه ها خوشبحالت که کیمیا اینقدر خانم و خوبه .میدونم جه حسی دارین جون دقیقا همین حس را من و مامان دارشتیم همیشه با هم بودیم . دلیل اینکه حسادت هم نمینه به کوروش به خاطر اینه که خودش خواهر یا برادر میخواسته . وکرنه بجه تو این سن با عضو جدید خانواده سخت تر ارتباط برقرار میکنه.

مامان اریان جون خدا به تو و صنم صبر مضاعف داده خانمی . خیلی سخته که بتونی بین بجه ها و دعواهاشون طاقت بیاری مخصوصا تو که هر دو تاشاخ شمشادت تو یه مرحله جدا از هم هستند . شیطنتها و بازیهاشون با هم فرق میکنه و هر دو هم بسر و شیطون .

صنم جون کلم مردم از خنده از دست کارهاشون .تو شومینه جیکار دارند ؟؟؟ وای جه ماجراهایی میسازند برات صنم. من که از خوندنش خوشحال شدم و خندون ولی میدونم تو اون شرایط تو کاری جز خنده میکنی و بهت حق میدم تو اون وضعیت از کوره در بری و عصبانی باشی و بی حوصله

نوشین اشکال نداره از اول بیا در مورد باربد و شیطنتهاش و شیرین زبونیاش بنویس

الی کجایی؟

هانیه جون به سواد من توهین نکن ههههههههههههههه من سوادشا داشم ولی حالشا نداشتم هههههههههه ولی بعد که حالشا بیدا کردم و فیس بوک دار شدم فهمیدم سوادم نم کشیده (اون هم از اثرات بارندکیهای اخیره ) و باهاش مشکل دارم ولی الان به قول درنا جون راه افتادم .

هانیخوبه که بسرک را اینجور عادت دادی .الان از غذا خوردن بیشتر لذت نمیبری؟ من قبلا میمردم و زنده میشدم و از عصبانیت نمیتونستم غذا بخورم خودم تازه خود سامی هم خوب نمیخورد. ولی بعد از این قانون مند کردن غذا خوردن کلی راحت شدم.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز