سلام به همگی من خوبم چون دخترم خوبه چون امروز فسقل تو دلی خوبه هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
سارینا از صبح که پا شده و منو تو خونه دیده هی را میره و هی دست میزنه و هی میخنده فکر کنم من نقش عمو موسیقی رو براش دارم که اینهمه خوشحال مامانم میگه نگاه کن تو رو خدا صبح تا شب من زحمتشو میکشم چه دلبری واسه مامانش میکنه
نوشین مردم ازخنده از دست اون شعرت ولی قراره شوشو نگه داره نه مامانم تو حالا با بچه بیا یه بچه که اذیتی نداره
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
وای آزاده من الان شعرت خوندم خیلی با حال بود . عاشق خودتم و باربدی و اون شعرات
اسمت هم از لیست حذف نمیکنم . تو با باربد بیا اصلا کلا بدون بچه خوش نمیگذره بذار یکی باشه هی یادمون بیاد که کی هستیم و چیکاره ایم . اونجوری اصلا میریم تو دنیا دیگه . در ضمن این همه مامان یعنی از پس یه باربد بر نمیایم . و تازه بدون تو صفائییییییییییییی نداره
سلام بچه ها خاله ام و مامانم یه کارگر مرد خیلی خوب دارن که حالا حالا ها به من وقت نمیده امروز نوبت خاله ام بود و خاله ام تهران نیست ، منم خوش و شاد و خرم و از خدا خواسته گفتم بیاد اینجا الان شیشه ها برق می زنن یکی دو تا پرده هم باز کرد انداخت تو ماشین اما این سام نذاشت کیفش به دلم بشینه.... یه ساعت پیش یه صدای هولناکی اومد رفتم دیدم اقا سام نردبونی رو که آقای کارگر گذاشته بود تو راهرو انداخته رو خودش ...دیدم افتاده رو تنش خیالم راحت شد یه گریه ترس حسابی هم کرد تا ده دقیقه پیش که موهاشو زدم کنار دیدم بههههههههه سرش زخم و زیلی و خراش داره یه ذره هم خونی شده!! هیچی الان نگران نشستم چون نردبون خیلی سنگینه من اصلا نمی فهمم چطور اینو برگردونده رو خودش از اون طرف خیلی هم سرتق و پرو تشریف داره باز تا این آقاهه اومده اینور باز رفت سراغ نردبون امروز نمیدونم چشه هی چپ و راست از در و دیوار میره بالا 2 دقیقه پیش هم داشتم با مامانم حرف میزدم دیدم رفته رو دسته باریک و منحنی مبل که 20 سانت با اوپن فاصله داره بعد مورب شده و دستش به لبه اوپنه !اگه نرسیده بودم با صورت اومده بود رو زمین.... یه بار دیگه هم داشت بدو بدو می کرد با صورت خورد زمین داغونم بسکه امروز هی از رو هوا گرفتمش تازه بازم بلا سرش اومده!!!
خانوم حنا جون همه ی اینای یکه گفتی واسه ی سن الان بچه های ما طبیعیه . پس بیخود استرس و ناراحتی به دلت راه نده که برای تو که حامله ای اصلا خوب نیست قربونت برم . من روزی هزار بار به اینکه نی نی ها یه فرشته ی محافظ دارن ایمان میارم ...
این همه توضیح دادم منم دوست دارم بیام این چه لیستیه چرا اسم من توش نیست
یکی طلبت
آقا جان ما پنجشنبهها ساعت 12:30 جلسه داریم و به هیچ عنوان نمیشه نرم نمیشه قرار ساعت 9 یا 10 صبح باشه یا یه وقت دیگه به هر حال منم خیلی دلم میخواد بیام شاید حتی جلسه رو یه جوری دو در کنم ولی فکر نکنم بشه چون پنجشنبه دیگه فکر میکنم مدیرمون هم هست
خانوم حنا جون در راستای این موردی که تعریف کردی بگم که ما یه دونه از این چوبیا داریم که اسمش رو نمیدونم از اینایی که از هم باز میشه و میزارن برای اینکه دید یه جا رو بشکنن (لغت نامه رو کیف کنین)
خلاصه اینکه خیلی هم سنگینه یعنی هم وزن سه تا نردبونه
یه روز یه صدای مهیبی اومد که همه همسایهها اومدن بالا ببینن چه خبر شده
دیدیم علی آقا اونو انداخته زمین خدا رو شکر که روی خودش ننداخته بود ولی کلا منم نمیدونم این بچه فسقلا این همه زور رو از کجا میارن
بچه ها تو رو خدا یه طوری قرار بزاری منم بیام دلم برای تک تکتون یه ذره شده
سلام به همه مامان های مهربون . سلامی به قشنگی آسمون صاف وآفتابی امروز. وای که چقدردلم براتون تنگ شده . من بنابه دلایلی کمترمی تونم بهتون سربزنم ولی دلم پیشتونه نمی بخشمتون اگه فراموشم کنین ویادی ازم نکنین . وقت نکردم پستها روکامل بخونم ترجیح می دم تواین فرصتی که پیش اومده بیشتر بنویسم .
هماجونم من باقرارپنجشنبه موافقم فقط اگرصددرصد شدبهم که اس ام اس بده چون ممکنه نتونم به نی نی سایت سربزنم . الینا گلم خوبه مهدبهش خوش میگذره . برادرت بهترشد؟
الی جونم ببخشید تولدت با یک ماه تاخیر مبارک باشه البته روزتولدت اس ام اس زدم نمی دونم بهت رسیدیانه . ضمنا به نظرمن اسم مهرگان اصیل پرمعنی وشیکه البته یاس هم قشنگه . انرژی + من دلم برات تنگ شده بود . ضمنا خداخیلی به سام رحم کرد به قول خودت بچه ها یه فرشته نگهبان دارن.
فرانک عزیزم دلم برای تو هم خیلی تنگ شده نیلای عزیزم بااون چشم های خوشگلش من همیشه وقتی یادتومی افتم فکر می کنم ازاون خانم های محکم وبااعتمادبه نفس بالا هستی البته حتماهم همینطوره .
حمیده جونم علی نازم چطوره ؟
مارسیم مارسیم چقدرخوبه که عیدمیای ایران خیلی دلم می خوادببینمت عزیزم روی ماه سامی روببوس.
مامان آدرینای عزیز و نازنین سلام. خیییییییییییییییلی ازت ممنونم که حالی از من پرسیدی. بازم به معرفت شما!!!!!!!!!!!!!!!!!! فکر کنم من ازبس کم میام اینجا دیگه از یاد همه رفتم!!!!!!!!!! ولی به فکر همتون هستم و الان خوشحال شدم که دیدم لااقل یکنفر منو یاد کرده!!!!! دوست خوبم منم مثل تو خیلی تنها هستم و اگه تو دو تا دوست داری من فقط یه دوست دارم که اونم مثل من شاغله و سرش خیلی شلوغه. فقط تلفنی با هم در تماس هستیم. می دونی فکر کنم زندگی های جدید این شکلی شدن. باور کن من یه وقتا دو سه ماه می شه که برادرمو نمی بینم. از بس اون گرفتار کاره و منم با کار و دو تا بچه همینطور گرفتارم. پس فکر نکن که فقط تویی که تنهایی. خدا به خودت و خونوادت سلامتی بده بقیش مهم نیست.
یاسی، مهناز، محبوبه، هانیه، فرانک (مامان امیرسام). دلم برای همتون خیییییلی تنگ شده. مراقب خودتون و جوجوهاتون باشین.
مهتاب عزیزم ممنون که به یادم بودی اتفاقاً چند روز پیش که داشتم عکسای سرزمین عجایب رو نگاه می کردم یه دفعه یاد تو افتادم و آدرینای ناز بعد پیش خودم فکر کردم که چی شده که دیگه نمیای اینجا .
انشاء الله هرچا هستی خوش و سلامت و شاد باشی .
مهتاب جون الان همه اینجوری شدن من خودم یه مدتی اونقدر احساس افسردگی و ناراحتی می کردم ولی اصلاً ناراحت نباش بدون که همه ما خیلی خیلی خودت و از تو بیشتر آدرینا رو دوست داریم برای همین هر وقت دلت گرفت و ناراحت بودی و احتیاج به همصحبت و حداقل گوش شنوا خواستی رو ما حساب کن .
من واقعاً همه شماها رو خیلی دوست دارم با شادیهاتون خوشحال می شم و با ناراحتیهاتون غمگین .
بازم به ما سر بزن و مارو از خودت بی خبر نزار . آدرینای گلمو ببوسش :*
مامان بچه ها عزیزم این صحبتهای من در مورد شماها هم صدق می کنه ما بی معرفت قبول :) ولی بدون هم خودت و هم جوجه هاتو خیلی دوست دارم
با سلام فقط اومده بودم لینک بالا رو بذارم دیدم مارسیم جون زحمتشو کشیده!!! مامان کورورش جان ما هم به فکر شما هستیم مهتاب عزیز و دوست داشتنی منتظریم تا هفته بعد حتما ببینیمت! روی ماه گل دختر رو ببوس خوشحالم بعد از مدتها خبری ازت شد همین یکگی دوروز پیش فکر کردم نیستی و کاش بهت تلفن کنم اما کمی سرم شلوغ بود و تصمیم داشتم شنبه بهت زنگ بزنم که خودت اومدی.....
هما - فرانک - مونا - الناز - نوشین و باربد -سمیرا - مهتاب - حمیده
راستی حمیده جون من به یادت بودم ولی گذاشتم هر کس خودش لیست رو تکمیل کنه و من واقعا دوست دارم تو هم باشی و دوباره ببینمت . البته بگم ساعت 9 به نظر من برای قرار خیلی زوده . ناسلامتی ما تو هفته یه روز میتونیم بخوابیم (البته اگه دخملی بذاره)
مامان امیر سامممممممممممممممممم من منتظرم تو بیای اسمتو به لیست اضافه کنی . دوستاش! بهش خبر بدید یهسر به سایت بزنه
مهتاب عزیز و مهربونم حتما بهت میزنگم . راستش حتما حتما برای قرار بهت زنگ میزدم چون بدون تو صفا نداره
خوبید و خوشید و سلامتید من هم هستم خوبم به یاد همتونم هستممممممممم
در ضمن الی جون دلم میخواد یه عکس از سارینا الان داشتم برات میذاشتم سارینا صورتش زخمو زیلیه بیا ببین بس که میخوره زمین ناراحت نباش تا نخورن زمین بزرگ نمیشن ههههه
حالا بیایید جای قرار رو مشخص کنیدددددددددددددددددددددددددد
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
صبح همگی به خیر حمیده جون ببین درسته که همه دوست داریم تو رو ببینیم اما این یه برنامه است که باید همگی با هم هماهنگ شیم و ببینیم رای اکثریت چیه؟ همه تقریبا رو ساعت نهار توافق کردن که البته کاملا هم قابل تغییره وبستگی به بچه ها داره! اما در مورد خود من: اصلا و ابدا قبل از ساعت 11 نمی تونم بهش فکرکنم من با این شکم که کم کم داره بزرک میشه و سام خیلی هنر کنم ساعت 11 خودمو برسونم تازه اگه همسایگان و اقوام و آشنایان یاری کنند و دوستان با یکربع دیرتر رسیدن آدمو به چار میخ نکشن و غیره ! من اگه بخوام ساعت 10 هر گوشه ای از تهران باشم باید از 7 صبح بیدار شده باشم، سام رو بیدار کرده باشم، تهوع صبگاهی رو پشت سر گذاشته باشم در بهترین حالت سردرد هم نداشته باشم بعد تازه بتونم سام رو عوض کنم و صبحانه بخوریم بعد اگه اخلاق سام یاری کنه در حداقل زمان حاضر شیم بعد تازه از پونک بکوبیم بریم دولت خونه مامانم سام رو تحویل بدم و بعد تازه راه بیافتم بیام اونجایی که قرار داریم!!! اما اگه قرار نهار باشه خیلی خوشگل می تونم با بابای سام هماهنگ کنم زودتر از سرکار بیاد خونه و سام رو نگه داره و پدر و پسر با هم نهار بخورن و یه پارک برن و اخلاقشون هم خراب نشه!!
بهرحال من تابع نظر جمع هستم اگه بچه ها قبول کنن ساعت 10 رو تا جایی که بتونم سعی میکنم بیام و حداکثرش اینه که نمیشه!!!
وای الناز جون ، قربونت برم که پستت هم کاملا اخلاقش بارداری شده و کامل مشخصه یه مامان باردار اینو نوشته
مردم از خنده ( البته به خدا نه از اون خنده هایی که سرم بیاداااا !!!) کاملا معمولی مردم از خنده میبوسمت مامان شکم گنده و من واقعا دلم میخواد شکم تو رو ببینم