آفرین به این سمیرا که جزو خوانندگان خاموشه و تا صدای من از بی حوصلگی سر نره و فریاد به هوا نبرم نمینوسه ولی بازم به غیرتش که تا میبینه من حوصلم سر رفته زودی میاد بوسسسسسسسسسسسسس سمیرا چی شد که یاد تولد من افتادی من تولد م 3/12/1360 هههههههههههههههه راستی چرا فیفتی فیفتی میخوای بیای بدون تو که صفا نداره قرار
نوشین بابا دمت گرم من که حالشو ندارم برم تاپیکای دیگه رو بخونم بازم تو که وقت میزاری میری مهیج ها رو پیدا میکنی میای میگی هههههههههههههههه بوسسسسسسسس
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
من میشم خواننده روشن. راستش امروز برای اداره مانیتور جدید خریدیم و من مثل ندید بدید ها یکیشو برای خودم برداشتم . مانیتور 19 " و من جنبه شو ندارم . چشمم عادت نداره فکر کنم چپ شدم یعنی چشمام چپ شد . سردرد گرفتم . نمیدونم چرا اینقدر صفحه منو کشیده . احساس میکنم مثل ژاپنی ها شدم !!!!!!!
خوب هنوز جای قرار مشخص نشده!!!!! نوشین خودتو لوس نکن پاشو با باربدی بیا اصلا دلم برای باربد تنگ شده . راستی از دیوان جدید چه خبر؟
بیتا جونم بیا بگو شوشو برات چی خریده که یه قومی رو از کنجکاوی (فضولی مدرن) داری میکشی.
راستی بچه ها یه سئوال؟ تورو خدا جواب بدید. نی نی های شما شماها رو میزنن؟ یا در اصطلاح دست بزن دارن؟ الینا یه هفته ای میشه تا میگیم بالا چشمت ابرو ؟ محکم با بالاترین توان میزنه تو صورتت و یا چیزی بخوا د و به حرفش گوش نکنی!!!! راستش قبلا اینطوری نبود. من میگم از مهد کودک یاد گرفته ولی دوستان میگم اقتضا سنشه؟ حالا به نظرتون چی جوری باهاش برخورد کنم . مثلا پنج شنبه تو مهمونی یه بچه 4 ساله که داشت باهاش بازی میکرد و یکدفعه کفش الینا رو برداشت آنچنان محکم از الینا سیلی خورد که برق از چشماش پرید و من واقعا از این موضوع ناراحتم . فکر کنم باید برم پیش مشاور. و خلاصه پلیز هلپ می
والا هما جون ساتیارم تا دلت نخواد دست بزن داره البته از من یه کمی حساب می بره و روی من دست بلند نمی کنه حرمت مادرشو نگه می داره ولی باباشو خالشو مامانمو بد می زنه منم خیلی بدم می یاد همش به مامانمینا می گم لوسش کردید به روش نخندید ولی فکر کنم اقتضای سنشونه عزیزم ولی تا می خواد بزنه من می گم مثلا خاله نازه چرا می زنی دیگه نمی زنه 1!!!
هما جونم ناراحت نباش منم فکر میکنم اقتضای سنشونو البته یکی دو بار بیشتر نشد که سارینا اینکارو کرد و بعدش من سریع گفتم سارینا داره ناز میکنه مگه نه سریع شوع میکرد به نااااااا نااااااا یعنی ناز ناز ولی یه دفعه که خونه دوستم بودم بچش عصبی که میشد میزد به سرش حالا از اونروز به اینور سارینا وقتی که عصبانی میشه میزنه تو سرش منم سعی میکنم محل نزارم تا از سرش بیفته
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
هما جون نگران نباش امیرمحمد هم مهمین طوره تازه علاوه بر زدن چند روزی هست یاد گرفته اسباب بازیهاشو پرت میکنه محکم منم از دستش خیییییلی عصبانی میشم نمیدونم چی کار کنم
سلام به همگی مماهم خوبیم ازسفربرگشتیم لبنا فوق العاده بودآب وهواش سوریه هم خوب بود واسه همتون به ننیابت ازبچه های نی نی سایت تیرماهی زیارت خوندم به خدا به یادتون بودم واسه الی ومامان سارینابه حضرت رقیه خیلی سفارشتونوکردم که بارتون را به سلامتی زمین بذارین برم که شوشو الان صداش درمیاد
هانیه جون زیارتت قبول وای نمیدونی چه حالی کردم که اونجا به یادم بودی مرسی پسمله گلتو ببوس
هما جونم حالا هی لیست اینای که میان میزنی بگو ببینم اینا کجا میخوان همدیگرو ببینن جاشم مشخص کنید من که کف کردم بس که هی گفتم جاشم مشخص کنید آخه چرا از یه زن حامله که مادر یک فرزند 16 ماهه یه زن شوهر دار و یه خانوم شاغله اینهمه حرف میکشید اوه خودمم خندم گرفت وقتی داشتم سمتامو مینوشتم ههههههههه در ضمن تو چرا (با لحن دعوا بخون ) عکس الینا رو برامون نمیزاری نمیگی خاله ها دلشون تنگ میشه واسه این دخمل ناناز
الی تو کجاییییییییییی بیا دختر ببینم اومدی وعده قرار دادی و رفتی
مامان آرشا . محبوبههه . یاسی . مامان نی نی . فیروزه . فدرا . صنم . و بقیه همه و همه دههههههههههه خجالت بکشید بی معرفتا بیایید یه حالی از رفقاتون بپرسید واقعا" که ما رو باشید رو درختای کیا خاطره نوشتیم (به قول شوشو مگه مرض داری درختا رو خط خطی میکنی هههههههههههههههههههههه)
وایییییییییییییییییی الان آمپرم رو سقفه زودی بیایید وگرنه من دیگه عمرا" بیام براتون بنویسم فقط میام میخونم چون میمرم از فضولی اگه نخونم نمیشه
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
مونا عزیز دلم اگه به لیست با دقت نگاه کنی میبینی که دیگه اسم من نیست . بنا به دلایل زیادی نمیتونم بیام ، هر چند که خیلی دلم میخواست ببینمتون . ایشاله جاش هم مشخص میشه و خیلی بهتون خوش میگذره
هانیه جونم زیارتت قبول . ایشاله همیشه خوش و خرم باشی . برای ما هم دعا کن . راستی نی نی نداری؟ مظورم نی نی جدید ه تو دلیه؟
سلام مامانهای خوب خوبید خوشید ...........الحمدلله من خاموش هم که تصمیم داشتم دیگه روشن روشن باشم به دلایلی کلا پاورم پکید (به جون خودم نمی خوام جو خراب کنم فقط یه دلیل برای خاموشی دوبارمه)مامان بزرگم به رحمت خدا رفت و کلا دوهفته همه چیز داغون داغون بود و چون زحمت نگهداری رهام گردن مامانمه بنده خدا سرش به مراسم گرم بود والهی بمیرم پسرمم هم حسابی اذیت شد خلاصه تو این مدت هر کی دم دستم رسید از رهام نگهداری کرد (مرخصی هم که قربونش برم اصلا ندارم آخرین فیش حقوقیم که اومده بود تا پایان آبان زده بود تعداد روزهای مانده مرخصی --صفر-- )خلاصه که بگذریم راستی مامانا شما که چند بار باهم قرار گذاشتید همدیگرو میشناسید این مامانای خاموش رو هم تو قرارتون راه میدید البته کاش قرارتون با نی نی ها بود اینجور پسر منم میتونست دوستاشو ببینه (هنوز نمیدونم خودمم دعوتم یا نه) راستش خیلی دلم میخواد بیام البته میدونم با توجه به مشکلات اخیر نمیشه ولی جان من بعد از این قرارتون بیاید یه قرار با نی نی ها داشته باشید اینجوری ما هم میایمو خیلی دلم میخواسته تو این قرارهاتون شرکت کنم اما هیچ وقت نشده پس تا قرار بعدی که انشاالله زود زود باشه منتظر میمونم
سلام دوست جونا بعد از مدتها وقت کردم بیام اینجا . آرین خوابیده و من از فرصت استفاده کردم و با هزار تا کار نکرده اومدم ببینم چه خبره. متاسفانه وقت ندارم پستها رو بخونم ولی بازم خوشحالم که اینجام. دلم برای همگی خیلی خیلی تنگ شده و با اینکه کم میتونم بیام ، همیشه به فکر همتون هستم. لطفا شما هم منو فراموش نکنین در غیر اینصورت جدا دپرس میشم. اه شوشو اومد تو اتاق و الانه که بیاد پشت سرم تا ببینه چی مینویسم. الان می فرستمش خرید و دوباره میام ها ها ها