2789
مانا جون ما بعد از اون ا ن ق ل ا ب کذایی مصر خونه زندگی را جمع کردیم و به مجرد پیدا کردن کار برای همسرم تو امارات بار و بندیلمونا انداختیم کولمون و امدیم امارات . الان حدود 6 ماهه که ابوظبی هستیم

شما کجا هستین تهران ؟ ببخشید تقصیر خودته اینقدر نمیای اینجا که همه چی را باید دوباره توضیح بدی
راستی تو فیسبوک نیستی شما؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام
فکر کنم اخرین نفری باشم که امسال اینجا سر می زنم.
از اعماق قلبم واسه همه مون اروزهای بهترین ها رو دارم و این هفت سین ناقابل هول هولکی رو تقدیم می کنم به شما دوست جونای گلم( لازم به ذکره که امسال پسرم واسم ظرفای هفت سینو رنگ کرده واسه همین هم عاااااااااااااشق این هفت سینم) :)))))))))))))))))))))))))))))

آپلود عکس , آپلود رایگان عکس , آپلود تصویر , آپلود فایل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا
دلم برای دلم تنگ می شود گاهی....
مارسیم جونم مادر شوهر من خیلی خیلی خیلی ادم ساده ای ...... اصلا هم اهل غیبت کردن و پشت سر کسی حرف زدن نیست. شدیدا هم هوای عروساشو داماداشو داره خدا رو شکرررررررررررررررررررررررررررررررررررر.
دلم برای دلم تنگ می شود گاهی....
خوبید؟ خوش میگذره ؟

محبوبا چه هفت سین قشنگی . قربون این داماد هنرمندم بشم من . ایشاله یه روز خونه خودش هفت سین بچینه مادر:))))))))))))
ببین با این توصیفی که کردی من خجالتمیکشم عکس بذارم . چون من که داشتم هفت سین میذاشتم (البته ساده ها مثل شما هنرمندی نه!!!) الینا آتیشی میسوزوند که حد نداره یعنی من گذاشتم رو اپن آشپزخونه ولی مثل .... دیوار رو گرفت اومد بالا رو اپن نمیدونی چیکار میکرد ؟؟؟؟؟؟ باباش ازش فیلم و عکس گرفت و مرده بود از خنده . شعر هفت سین مهد کودک رو میخوند و هر بار یکی از جاما رو دستش میگرفت و من داد و بیداد که نشکونی و ....
من سنبل ام من سنبل ... همنشینم با بلبل ... وقتی میرم به بستان ، بستان میشه چه زیبا ... عید شما مبارک عید شما مبارک .
من سکه ام چه زیبا .... زینت جیب آقا
به افتخار نوروز ....... می شم فراری روز
عید شما مبارک ........ عید شما مبارک

و خلاصه همش هم با ادا و اطوار ها

مانا جونم امیدوارم سفر خوش بگذره عزیزم . بعد از سفرت بیشتر بیا اینجا و به ما سر بزن عزیزم

مارسیم هم که الان ترکونده همه کنسرت ها رو حتـــــــــــــــــــــــــــما

فدرا جونم ایشاله شیراز بهت خوش بگذره اساسی که حتما هم همینطوره .

سمیرا و مونا و ... کجا هستن نمیدونم ولی ایشاله هر جا هستن همه خوش باشن
سلام . سال نو همگی مبارک

ای همااااااااااااااااااااااااااااااااااااا داغ دلم تازه نکن . هههه گفتم که بهت قول کنسرت بچه گولزنک بود و بس .البته من خودم زیاد راغب به رفتن نبودم وگرنه از زیر سنگم بود بلیط جور میکردم زوری میرفتیم . ولی چیزی که ترکوندیم خونه بود .
صبح قبل تحویل که بیدار شدم دیدم زمین اشپزخونه خیسه چرا؟ از دریچه سقف کاذب اب میچکیده . بعد تحویل زنگ زدیم امد یکی دید گفت ابگرمکن سوراخ شده و باید بیاییم سرویسش کنیم و یکی دو قطعه اش را عوض کنیم
. تا رفت امدم هود را روشن کنم دیدم چراغش روشن نمیشه . .بعدم رفتم هواکش اشپزخونه را بزنم که یه یکساعتی کار کرد و بعد صدای هلیکوپتر ازش بلند شد . هواکش حمام هم سرخود شده بود یه مدت هر وقت دلش یخواست کار میکرد هر وقتم میخواست خاموش میکرد. خلاصه عصر سه شنبه کارگر امد همه جا را سرویس کرد و تعویض کرد تا شب. شب وقتی رفتم دیدم اشپزخونه اینقدر کثیفه دستهای چرب و سیاهشا همه جا زده بود و کف اشپزخونه پر چربی و چسب و اشغاله . حمام هم که بدتر . تا نصفه شب داشتم اشپزخونه را میسابیدم و حمام میشستم. باز دیروز هم امد که هود درست کنه و و هواکش اشپزخونه را عوض کنه تا رفتم دیدم همه جا را باز چرب و چیلی کرده و سیاه کرده . باز بشور و بساب .شب هم رفتم حمام دیدم اب از دوش نمیاد .هر چی دسته اش را میزنم انگار نه انگار . باهزار فحش و اوقات سگی خودما با بدبختی شستم و امدم بیرون . تو فکرم امروز بگم باز این پسره بیاد دوش را درست کنه باید بعدش برم باز حموم را بشورم حتما . یعنی کمر ندارم دیگههههههههههههههههه. خلاصه که سال 91 از همون اولش برای من فقط سابیدن و حرص خوردن داشته . خدا بخیر کنه تا اخر سال.

هفت سین هم من از دوشنبه عصر چیدم .ولی حرصصصصصصصص خوردم هی سامی رفت سرش هی سکهها را برداشت و پخش اتاق کرد سیب ها را برمیداشت بخوره . سرکه را ریخت رو رومیزی . جای سفره را عوض کردم باز رفت سرش . دیگه برش داشتم تا شب رفتیم بیرون که اذیت نکنه ولی باز تا امدیم یاد سفره افتاد و رفت سرش . اخرم رو یه میز کوچولو چیدم اونم ساده و بدون قر و فر. فقط یه شیشه سرکه تموم کردیم و دو بسته شمع سوزوندیم .

سیبای سفره هم همشون گاز زده بو هههههههههههه.

سلام سلام
عید شما مبارک
سال نوتون مبارک
بهارتون مبارکککککککک

هما جونم واجب العکس شدی که با این اوصاف مادرررررررررررررر......
می دونی از قدیم گفتن خدا در و تخته رو خوووووووووب با هم جور می کنه خوب نمیشه که جفتشون اروم باشن. ( نیست پسر من خیلییییییییییی آرومه هههههههههههه) حالا خارج از شوخی این پسری ما هم چونکه گنده کاری به عهدش واگذار شده بود کلییییییییییی حال می کرد همه جامون با ابرنگ و اب و رنگ پر شده بود اصن یه اوضاعی ولی خوب منم که یه عدد مادر سرخوشم از اینکه پسرم داره واسم ظرفای سفرمو تزیین می کنه عین.............. ذوق می کردم ههههه.

مارسیمممم جونم عیب نداره عزیزم عوضش تعویضی و تعمیری نخواهی داشت تا پایان سال.......
سامی هم می خواسته سفره تون هنری باشه سیبا رو گاز می زده هههههه.
دلم برای دلم تنگ می شود گاهی....
سلام به همه
بازم عیدتون مبارک اقاااااااااااااااااااا


من امروز اومدم سرکار حال کنید

چه خبرا

وای چه جالب محبوبه ساتیار امسال هفت سین منو به تنهایی چیدیده به قول خودش

ظرفامو بلو کرده!!! همون فیروزه ای

تخم مرغ رنگ کرده

سبزه کاشیده ...

کلا سنگ تموم گذاشته
منم خیلی دوست دارم
به به سمیرا چشممون به جمالت روووشن شد ابجی!

محبوبه جون فعلا که خوشبحال مستاجر بعدی هست چون ما از اینجا میریم قشنگ همه چیزو براش سرویس کردیم ههههههههههههههههههههههههههههههههههههه


چقدر خوب بچه های شما این همه هنرمندن دلم سوخت به حال خودم که اینقدر شیطونه این سامی .

سامی البته در کنار شیطنتهاش تخم مرغ هم برام رنگ کرد از روز تحویل تا حالا هر بار براش تخممرغ ابپز میکنم میدوه میره مازیک هاش را میاره اول رنگ میکنه بعد میخوره . یکی دوبارم رو تخم مرغ پوست کنده نقاشی کرده که به نظر خودش هایییییییی کلاس تر میشه ههههههههههه. بعدم تقدیم میشه به سطل زباله

یعنی مارسیم باید می دیدی زندگی من رنگ شده بود تمام دست صورت ....
فکر کن یه روز تمام من با تینر داشتم خراب کاری تمیز می کردم .....

دلت به حال خودت نسوزه اینا که نوشتم یه دور نمای خیلی شیک بود که داخلش پدر پدر پدر منو دراورده !!!!!
سمیرا جون تجسم میکنم چطور برات رنگ کرده . من هم یه سری رنگ انگشتی برای سامی خریدم همه جا را رنگی کرده بود . یه مدتم زده بود به سرم باز نقاشی کنم و رفتم بوم و قلمو گرفتم ولی دو روز بیشتر نشد همین که دستش میرسید به رنگها همه را میریخت به هم و همه جا را رنگی میکرد . منم بیخیال همه وسایلا ریختم دور.

ولی تصور اینکه وسایل هفت سینتون هنر دست بچه هاش دلم را اب میکنه . اخه سامی اینقدر شیطونه که بیشتر خرابکاری داره تا هنرنمایی
حراج لباس و جوراب شلواری مارکدار نو مزون بعلت مسافرت :

دوستان گل سلام
دوباره بعلت مسافرت میخوام تخفیف ویژه داشته باشم چون یکماهی نیستم

مثل قبل از مکه رفتنم که خدارو شکر شماها استقبال کردید و راضی بودید

این ادرس وبلاگمه البته همه لباسها تو وبلاگ نیست .

http://nazdoneh2.blogfa.com/
سلام به همه سال نو همگی مبارک انشالله سال خوبی داشته باشید من هفته اول شمال بودم و تازه اومدم و امروز اومدم سرکار کامل پستها رو نخوندم اول سالی این تمدید گواهینامم اعصابمو بهم ریخت خاک تو سرا هفت خوان رستم کردن
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792