2777
2789
سلاممممممممم به همه ناز مادر های کل

ای جان جقدر بااحساس حس نی نی داری و بجه داری را وصف کردی. ولی زیاد مطمئن نباش اون وقتی که ما نی نی دوم راا داریم تو با رو بات بندازی و لبخند بزنی جون از همین الان هنوز درد زایمان یادنت نرفته تو فکر سومی هستی .احتمالا اونموقع کهما دومی را تو شکم داریم تو سومی را داری. جشمک
ولی ای کیف داره بجه ها با هم بازی کنن

زهرا جان کلم سامی هم یه مدت تو اوج لجبازی کردن وسایلش را برت میکرد ولی من هم از شیوه الی استفاده کردم و بعد از تذکر دادن بهش بریا بار بعد اون وسیله را ازش میکرفتم و بهش نمیدادم . جند باری جیغ و کریه و زاری راه انداخت ولی با بی توجهی بهش حل شد. الان اصلا جیزی برت نمیکنه.

مونا جان من هم سامی را بامبرز نمیکنم تو خونه و فقط برای بیرون هست.اکثر مواقع هم جیشش را میکه و خودش سریع میدوه میره میشینه روی صندلی دسشوییش . البته کلی هم قر داره جیش کردنش باید همه هالوزنهای دسشویی را روشن کنیم و یکیمون بشینه روبروش تا اقا کارشون تمام بشه. که البته تا یک ربع تو دسشویی بلبلزبونی نکنه و دونه دونه سرامیکها را با انکشت نشون نده ول کن نیست . خودش ماجراییه که نکو و نبرس

مامان ارشای عزیز به زودی یه شب تا صبح راحت میخوابی.
من که باورم نمیشه اینقدر راحت میخوابم.اواخر سامی هر نیم ساعت شیر میخورد تو شب کاهی هم باید ممه تو دهنش میبود تا خوابش ببره و زود بیدار میشد. از شیر که کرفتمش (به روش تدریجی) دقیقا از همون شب اول بدون بهونه راحت خوابید و فقط کاهی یکبار تو شب بیدار میشه اب میخوره. اون هم اکر قبل خواب بهش اب بدم و تشنه نباشه تا ساعت 8 صبح حتی یکبار هم بیدار نمیشه. و به این ترتیب از ساعت 10 شب تا 8 صبح من راحت و اسوده هستم.

-----------
میبینین جه زود اردیبهشت شد.انکار همین دیروز بود که داشتیم خونه تکونی میکردیم و برای عید اماده میشدیم. تا جشم هم به هم بزنیم تولد بجه ها میشه.

راستی با فوت مامان شوشو و ازدواج بدر کرامی شوشو و قهر کردن خواهر شوشوها با بدرشون و قطع رابطه کامل با این خونه . امسال تولد سامی کاملا خوصی و سه نفره خواهد بود .مکر اینکه شوشو یه لنج کرایه کنه و روی نیل یه مهمونی ترتیب بده تا خواهرهاش هم بتونن بیان.
سلام به همه...

به خصوص الی که فکر کنم خدا هم از اینهمه رو در تعجب و انگشت به دهن مونده...!!!

منم با تولد دسته جمعی کاملاً موافقم زهرا جون یه تاریخی رو تعیین کن که تا اون تاریخ هر کی مایله عکسش رو برات بفرسته که دیگه دیر و زود نشه... در ضمن عکس منم باید رو کیک بندازی چون تولدم 30تیره...

در ضمن من همیشه عاشق مامانایی بودم که شیک می پوشند همیشه دلم می خواست تیپ اسپرت بزنم یه کوله هم پشتم بندازم و بچم بغلم باشه ولی با این اضافه وزنی که دارم جالب نیست اینکارا ولی اگه یه روز لاغر شدم حتماً این کار رو می کنممممممم (عقده ای شدماااااااااا نه؟؟؟)

مرسی مارسیم جان از راهنماییت راستش من آرشا رو یه دفعه ای از شیر گرفتم و الآن دو شبه رآس ساعت 3 نصف شب بیدار می شه و نیم ساعت پیوسته گریه می کنه البته نمی گه شیر می خوام چون باورش شده که پیشی می می رو خورده و تلخ شده نمی خواستم هوایی بشه... ولی امیدوارم این همه زودتر بگذره و آسوده بشم...

منم با بچه های زیاد موافقم آخه الآن خودمونو می بینم که شوشو اینا با اینکه 3 تا هستند و ما هم 3 تا بازم خیلی کمیم و گاهی دلم می خواد خواهر شوهر و برادرشوهرای بیشتری داشتم البته خواهرام ازدواج نکردند و یه خواهرشوهرم هم تهرانه که گاهی 6 ماه می شه نمیاند اصفهان!!!! برای همین دلم نمی خواد آرشا اینقدر تنها باشه ولی چاره ای نیست دیگه نهایتاً 2 تا بچه بیاریم....

النااااااااااااااااااااااااااااااززززززز ما عکس از یاس می خوایممممممممممممممممممممممم
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی الی خیلی باحالی تو نمیدونی زنان باردار خیلی حساس هستن و من هم اشکم دم مشکم با گفتن اینکه به فکر سومی هستی واقعا" اشک تو چشمم جمع شد خیلی قوی هستی ایکاش منم میتونستم مثل تو فکر کنم هر چند همه میگن وای تو چه روی داری با این شکم و بچه کوچیک و کلی کار هنوز میری سرکار ولی بازم میگم تو خیلی از من روت بیشتره میبوسمت عکس یاس رو بزار تو رو خدا دلمون آب شد واسه دیدنش

دوستان عزیز و گرام برای تولد دسته جمعی شیرمو حلالتون نمیکنم اگه بدون من و سارینا و سامیار برگزار بشه ههههههههههههههههههههههههه تولدتون هم بزارید اول مرداد شاید تا اون موقع من هم بتونم بیام اگر هم نیام عکس سارینا رو کیک پابرجاست هههههههه


همه و همه عاشقتونم مرصی که به فکرم هستید و دلداریم میدید بوسسسسسسسسسسس
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
سلام به همه
مخصوصا مونای گل که منتظر فسقل دومش هست . عزیزم اصلا خودتو نباز و بدون که تو از همه ما شجاعتر بودی که دوباره نی نی دار شدی و مطمئنا خدا هم صبر و طاقتش و حوصله اش رو بهت داده و میده تا بتونی به بهترین نحو مادری کنی .

من با تولد دسته جمعی موافق هستم ولی به احتمال قوی نمیام. بنا به دلائلی که نمیتونم بگم.
ولی امیدوارم به همه خوش بگذره.بوس

منم عاشقتونم
بوس

بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام
صبح اولین روز هفته به خیر
خوب هستین
مونا با فسقل تو شکم جه میکنی؟ کدوم بارداریت راحتتر بود؟

الی جون زود بیا که یه عالمه سوال ازت دارم. فرق بین بارداریهات جطور بود؟ اون سردردهای بارداری سام را اینبر هم داشتی؟

و یه سوالللللللللللل

مامانهایی که نی نی را بامبرز نمیکنن جطور موفق شدن عادت بدن نی نی را؟
از شورت مخصوص استفاده کردین؟

راستش من دیشب با دکتر سامی صحبت کردم کفت از شورتهایی که مدل خود بامبرز هست استفاده نکنم جون باز هم همون حس بوشیدن بامبرز در بجه احساس میشه و تلاشی نمیکنه که دشتشویشو اعلام کنه یا کنترل کنه
میکفت شورتهایی هست که از داخل حوله ایه و از خارج مثل مشمع هست و اکر هم خرابکاری کنه زندکی را خراب نمیکنه ولی نه باعث حساسیت میشه و نه سوختکی و هم اینکه بجه احساس میکنه شورت باش کرده نه بامبرز

حالا نمیدونم جه کنم . لازمه حتما شورت مخصوص ببوشه یا میشه معمولی هم عادتش داد

سامی به خاطر حساسیتش به کرما الان تمام باهاش سوخته از کمر تا نزدیک زانوهاش بر دونه هست و قرمزه. برای همین نمیتونم بامبرز ببوشونمش
سلام من بعد از 3 روز مرخصی که چه عرض کنم مریض داری برگشتم سر کار درد سرت نمیدم روز دوشنبه هفته پیش که رهام از مریضی قبلی بهتر شده بود وقتی از مربی مهدش تحویلش گرفتم دیدم بچه تو تب داره میسوزه مربیش گفت از یکساعت قبل تب کرده سریع رسوندمش مطب دکترش و دکتر هم با کمال تعجب گفت یه ویروس دیگه دوباره اومده سراغش خدامیدونه از روز دوشنبه تا خود چهارشنبه شب بچه تب داشت تاره دکتر هم یه عالمه داروهای قوی و خارجی داده حالا این به کنار مامانم هم پنجشنبه مرخص شد الحمدالله خیلی بهتره ولی همچنان باید استراحت کنه خلاصه هردوشون خوبند ولی من خرابه خرابم ولی از اینکه هردوشون خوب شدند خدا رو هم شکر میکنم .
امیدوارم هیچ مادری مریضی بچه شو نبینه و هیچ بچه ای هم مریضی مادرشو
از شما دوستای خوبم که حال رهام و مامانم رو جویا شدید ممنونم دوستتون دارم یه عالمه .
تا بعد بای بای
مژی جون خدا قوت ... خدا رو شکر که الآن هر دوشون بهترند ... راست می گی مریضیا بچه ها و مامانا خیلی خیلی بدههههههه شما که دو تاشو داشتی...

مارسیم عزیزم ... وقتی موقع اش بشه خود بچه خیلی خوب همکاری می کنه... فقط نباید حساسیت زیاد نشون بده یکی دو روز باهاش تمرین کن مثلاً هر نیم ساعت یه بار ببرش دستشویی و اگه ج*ی*ش کرد تشویقش کن ولی اگه دیدی همکاری نمی کنه باید یه مدت دیگه پوشکش کنی..
دختر عمه ی من از حدود 2 سالگی بچش هی گیر داده بود بهش اونم اصلاً همکاری نمی کرد یعنی می بردش دستشویی کارشو نمی کرد وقتی می آوردش بیرون می نشست روی فرش و ...
خیلی خودش و بچه رو اذیت کرد ولی دکتر بهش گفته وقتش نشده و تا 2 سال و نیم وقت دارند بچه ها برای کنترل ادرار

آرشا که دیگه برای دستشویی بزرگش هم خبرمون می کنه

آخ جون باز افتادیم توی تب و تاب تولد... خب بیاین بگین خودتون واسه تولد نی نی ها می خواین چیکار کنید/؟؟

عکسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس یاسسسسسسسسسسسسسسسس می خوایم
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche
سلام
بچه ها زیاد وقت ندارم براتون بنویسم
فقط اومدم بگم کیک با من
هر کس خواست عکس نی نی گولوش رو کیک باشه عکسش رو برام میل کنه
من همه عکسا رو تو فتوشاپ درست میکنم و کنار هم میزارم بعد میدم برای اینکه رو کیک بندازه
محلش رو هم بعد تصمیم میگیریم چون الان زوده
مونا که دوست داره مرداد باشه منم برام فرق نداره خواستید میتونیم مرداد بزاریم که مونا هم بتونه بیاد
کیک رو هم میخوام بدم لادن درست کنه اگه موافقید عکسا رو بفرستید
راستی اگه تونستیتد تو موضوع میل بزنید عکس تولد که من راحت بتونم از تو میلام پیداشون کنم
میلم رو هم که دارید
سلام به همگی.

الهی که همه خوب و خوش باشن.

مژی جون بلا دوره............. انشاالله که تا حالا همه چیز به خیر و خوبی گذشته باشه . آفرین به تو مامان و دختر مهربون..................

آخه من که تولد پسرم اول تیره چطوری تا مرداد صبر کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بااین حال قرار تولدتون رو فیکس کنین شاید منم بتونم بیام.........

الی جونم خوبی مادر با نی نی داری؟؟؟ خییییییییییییییییلی مراقب خودت باش. سعی نکن سوپرمن بازی دربیاری و همه کاراتو خودت انجام بدی. از دیگران هم کمک بگیر.........

مونا جونم خیلی روزای سختی رو داری می گذرونی. می دونم. خصوصا اینکه هنوز می ری سرکار......... تا کی باید بری بالاخره؟؟؟؟؟؟

هما کجایی؟؟؟؟؟؟؟ رفتی مسافرت به سلامتی؟؟؟؟ الهی که بهتون خوش بگذره...... نگفتی کجا می خوای بری.....

مارسیم جون. عکس عروسی پدر شوهر می خواهیمممممممممممممممممممممممممممم!!!!!!!!!!!!!!!! یا لااقل عکس عروس خانوم تکی!!!!!!!!!!!!!!! خوش بحالت که سامی دیگه دستشوییشو می گه......

فعلا بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس.




به نظر من البته با عذرخواهی فراوون از موناجووووووووون که خیلی دوسش دارم و توی قرار قبلی خیلیییییی توجه منو به خودش جلب کرد...
قرار همون اواخر تیر یعنی حدود 20 تیر باشه چون فکر نمی کنم توی مرداد هم باشه بازم مونا بتونه بیاد...

حمیده جون لطفاً دوباره آدرس ایمیلت رو بذار...
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز