2821
2789
عنوان

شوهر عوضي

5785 بازدید | 49 پست

سلام به همه من ميخوام داستان زندگيم وبراتون بگم ونظرتونودرباره خودمووشوهرم وزندگيم بخونم من دختري بودم پاک وسالم ازهمه مرداوپسرافراري چون عوضي بازياشون وميديدم بدم ازشون ميومدتااينکه يکي اومد جلوراهم شايدقسمت من اين بوداون ازمن خوشش اومد ونميدونم چي شدکه منم ازاون خوشم اومد چون خيلي سربه زيربودخلاصه باهم دوست شديم وتااومدخواستگاري باهزارمصيبت من 18سالم بود فقط عقدمون چه جرياناتي داشت ومن چه کتکاکه نخوردم بماندتارسيديم به روز خريدعروسي که همتون تجربش کردين ومنم به تلخ ترين جورممکن،حق خريدلباس عروس نداشتم البته خريد نه اجاره هم نکردبرام به زورلباس يکي ازفاميلاشون که به معناي واقعي افتضاح بود روگفت بايدبپوشي من پول اجاره نميدم لوازم ارايش برداشتم چندتاتيکه کوچيک چون پولش زيادشد شب که اومديم خونمون گرفتم به بارکتک روز عروسي تمام زيرگلوم جاي چنگش بودوقرمزخيلي خجالت کشيدم وباگريم برام درستش کردن همه بهم ميگفتن واي چه خوب شدي توازاين دوتاعروس قشنگترشدي حتي مشتري هايي که ميومدن،شوهرم اومددنبالم منم باکلي ذوق رفتم بيرون منوتواين لباس ببينه ديدم گفت واي چقدرزشت شدي عين ميمون شدي به قدري دلم شکست که تاعروسيم تموم شد فقط به اين حرفش فکرميکردم وغصه ميخوردم وهيچي نفهميدم اصلاهم نگام نميکرد،دريغ ازهزارتومن شاباش که به زنش بده ازاونشب به بعد هرعروسي ميرفتم ميديم دامادداره عروس وباعشق نگاه ميکنه وميرقصن وشاباش ميريزه سرش فقط يادشب عروسيم ميفتم واشک توچشام جمع ميشه هرعروسي، آخرشب عروسي همه رفتن واومديم خونه من جلوآينه داشتم ارايشم وپاک ميکردم وموهاموباز، اونم اومدگفت من که رفتم بخوابم حتي نگامم نکردباورتون ميشه ؟منم تا4صبح نشستم موهاموبازکنم بابدبختي لنزوازچشمام دربيارم باگريه ودل تنگي واسه خونه بابا،مگه ادم چندبارعروس ميشه  چندبارلباس عروس ميپوشه هيچي ديگه شب مصيبت تموم شد وصبح واسمون صبحانه اوردن خورديم ورفت بيرون پيش مادرپدرش سري بزنه موقع ناهارشد وبرامون ناهارچند مدل اوردن ورفتن منم باکلي ذوق سفره روچيدم ومنتظرش موندم يه ساعت دوساعت سه ساعت شدونيومد منم پاسفره بازاشک ميريختم وقتيم اومد گفت من ناهارخوردم اولين ناهارزندگيمونو نموندپيشم.من هيچ توقعي ازش نداشتم همه چيزبه ساده ترين شکلش برگزارشد ولي کاش لياقت داشت دلم نميسوخت

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

عزیزم الان رفتارش چجوریه؟

قبل ازدواج دوست بودین؟

تو دوران عقد اختلافی بینتون پیش اومده بود که اینجوری رفتار میکرد یا بی دلیل بود رفتاراش؟

نگاه میکنم به خودم تو را می بینم تو جایی جز من نداری!!

[QUOTE=96932866]ربطی به سن نداره اصن  من ۱۵سالگی عقد کردم الان ۱۸سالمه خیلی هم زندگی خوبی دارم و خوشحالم[/QUOTشما منظور منو نگرفتي.دارم ميپرسم مگه رو دست خانوادت مونده بودي كه تو سن كم زن يه ادم شدي كه دست به زن داره!

تكرار نميشوي💞
[QUOTE=96932866]ربطی به سن نداره اصن  من ۱۵سالگی عقد کردم الان ۱۸سالمه خیلی هم زندگی خوبی دارم ...

اهان

ولی به نظرم کسی اگرم بد باشه نمیاد ذاتشو همون اول کاری نشون بده که 

من خیلی هارو دیدم ک اول انقد خوب بوده مرده بعد چند وقت معلوم شده ک اصن ی روانی به تمام معناست

اسی بد کاری کرده با وجود اینکه تو عقد معلوم شده چ گیرش اومده بازم طلاق نگرفته

2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قیافه بچه وقد

maix | 17 ساعت پیش
2791
2779
2792