دیشب با شوهرم سر یه موضوعی بحثم شد آخر شبم باهاش منطقی حرف زدم ولی فقط بهم گفت باهام حرف نزن خسته م و فلان
اینم بگم خونه ما یه شهر دیگست ما هم اومدیم اینجا خونه بابام چون تو این شهر یه مغازه داره پلمپ شده اومده کاراشو بکنه
خلاصه صبح زود کله سحر بدون خدافظی زده بیرون
من بیدار شدم دیدم نیست بهش پیام دادم :خداحافظ
جواب نداد بعد استوریش چیزای عاشقانه گذاشت و یه استیکر پوکر برای من فرستاد
همیشه سر شب میومد امشب تا الان نیومده
اینم بگم بحثمون سر یه چیز بیخود بود و من هیچ بی احترامی بهش نکردم یه چیز بدی استوری کرده بود بهش گفتم دور از شخصیتته این استوری و حذفش کردم واونم جلو داداشم گفت دیگه دست به گوشیم نزن همین بعدم هر چقدر خواستم توجیحش کنم بدتر میکرد
خلاصه الان نیساعته اومده گرفته خوابیده
منم اصلا باهاش حرف نزدم یه قرص خواب بابام خوردم ولی خوابم نمیبره دیوانه شدم
بابام بیداره میخوام بهش بگم بریم یکم بیرون پیاده روی؟؟؟
بنظرتون احمقانست؟؟؟ اخه حالم واقعا بده و صدای خر خر شوهرم مجابم میکنه کخفش کنم