سلام به همراهان قرار بود دیشب اقدام کنیم همسرم گولم زد ظهر اقدام شد. کلی از دستش ناراحت شدم و گریه ...
عزیزم تسلیت میگم خدا رحمتشون کنه.غم اخرت باشه
ببین راهش اینه که الان دیگه بهش فکر نکنی به بدنت استرس نده،درگیر مراسم هم میشی ذهنتو منحرف کن .اگر بخواد بگیره شک نکن با فعالیت زیاد و این چیزا طوری نمیشه.فقط دیگه بهش تا دو هفته دیگه فکر نکن.
منم باورم نشده.... الآن حالم میفهمی نه؟ خدا پدرت بیامرزه
ممنونم عزیزم ..درکت میکنم ....حال و هوای بدیه خیلی بد ...مراقب خودت باش از خدا صبر ارامش بخواه ، خدا کمکت میکنه ....به این فکر کن که شاید الان یه لقاح تشکیل شده و داره مسیر لوله هاتو طی میکنه باید ارامش داشته باشی میدونم سخته ولی چه کنیم که چرخه روزگار همین...
عزیز دل مادر ...کنجد من ...منتظرتم بیای خونمو روشن کنی ...بسه انتظار🌷🙏...برای شادی روح پدرم صلوات میفرستید ؟؟؟ناغافل رفت و خیلی زود .....برای شفای برادرم که جوان هست هم صلوات میفرستید 😢🙏🙏🙏🙏
گریه چرا اخه عزیزم ..😣ما خودمونو داغون کردیم تو این سن ...
اصلا یه ادم دیگه میشم کنترل روح و احساسم میفته دست هورمونام.همین قدر بگم که از ساعت چهار تا شش صبح فقط داشتم ب این فکر میکردم که جدا بشم.بعد که خوابیدم بیدار شدم انگار یکی دیگه ام.الان اروم و غمگینم.احتمالا غروب یهو باز خل میشم و فوران میکنم.متنفرم ازین تغییرات هورمونی😑
عزیزم...خدا رحمتشون کنه.😔😔😔خیلی سخته....... .مامانت اینا خوبن؟تونستن کنار بیان؟
نه اصلا ، مگه میشه کنار اومد یهویی رفت فکر کن داشتی باهاش صحبت میکردی یهو رفت تموم شد همه چی عرض چند ثانیه هی بابا بابا میکنی میبینی خیره شده بهت تموم شد😔😢😢.....سکته کرد ، بچه ها دنیا غمش زیاده مصیبتش زیاده بعدش داداشم اون جوری شد بعد خودم باردار شدم اونجوری شد غمم زیاده خواهر.....اما.....من میگم خدا جای همه ی نداشتن ها جبران میکنه یه جاهایی رو من بهش ایمان دارم ...
عزیز دل مادر ...کنجد من ...منتظرتم بیای خونمو روشن کنی ...بسه انتظار🌷🙏...برای شادی روح پدرم صلوات میفرستید ؟؟؟ناغافل رفت و خیلی زود .....برای شفای برادرم که جوان هست هم صلوات میفرستید 😢🙏🙏🙏🙏