از همه چیز بریدم دلم میخواد نباشم
شوهرم خیلی آدم ناجوریه ک هیچ جوره کاراش با منطق جور در نمیاد دروغ هم زیاد میگه کلا دیگه اعتماد زندگیم نابود شده میدونم ته تهش یکسال دیگه اونم بزور بتونیم کنار هم باشیم شایدم فردا جدا شیم یعنی انقدر شوهرم بی اعتباره
رفتارای ضد و نقیضش قولای الکیش
همه چی دلمو بهم میزنه از طرفی نداشتن پدر مادر درست حسابی ک حمایتم کنن شده قوز بالا قوز
تنهام به معنای واقعی کلمه
دقیقا هیچ راهی ندارم هیچی
نه جرات خودکشی دارم نه دل فرار کردن نه تحمل موندن
با تمام وجودم احساس بدبختی میکنم