میدونی منم تک دخترم ولی مامانم اعتقاد داش دختر باید همه چی بلد باشه.
طفلک خیلی زود مریض شد بخاطر همین من مجبور بودم کارای مامانو جور بکشم. مثلا هیییچ وقت یادم نمیره کلاس دوم ابتدایی بودم مامانم مریض بود دکتر استراحت داده بود بهش
بابام عصر ک از سرکار اومد میخاس برامون شام درست کنه اونم چی شامی کباب اومد گف من ی دونه درست میکنم بقیش باتو. منم واستادن ب حرکت دست بابام نگا کردم. مثلا یاد گرفتم دونه اولو ک تو دست فرم دادم با فاصله پرت کردم تو تابه ولو شد دومی رو نگم برات فرمش دادم قشنگ 4 تا انگشتمو گذاشتم تو روغن دادم رف هواااا.
مامان منم مریضه سنی نداره ها ولی خب زمانس دیگه. بازم خداروشکر خودش میکنه کاراشو.
خدا ب مامان گلت سلامتی بده ب شما و همسرت عزت بابت این کار خوبت