سلام خانمای عزیز صبح با مادر و پدرم وشوهرمو دختر دوسالم رفتیم اطراف شهرمون پیک نیک یه جای سرسبزی که یه رودخانه هم کنارش بود و نزدیک هزار نفری نزدیک حاشیه رودخونه نشسته بودن ما هم یه جا نشستیم نزدیک بقیه که با خیابون هم فاصله زیادی نداشت بعد دوساعت خواستیم حرکت کنیم وسایلارو گذاشتیم تو ماشین من و مادر و پدر و دخترم تو ماشین بودیم شوهرم داشت فرمون میداد به پدرم چون عرض خیابون کم بود و باید دور دو فرمون میزدیم همین که خواستیم بیاییم یه ماشین هیوندا که یه مرد چهل ساله رانندش بود سد راه پدرم شد پدرم گف یکم برو عقب تر من رد شم برم مرده از جاش تکون نخورد ما هم تعجب کردیم که آقاهه گف اینجا ملک خصوصیه منه پدرمم گف ما تو ملکت نرفتیم ما همین کنارا بودیم که درگیری لفظی شد ولی کسی از ماشینش پیاده نشد یدفه یه پسر لات با یه شوکر که صدای برقش هنو تو گوشمه اومد تو ماشین ما که شوهرم رفت دستشو گرف گف الان به 110زنگ میزنم به خاطر ایجاد رعب و وحشت واسه زن و بچه مردم که همون رانندهه از تو ماشینش با تیغ موکت بری اومد سمت شوهرم گوششو از پشت پاره کرد گوشش کلا سوراخ شده به اندازه دوسانت کبود شده ورم داره