نزدیک به۶ ساله ازدواج کردم یک دختر ۵ماهه دارم تو این سالها هیچ جا با شوهرم تنهایی نرفتیم هرجا رفتیم پدر مادر شوهرم و فامیلای بودن حتی میخام یک دور کوچولو بزنیم یا خونه ی کسی بریم هستن چون فامیلیم جای فامیلای خودمم که می رم هستن شوهرم میگه مسافرت دسته جمعی خوبه ولی من دلم میخواد خودمون بریم عقده ای شدم دیگه هرجا می ریم نمیشه یک کلمه باهم حرف بزنیم پیش هم باشیم هرچی میگم فایده ای نداره چیکار کنم دلم گرفته