تا یه جایی به خودت دروغ میگی،،،هی تلقین میکنی به همه ی اعضای بدنت که همه چی رو به راهه،،،این وسط یه جاهایی ام مغزت اعتراض میکنه و تو ساکتش می کنی...چون دلت نمیخواد باور کنه که اشتباه میکنی
مغزت همه چیو جمع میکنه کنار هم
همه ی شواهدی که میگه تو خوب نیسی
زندگیت رو به راه نیست
دوست نداه بفهم
همه ی اینا رو جمع میکنه و به موقش می کوبه تو صورتت
نمی تونی اعتراض کنی
نمی تونی انکار کنی حرف با سند رو...
دقیقا از همین جای زندگیه که هر وقت بخوای مغزتو سرکوب کنی همه اون شواهد میاد جلو چشمت🙃
و اینجاست که باید باور کنی که این زندگی هیچم رو ب راه نیس