2777
2789

تو این گرما بغل چیه! 

من دست و پا خودما میخام بکنم بندازم اونور بهم نچسبن! 

بعد بیام بغل کسی! 

تیکر بارداری نیست...دخترم👩زمستانم با تو بهار است⚘تو امید فرداهای منی؛محرم راز منی، تک گل باغِ منی.دردانه منی و من،از دوست داشتنت کوتاه نمی آیم😍

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بغل خدا از همه بغلا ارامش بخش تره

درسته ولی خدا خودش یک نیازهایی رو برامون گذاشته

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
من مدهبی ام و حرام و حلال سرم میشه اما دقیقاااااا این ذهنیت ات رو درک میکنم...واقعا کمبودش اذیت میکن ...

اره خب  من کسیم که همیشه انکار میکنم احساساتمو یجوری خشن و سرد برخورد میکنم ولی بعضی موقعها تنهایی انقدر بهم فشار میاره که میگم کاش یکی بود لااقل بغلش میکردم ولی نمیخام جنس موافق باشه چون بهم ارامش نمیده ولی تا حالا جرعت بیانشو نداشتم ک خیلی داغونم بغلم کنید 

بغل من ور دل ننه شه  

معنی" مخالف نظر منی ریپلای نکن "رو متوجه نمیشم😐خب اگه حرفت حقه وایسا جواب بده چرا در میری یا میتونی نظر ندی هیچکسم ریپلایت نمیکنه ... پای افکارت بمون...  صبر کن عزیز من...عه😐😐😐...والا 😑😑😑😑
جدی؟ اسمهاشونو بگو آبروشون بره. اه از دست اینا شوخی هم نمیشه کرد

کاربر حااااا ک چند تا پست بالاتر من پست گزاشته با ی کاربر بنامه دیوونه ک به لاتین نوشته شده

من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....

تاپیک باحالی بود ممنون از استارتر روحیمون عوض شد ولی گذشته ازشوخی مردا فقط واسه نیازشون بغلشون بازه.من الان ازنظر روحی خیلی داغونم واقعا احتیاج به بغلی دارم که هیچ انتظاری پشتش نباشه که نیست.باورکنید هیشکی از خودمون به خودمون نزدیکترنیست پس خودمونوبغل کنیم

مگه چته؟چشم رنگی خوشگل کی بهتر از تو    

😂😂😂من چم نیس اونا ی چیزشونه ی هفتس اومدم خونه مامانم دلم برای شوهرجان تنگیده گفتم بغل میخام زودی درخاس دادن 

از همین تریبون میگم بشین تا قبول کنم مردکه نکبت🙄🙄

من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108