خيلي دلم گرفته، طوري كه هيچ دلخوشي ندارم دو تا دختر دارم فقط ب عشق اونا دارم ادامه ميدم... با كسي مشكلي ندارم همه خوبن ولي حالم خوب نيست بدم مياد از اين حال بي جا...
زيادي تكراريه.. هر كاري ميخوام انجام بدم ب اين فكر ميافتم ما كه تهش ميميريم اينا همه ش بازيه پس چرا؟ بعد منصرف ميشم...اصن هيچي حالمو خوب نميكنه همش مردن و مرگ مياد تو ذهنم خيلي ميترسم ..تر از دست دادن خيلي وحشتناكه
نميدونم بعضي وقتا ميگم افسردگيه ولي بعدش ميگم اصلا افسردگي وجود نداره اين خود ماييم درستش كرديم همه ش تو فكر خدا و قيامت و گناهم... تو نماز خوندن خيلي تنبلم