من 6 سالم بود عمم با شوهرش از شهرستان اومده بودن خونمون خیلی خیلی خوشال بودم
اونا نشسته بودن منم داشتم از خوشحالی مثل اسب میدوییدم
ی دفه جیش کردم تو شلوارم
پاهامو جمع کردم خودمم خم کردم مثلا جیشم دیده نشه
میخاستم همونطوری وایستم تا خشک بشه ها
اه چقدر ضایع شدم