2777
2789

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

چراباورت نمیشه 

همکلاسی خواهرمن ۱۳سالگی ازدواج کرد ۱۴سالگی پسرشو بدنیا اورد

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"
پناه بگيريد... الان بين دو جناح درگيري رخ ميده😐

منو نزنن من اینجا موزم🍌 و میخورم و نگاه میکنم😫😫

هر چه اید به سرم  باز بگویم گذرد                                     حیف ازین عمر     که با می گذرد، می‌گذرد    💔💔

مبارکش باشه

فحش اگر بدهند ازادی بیان است،جواب اگر بدهی بی فرهنگی!سوالی اگر بکنند ازاد اندیش اند،سوالی اگر بکنی تفتیش عقاید!تهمتی اگر بزنند در جست و جوی حقیقت هستند،جواب اگر بدهی دروغگویی!مسخره ات اگر بکنند انتقاد است،جواب اگر بدهی بی جنبه ای!اگر تهدیدت کنند دفاع کرده اند،اگر از عقایدت دفاع کنی خشونت طلبی!و من حزب اللهی بودن را با همه تراژدی هایش دوست دارم......................اقایون محترم لطفا تو تاپیکم نیاید و منو ریپلای نکنید!اگه هم من شما رو ریپلای کردم ،متوجه نشدم که اقا هستید پس لطفا یاداوری کنید.خانومای گل اگه جایی دیدید که تو تاپیک اقایی حضور دارم یا اقایی رو ریپلای کردم بهم تذکر بدید.😘

البته واسه ما دیگه تعجب نداره چون عادت کردیم همکلاسیای خودم خیلیاشون۱۳سالگی خونه دارشدن یعنی ازیه کلاس۴۰نفره کلا۱۰نفر پیش دانشگاهی بودیم😂😂همه شوهرداشتن بچه داشتن دختر یکی ازهمکلاسیام امسال۱۲سالشه(خودش۲۷سالشه)

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   مهروماه۹۹  |  7 ساعت پیش
توسط   آلاگوز  |  1 ساعت پیش
توسط   مهر1574  |  7 ساعت پیش