دوسال پیش یه دختر 18 ساله بودم با یه عالمه ارزو و رویا. اون موقع هیچ چیزی از ازدواج و سختی هاش نمیدونستم . ولی تادلتون بخواد خواستگار داشتم . یکی شون از همه سمج تر بود از همه پیگیر تربود. ولی من نمیخاستمش. میخاستم برم دانشگاه بعد ازدواج کنم . این آقا پسر از اقوام بود و با خاله هام در حد لالیگا رفتو امد داشت و صمیمی بود. خلاصه از من نه از خاله ها اصرار که پسر خوبیه مهربونه و فلان و بهمان. منم از سر بچگی و اینکه بزاریه بله بگم خلاص شم بله رو گفتم . روز خاستگاری مامانم شرط گذاشت که باید براش خونه درست کنین و اونام قبول کردن . گذشتو ما عقد کردیم . ولی اقا تازه روی خودشون نشون .داد. واقعا مهربون بوداما... تو این دوسال عقدمون بابام و مامانم کلا خودشون کشیدن کنار .حتی یه هزاری بهم ندادن .ولی اون بهم پول میداد و بهم محبت میکرد. البته نه اونقد پولی که بدرد من بخوره. انگار پول تو جیبی بچه دبستانی بود الانم فقط خرج دانشگاهمو میده و بس. ولییی.هروز دعوا. هروز بحث. سر پول ... میگه خونوادت پول نمیدن منم نمیتونم بدم .منم خرج اضافی ندارما. حتی توعیدا و مخصوصا عیدنوروز اصلا عیدی نمیارن یا شب یلدا کلا هیچی. ولی همیشه رو سرم منت داره. همیشه بدترین دعوا هارو باهم داریم . اومده میگه طلاهاتو بفروش بده مخام ماشین بخرم . در حالی که حتی یه دونه طلابرام. نخریده جز حلقه . دانشگاهمم دولتیه آزاد یا ... نیس که خرجش زیادبشه.خستم کرده. دندونام داره از درد میترکه ولی نه بابام نه شوهرم حاضر نیستن خرجشو بدن . میگم برم سرکارم آقا میگه هرزه ها میرن سرکاری مث شاگرد مغاره شدن . البته ببخشید.. دیشب اونقد عصبی شدم خون به مغزم نرسید حلقمو پرت کردم روصورتش. خیلی عصبانی شد خیلی بد رانندگی کزد داشت متو خودشو میکشت. دارم روانی میشم . اشکال از کیه؟از من ؟یا اون ؟یا پدرم ؟راه حلش چیه ؟هنوزم زندگی مو دوس دارم ولی نمیدونم چرا
ناراحت نشیا ولی پدر مادر که پشت دختر باشن طرف جرئت نمیکنه هرکار دلش خواست بکنه،چون یکی هس از دختر حمایت کنه،یجورایی انگار دیده بابا مامانت کشیدن کنار اینم هرکار دلش میخواد میکنه
بحث اصلیمون سر خونه هست. اون و خونوادش قول خونه ساختن دادن بعد دوسال جنگ حالا اقا قبول کزذه خونه بسازه ولی تاااا سه چهار سال دیگه . فک کن من 7سال توعقد باشم
عزیزم حتما برو پیش روانشناس که راه حل مناسب رو بهت بده اگه شد همسرتون رو هم همراه خودتون ببرین واقعا سخته زندگی با ایشون.رفتار خودتون رو هم بررسی کنین شاید اشکالی در رفتارتون باشه .امیدوارم مشکلتون حل بشه اگر نشد نباید شما اینده خودتون رو تباه کنین با مادرتون هم در این مورد صحبت کنین
یعنی چی پدرت بهت پول نمیده خب باباته واقعا که چجوری دلشون میاد به نظرم بایکی ازاقوام که کارش درسته وقابل اعتماد بگو با پدرت حرف بزنن وقتی پدرت قانع شد میتونی پدرت بندازی جلو تا باشوهرت حرف بزنه وتکلیفش معلوم کنه این وظیف هرشوهری وهرپدری که خرج کنن