ما طبقه بالاي خونه ي باباميم
الان داشتيم از پياده روي برميگشتيم يهو بابام تا فهميد ما برگشتيم از تو خونشون داد زد اسم دخترمو صدا كرد دخترمم شروع كرد گريه
ميخواست بره اونجا
خلاصه آورديمش خونه دخترمم گريه ميكرد
بابام اومد دم پله ها ديگه مجبور شدم دخترمو بدم بره
ولي شوهرم تو قيافست
به نظرتون حق داره؟