1464
1482

اگه دنبال درمان قطعی سینوزیت حاد و یا پیشگیری از سرماخوردگی کودک خود هستین 

حتما از داروهای گیاهی بیونوریکا آلمان استفاده کنید

1473
سردرد و سرگیجه،حالت تهوع،افزایش وزن،تاری دید بعد هم حتما دوقلو نمیشه ممکنه سه یا چهار قلو یا بیشتر ...


بعد این علائم ماندگارن یا همون حین مصرفه؟

بیشتر بشه که بدبختم😨

همه اینا برا منم سواله 

و برای من...

حیفه شوهرم بابا نشه.تصور اینکه یه دخترکوچولو با چشمای درشت و موهای مشکی یا یه پسرکوچولو که از تپلی دستاش مثل نون بربری شده، مامان صدام بزنه قند توی دلم آب میکنه.خدا همه تون رو حاجت روا کنه،میشه واسه رسیدن به آرزوم 1 دونه صلوات بفرستید؟
8
 چن قلو داری؟؟؟ از همین روش قرص نتیجه گرفتی؟


دوقلو دارم،البته من اصلا دوقلو نمی‌خواستم عادت ماهیانه هام نامنظم بود و بچه دار نمی‌شدم دکتر مجبور شد این قرص را بهم بده و گفت که احتمال چند قلو زایی هم هست

1403
دوقلو دارم،البته من اصلا دوقلو نمی‌خواستم عادت ماهیانه هام نامنظم بود و بچه دار نمی‌شدم دکتر مجبور ش ...

چقد هزینه داشت برات؟

ببخشید که زیاد ازت سوال میپرسم میخوام اطلاعی داشته باشم ازش

چقد هزینه داشت برات؟ ببخشید که زیاد ازت سوال میپرسم میخوام اطلاعی داشته باشم ازش


قرصش که خیلی ارزونه ولی الان یادم نیست قیمت دقیقش را ،معمولا قرص جواب نده در کنارش آمپول هم میدن اون آمپول ها یکم گرونه

من سر زایمان اولم هم قرص خوردم و هم آمپول زدن ولی بچه ام یک قلو شد دکتر خیلی تعجب کرده بود و می‌گفت انتظار داشتم الان چهار قلو باردار باشی چون داروهای خیلی قوی داده بود،ولی تو بارداری دوم فقط قرص کلومیفن را خوردم و دوقلو شد

قرصش که خیلی ارزونه ولی الان یادم نیست قیمت دقیقش را ،معمولا قرص جواب نده در کنارش آمپول هم میدن اون ...


دوقلویی تو وراثتت هم داشتی؟

حاملگی دوقلویی چطوری بود خیلی سخته؟

قرصش که خیلی ارزونه ولی الان یادم نیست قیمت دقیقش را ،معمولا قرص جواب نده در کنارش آمپول هم میدن اون ...

جنسیت دوقلوهات چیه عزیزم

فقط 1 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی                            اصلا خیال کن که تو اصغر نداشتی  
دوقلویی تو وراثتت هم داشتی؟ حاملگی دوقلویی چطوری بود خیلی سخته؟


بله وراثت هم داشتم

ببین اون نه ماه بارداری واقعا پدرم در اومد مرگو جلوی چشمام می‌دیدم هیچ کسی را هم نداشتم بهم کمک کنه یک پدر پیر و یک مادر بزرگ ۸۶ساله داشتم که عملا هیچ کمکی نمی‌توانستند بهم بکنند،سردردهای شدید،سرگیجه های زیاد،ویار خیلی خیلی شدید،فکر کنم میخواستم برم تا آشپزخونه خودم را روی زمین کشون کشون می‌کشیدم تا آشپز خونه،اصلا غذا نمی‌تونستم بخورم حتی آب چون سریع حالم بهم میخورد،به جای اینکه وزن اضافه کنم وزن کم میکردم،از ساعت دو بعاز ظهر که اصلا حالم داغون داغون میشد فقط یک گوشه میافتادم و همش ناله میکردم،همش خواب مادرم را می‌دیدم که تازه فوت کرده بود و همش تو خواب نگرانم بود،تازه اون موقع یک پسرم پنج سالش بود و پیش دبستانی می‌رفت نمیدونی با چه بدبختی می‌بردم و میاوردمش دو قدم راه میرفتم گوشه خیابون میشستم،همه ادمهاچپ چپ نگام میکردند 

ماه های آخر حالم خیلی بدتر بود ورم کرده بودم نافم بیرون زده بود،یکم اشتهام باز شده بود ولی کسی نبود برام غذا درست کنه و..... خلاصه واقعا تو اون نه ماه زجر کشیدم ولی بعد که بچه ها دنیا اومدن چون حالم بهتر بود دیگه سختی آن چندانی نداشتم

1457
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1333
1477
1492
1506
1426
1479
1483
1504
1439
1402
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29