2777
2789
عنوان

مرگ تازه عروس در آرایشگاه

1361 بازدید | 37 پست

به گزارش مشرق، چند روز قبل این تازه عروس ۳۲ ساله برای شرکت در مراسم عروسی خواهر شوهرش تصمیم گرفت رنگ موهایش را تغییر دهد به همین خاطر به یکی از آرایشگاه‌های شمال تهران رفت.

دوستانش خیلی از کار این آرایشگاه تعریف کرده بودند و او نیز به امید یک تغییر خوب موهایش را به دست زن آرایشگر سپرد اما بعد از چند ساعت وقتی که آرایشگر جوان موهایش را شست، با دیدن چهره‌اش بسیار تعجب کرد. بعد از این همه ساعت معطلی و صرف وقت و هزینه نتیجه کار نه تنها دلخواهش نبود بلکه بشدت از دیدن رنگ موهایش عصبی شد.

فکر اینکه با چنین رنگ مویی به عروسی خواهر شوهرش برود کلافه‌اش کرده بود. وقتی مهناز به زن آرایشگر اعتراض کرد و از او خواست که کاری برای موهایش انجام دهد، زن جوان گفت فردا به آرایشگاه بیا تا فکری برای موهایت بکنم. آن شب تا صبح از ناراحتی خوابش نبرد روز بعد دوباره به آرایشگاه رفت. زن آرایشگر دوباره موهایش را دکلره کرد و او را زیر سشوار برقی نشاند. زمان برایش به کندی می‌گذشت هر وقت می‌پرسید کی باید از زیر سشوار خارج شود زن آرایشگر می‌گفت عجله نکن! دو ساعت و نیم گذشت در حالی که مواد دکلره روی سرش بود احساس خارش و سوزش اذیتش می‌کرد هر بار اعتراض می‌کرد در جواب می‌شنید نگران نباش هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.

اما ناگهان مهناز احساس سردرد و سوزش شدیدی کرد و فریادی کشید و از هوش رفت. زن آرایشگر که ترسیده بود بلافاصله کلاه برقی را از سر تازه عروس جدا کرد و برای به هوش آوردن وی پارچ آب سرد را روی صورت و موهایی که مواد شیمیایی روی آن قرار داشت ریخت.

اما وضعیت جسمی مهناز بهتر نشد و در نهایت او را به بیمارستان منتقل کردند. تلاش کادر درمان برای نجات تازه عروس ادامه یافت اما ساعاتی بعد وی تسلیم مرگ شد.

به‌دنبال مرگ مهناز، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. بدین ترتیب جسد برای مشخص شدن علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. این درحالی بود که شوهر مهناز با شنیدن خبر مرگ همسرش سکته کرد.

با انجام معاینات پزشکی قانونی، علت مرگ زن جوان پارگی مویرگی اعلام شد. بدین ترتیب بازپرس جنایی با توجه به عدم صلاحیت رسیدگی به پرونده در دادسرای جنایی و به درخواست خانواده وی پرونده را برای رسیدگی به دادسرای جرایم پزشکی ارجاع کرد.

منبع: روزنامه ایران
آدم‌های بزرگ عظمت ديگران را می بينند، آدم‌های متوسط به دنبال عظمت خود هستند و آدم‌های كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران می بينند.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وااای کاش الان اینو نمیذاشتی قراره برم دکلره کنم😭

❤من به این که خدا دعاهای شماهارو قبول میکنه شکی ندارم❤لطفا برای مادر شدن منم دعا کنید 😔  ب امید اون روزی که تیکربارداریمو بزنم☹☹☹

یا خداااا 😑😐فک کن واسه عروسی خواهرت زنت بمیره😐

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز