سلام بچه ها من اشتي كردم و قبول كردم منم بي تقصير نبودم خداروشكر گوش شيطون كَر شوهرم از ديشب خوب شده صبح برد خونه مامانم الان ز زدم اومد دنبالم خلاصه دارم سعي ميكنم ارامشو به زندگيم برمردوندم شوهرمم يواش يواش بگيرم تو دستم كه دهن بين نباشه
راستي سر مهريه ام كه ميگفت ببخش ديشب يهو گفتم باشه اگه بخاطر مهر منو نگه داشتي ميخوام صدسال سياه نگه نداري كه يهو بغلم كرد گفت همينو ميخواستم بشنوم مهرت مال خودت عشقم
كه ديگه جفتمون اروم شديم
حالا ميخوام از اينجا شروع كنم كه هرروز صبح بيدار شم ❤️قبل بيدارشدنش برم حموم و ارايش ريز كنم
❤️روي يخچالم جملات عاشقانه و مثبت بزارم
❤️فعلا هرچي گفت با دبون اروم كنم اكه قبول نكرد حرفشو گوش بدم و چشم بگم تا دوباره يهم اعتماد كنه
❤️و حون الان به مادرش ترحم داره يروز در ميون تا يه هفته ناهار برم اونجا
❤️جلو شوهرم مامان و باباشو تحويل بگيرم كه ديگه نتونن پشتم بد بگن
واسه أبدي شدن عشقمون دعا كنيد🙈💜