ما یه دوست خانوادگی داریم ک از بچگیم باهاشون رفت و امد داریم..اما شوهرم ازشون خوشش نمیاد.. الانم بعد یک سال دعوت کردن بریم بیرون گفت میخوام برم دوستمو ببینم قبول نکرد.من خیلی دلم شکست چون همیشه باهاش همراهم حتی اگ خوشم نیاد از دوستاش یا کسایی ک باهاشون رفت و امد داریم اما بخاطر دل اون خودمو وفق میدم.اما اون نه.. این چه دوست داشتنیه؟بعدم ناراحت میشه من جایی رو بدون نظراون هماهنگ کنم و هیچوقت اینکارو نمیکنم.اما الان مامانش زنگ زد گفت جمعه آبگوشت بزارم بیاین؟گفت اره بزار.. حتی نگفت بهت خبر مسدم.یاحتی با چشم ازم سوال نکرد من روبروش بودم.. خیلی احساس حقارت میکنم تو زندگیم..خیلی دلم شکسته