ديگه دوس ندارم ببينمش حتي صداشم منو آزار ميده، امروز ناهار ميخوايم بريم اونجا😑 نميدونم حسم درسته يا نه من خيلي صادقم اصلا هم از سياسيتو دو رو بازي و اينا خوشم نمياد چون فك ميكنم با اين كارا خودمو گول ميزنم، بماند كه در عين مظلومي و سادگي شخصيت خيلي خاص و نا بهنجاري داره از اونجايي كه منو شوهرم خيلي به بزرگترامون احترام ميزاريم دوس ندارم از اين احترام سؤاستفاده بشه
خوب به زور . شوهرم هی میگه منم هی بهانه میارم نمیرم . گاهی ناراحت میشه ولی خوب باز نمیرم و بهش میگم ...
اي خواهر اينا انقد حرف در ميارن شوهر منو بيچاره ميكنن قبل عيد يك كارايي كردن كه بين منو شوهرم خون و خونريزي شد خدا ازشون نگذره من به شوهرم گفتم خيلي دلم برات ميسوزه كه يه همچين خانواده اي داري
اي خواهر اينا انقد حرف در ميارن شوهر منو بيچاره ميكنن قبل عيد يك كارايي كردن كه بين منو شوهرم خون و ...
من اولا به شوهرم چیزی نمیگفتم بعد دیدم هر چی من نمیگم اینا صد تا میزارن رو حرفا تو زندگیم جنجال و بزن بزن راه میندازن این شد که الان هر چی بشنوم و هر چی بهم بگن قبل اینکه اونا هزار تا بزارن رو به شوهرم بگن خودم راستشو میگم بزار بشناسه خوب . ادم هر چی کوتاه میاد چیزی نمیگه همونقدر سوارش میشن میگن خره حقشه
به معناي واقعي خسته شدم تو اين ٧ سالي كه وارد خانواده اينا شدم يك روز خوش نديدم، خواهر شوهرم همش بهم بد و بيرا گفت و فحشو توهينو اينا كرد هم به شخصيتم هم به خانوادم آخرشم تو روز عروسي ريد به بهترين شب زندگيم از اون موقع با اون افريطه قطع رابطه كردم و همشون با من شدن دشمن، اين آخريا خيلي شوهرم دست به سينه مامانش بود جوري كه ميگفت ماست سياهه اين قبول ميكرد آخر شك كردم بعد از يه بنده خدايي پرسيدم گف خيلي وقت پيش براش دعا گرفتن كه سمت خودشون بكشنو به حرفش گوش كنن وايي كه اينو فهميدم همون يه قطره دوس داشتني هم مه دلم مونده بود از بين رفت
من که دیگه کم میرم اونام در مقابلش مجبور میشن کم بیان . و دیگه حرفاشون برام مهم نیست هر چی میگن میگم به تخمم. پیششون بودنیم شیک میکنم میرم و فقط الکی میخندم و پیششون چند بار بلند بلند گفتم من اصلا خیلی بدم میاد ادم تو زندگی کسی دخالت کنه من خودم کسی تو زندگیم دخالت کنه شوخی ندارم جرش میدم و غیر مستقیم حرفمو رسوندم و اونام دارن ازم دور میشن .
مادر شوهر من اینقدر ظار سازی میکنه که در ظاهر میگه تو باعث افتخار مایی ،بعد یواش یواش به شوهر من میگه خیلی واسه عروسی خرج نکن ،به من میگه یعنی کسی پیدا میشه بره یک میلیون به ادکلن پول بده اینقدر که ندیده است بگو خب خرید عروسی همینه دیگه اونم باقیمت وحشتناک الان ، این حرفارو میزنه تا من ساده یه چیزی بگم بره پسرشو بپزه که پول خرج نکنه ، تقصیر خودمه سر سرویس کوتاه اومدم یه سرویس اشغالی برداشتم