اونقدر ک ...ب دوستم گفتم کار خوب سراغ داشتی بهم بگو
دوستم میگ باید طلاق تو رو از شوهرت بگیریم اون شوهر برای تو نمیشع .. ب چ دردی میخوره .... اون زنه ن مرد ...
نکنه تو شبا میری سراغش ن اون .... دلم گرفت ... گفت دوست پسر من بخاطر اینکه کارش دو شیفته بود و یک شب درمیون خونه بوده از کارش زده بیرون تا هم بره جایی ک درامدش بیشتر باشه و هم این ک عید اومد خواستگاریم و عروسی گرفتیم .. من شبا تنها نمونه تو خونه میگ دلم نمیاد تو تنها باشی . اونوقت شوهرتو هیچ غلطی نمیتونه کنه . همشم تو خونه تنهات میذاره .. محبتم ک نداره پس ب چ درد چ گوه..ی میخوره
خیلی دلم شکست ... دارم گریه میکنم ب حال بدبختیم از شوهرم بدم اومد ک سرشکسته ام کرده