2777
2789
عنوان

بازم زده ب سرم(:

312 بازدید | 28 پست

تاپیک زدم چطوری نی نی سایت اثر منفی میزاره

الان فهمیدم....

من ممدمو ب صد تا دنیا نمیدم بش شک ندارم عاشقشم (: 

قربونش برم مژه فر فریه سیکس پک دارم (: 

(میخواستم بگم ینی خانوما اینجوری باشید) ب شوهر جونیاتون اعتماد داشته باشید 

جدا بخوای تحت تاثیر تاپیکای خیانت باشی روانی میشی 

احسنت آفرین 😅

 تمام عالم فدای ائمه.تویی که علیه اسامی ائمه میگی فردوسی شاعر و حماسه سرای بزرگ ایرانی رو میشناسی؟همون که نماد ادب وفرهنگ ایران هست ،میدونی اسمش چیه ؟ ابوالقاسم 🤭آره گلم فردوسی یه ایرانی اصیل هست وکل جهان ایران رو بافردوسی میشناسن اما اسمش عربیه و با اون مقامش ادعای امثال تو رو نداشت پس تربیت نداشتتو نشون نده.  تو نه تنها روشنفکر نیستی بلکه اصلا اهل تفکر هم نیستی و باعث میشی آبروی روشنفکرهای واقعی مثل آقای گاندی بره هرجای دنیا بگی به اسم روشنفکر تو مجازی علیه خدا و اعتقادات مذهبیون میگی بهت میخندن .درحدی نیستی که رو حرف خدا حرف بزنی و علیه ائمه بگی فقط خودت حقیتر میشی خدا خودش فرموده دنیارو واسه خاطر حضرت محمدو حضرت زهرا و مولاعلی و فرزندانش آفریدم آخرش هم همه چی میرسه به وارث حقیقی غدیر به حضرت مهدی.امروز هم نهضت عاشورا ادامه داره و پیروان یزیدو قاتل حضرت زهرا دارن ازشون جلو میزنن اما روسیاهی واسه زغال میمونه .خدایا شکرت که من از دشمنان ائمه و یزیدی و پیرو قاتلین و خائنین نیستم .لعنت خداوند بر تمام دشمنان ائمه و لعنت بر قاتلان آقا امام حسین . .پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: علی با حق و حق با علی است و از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر در قیامت بر من وارد شوند .حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود/ خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود/ ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه /گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من برا اولین بار تو این ۶ سال ک عضوم بابت یه تاپیک گریه کردم همین الان واقعا دلم اتیش گرف ☹

کدوم تاپیک؟

ما نسلی بودیم که پنجشنبه ها تعطیل نبودیم و میرفتیم مدرسه یعنی فقط یه جمعه رو داشتیم ولی همونم خیلی بهمون خوش میگذشت...یادمه پنجشنبه ها تا میرسیدم خونه مامانم میگفت بشین سریع تکالیف تو انجام بده تا بریم خونه عزیز منم تند تند کارامو میکردم و خسته و کوفته ولی سرشار از هیجان راهی میشدیم،همه اونجا بودن دایی هام خاله ها و دایی های مامانم که بچه هاشون همسن من بودن وای که چقدر با صفا بود.‌..کوچک و بزرگ همه با هم بازی میکردیم کسی سرش تو موبایل نبود.یک ساعت قبل خواب همه بچه ها میرفتیم رختخواب رو میریختیم و کلی کیف میکردیم بعدم که بغل به بغل جا پهن میکردیم و میرفتیم تو رختخواب ولی تا صبح بیدار بودیم و حرف میزدیم صبحم با بوی تازه نون بربری بیدار میشدیم یادش بخیر چه سفره ای پهن میکردیم از این سر سالن تا اون سر بعد میرفتیم تا ظهر بازی اکثرا نهار آش رشته یا آبگوشت داشتیم وااااای چه عطر و بویی داشت...یکی از دایی های مامانم تنبک میزد پسر خاله مامانم سنتور بقیه هم که همه ماشاالله خواننده برنامه بعد ظهرامون بزن و بکوب و بخون بود هر کی برا دل خودش یه آهنگ و شروع میکرد و بقیه هم همراهیش میکردن...گل سنگم گل سنگم چی بگم از دل تنگم‌‌...😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢   چقدر دلم برا اون موقع ها تنگ شده😔😔😔😔😔😔😔😔😔 
کدوم تاپیک؟

تاپیک momii بیچاره از غصه حرفایی میزد ک انگار داش دیوونه میشد البته هنوز مطمعن نبود ولی دلم درد گرف براش

اگر کسی کودک استثنایی رو میشناسه ک علاقه به زبان داره و تهرانه بگه ❤

ممد نبودی ببینیییییی.....😂

بسم الله...اول برای چهری دلربای عزیز زهرا س مهدی صاحب الزمان عج صلوات،دوم اگ معرفت داری برا تو دلیم صلوات بفرس.ثوابش×۱۰ براخودت🌹😊
وای الهی براش بمیرم به من میگفت من خواهر ندارم تو خپاهرمی دیگه

اره خصوصا هم اسم عشق من بود 

دق کردم ی لحظه فک کردم اگه من بودم روانی میشدم

واقعا فهمیدم تاثیر بدی دارع نی نی سایت

موضوع چی بود؟خیانت؟

ما نسلی بودیم که پنجشنبه ها تعطیل نبودیم و میرفتیم مدرسه یعنی فقط یه جمعه رو داشتیم ولی همونم خیلی بهمون خوش میگذشت...یادمه پنجشنبه ها تا میرسیدم خونه مامانم میگفت بشین سریع تکالیف تو انجام بده تا بریم خونه عزیز منم تند تند کارامو میکردم و خسته و کوفته ولی سرشار از هیجان راهی میشدیم،همه اونجا بودن دایی هام خاله ها و دایی های مامانم که بچه هاشون همسن من بودن وای که چقدر با صفا بود.‌..کوچک و بزرگ همه با هم بازی میکردیم کسی سرش تو موبایل نبود.یک ساعت قبل خواب همه بچه ها میرفتیم رختخواب رو میریختیم و کلی کیف میکردیم بعدم که بغل به بغل جا پهن میکردیم و میرفتیم تو رختخواب ولی تا صبح بیدار بودیم و حرف میزدیم صبحم با بوی تازه نون بربری بیدار میشدیم یادش بخیر چه سفره ای پهن میکردیم از این سر سالن تا اون سر بعد میرفتیم تا ظهر بازی اکثرا نهار آش رشته یا آبگوشت داشتیم وااااای چه عطر و بویی داشت...یکی از دایی های مامانم تنبک میزد پسر خاله مامانم سنتور بقیه هم که همه ماشاالله خواننده برنامه بعد ظهرامون بزن و بکوب و بخون بود هر کی برا دل خودش یه آهنگ و شروع میکرد و بقیه هم همراهیش میکردن...گل سنگم گل سنگم چی بگم از دل تنگم‌‌...😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢   چقدر دلم برا اون موقع ها تنگ شده😔😔😔😔😔😔😔😔😔 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792