برا ما اصلا قدر نمیدونن بلکه بعدش وظیفه میدوننن...نه محبت بلکه پول اموال...بیا و ببین چجوری از مال خلیفه میبخشیدن به بعضیا اخرم همونا همچین ب یجا رسیدن یا بابا مامانم مریض شدن ی زنگ نزدن...دیگ من ک بزرگ شدم زنگ ک میزنن میگم چیه بازز پول ارث چی میخواین ک الان شمارمونو دارین زمانای دیگ شمارها رو گم کردین😏میدونی وقتی عروسی دارن و پول میخوان و ارث زیادی ینی زمین و اموال بابای منو فک کن
مارو میشناسن...هرچتد ازوقتی ک منو خاهرم بزرگ شدیم خیلی جلوشونو گرفتیم...چه فایده...زمانی بود که هیچی از طلاها و کلی پول....نمونده بود...ولی خب اگ منو خاهرمم اینطور بودیم الان احتمالا تو چادر بودیم...از دست این2نفر زیادی مهربون.