نمی دونم بخدا
یه دوستی داریم اینجوریه
خانم.خوشگل . خوش تیپ .تحصیل کرده . کدبانو. یه شغل عالی و پر در آمد...یعنی هر چی بگم کمه
بعد سالهاست شوهرش نمی خوادش ...میگه میخام برم زن بگیرم میگه باشه بگیر منم باهات می سازم. شوهره هفته ای یه بار کتکش میزنه میگه نمیخوامت از این خونه برو بیرون ...بعد میاد پیش ما گریه و زاری که اگه طلاقم بده چکار کنم
مادرش و برادراش و دوستاش همه میگن ولش کن بابا خوب نمیخواد زور که نیست
میگه ولم کنه من خودمو می کشم!
جالبش اینه که عشق و علاقه ای هم بهش نداره..فقط نمی دونم چرا انقدر ترس داره